نکس

[نُ کُ] (ع ص، اِ) برجای ماندگان از پیری (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) مفرد آن ناکِس است (از اقرب الموارد) رجوع به ناکِس شود.


نکس

[نِ] (ع ص، اِ) تیر سوفارشکسته که اسفل او را اعلی گردانند (منتهی الارب) (آنندراج) تیر سوفارشکسته که پائین آن را بالا سازند (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) پیکان که بیخش شکسته پس سر آن را بن وی کرده باشند (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب...


نکش

( [نَ] (ع مص) به قعر رسانیدن چاه را، و برآوردن گل و لای را از چاه (از منتهی الارب) (آنندراج) آب همه از چاه بکشیدن( 1 (از تاج المصادر بیهقی ||) سپری کردن چیزی را( 2) (از منتهی الارب) فنا کردن و تمام کردن چیزی را (از اقرب الموارد)...


نکشته

[نَ کِ تَ / تِ] (ن مف مرکب)کاشته ناشده ناکاشته نامزروع زمینی که زراعت نشده است بذری که آن را نکاشته اند (|| ق مرکب) بی آنکه زراعت کند: نکشته می درود.


نکشیده

[نَ کَ / کِ دَ / دِ] (ن مف مرکب)ناکشیده کشیده ناشده وزن ناشده || مقابل کشیده رجوع به کشیده شود (|| ق مرکب) وزن ناکرده بی آنکه آن را بکشند و وزن کنند: نکشیده ده من است.


نکص

[نَ] (ع مص) سپسایگی رفتن و بددل شدن و بازایستادن از کاری (از منتهی الارب) (از آنندراج) کأکأه و جبن و ضعف نشان دادن و احجام و انقداع در کاری (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) نکوص منکص (اقرب الموارد) (متن اللغه ||) برگشتن از کاری که در پی آن...


نکظ

[نَ] (ع مص) سخت گرسنه گردیدن (از اقرب الموارد) (از المنجد) (ناظم الاطباء ||) شتابانیدن (از متن اللغه) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) نکظ الرجل؛ اعجله عن حاجته (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) دشوار گردانیدن حاجت کسی را (منتهی الارب) دشوار گردانیدن کسی را از حاجتی که...


نکظ

[نَ کَ] (ع مص) کوشیدن (منتهی الارب) (ناظم الاطباء ||) شتافتن (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (از ناظم الاطباء) (از متن اللغه) شتافتن در پی حاجتی یا برای خروج (از اقرب الموارد) (از المنجد) شتاب کردن (زوزنی) نکظه منکظه (منتهی الارب) نَکْظ (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء ||)...


نکع

[نَ] (ع مص) شتابانیدن کسی را از کار، یا رد نمودن و دور ساختن آن را (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد ||) سستی کردن در حاجت (از منتهی الارب) (آنندراج) نکول کردن و سستی کردن در حاجت (از ناظم الاطباء) (از...


نکع

[نَ کَ] (ع مص) رفتن پوست بینی کسی (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) فهو انکع و نکع و هی نَکْعاء (متن اللغه) رجوع به انکع و نیز رجوع به نَکِع شود.


نکع

[نُ کَ] (ع اِ) رنگ سرخ (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد (||) ص) مرد سیاه به سرخی مایل (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد) مرد احمر اقشر (متن اللغه) نَکْع نَکِع (ناظم الاطباء).


نکع

[نُ کُ] (ع ص، اِ) جِ نَکوع رجوع به نَکوع شود.


نکعه

[نَ عَ] (ع اِ) گیاهی است شبیه طرثوث (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


نکعه

[نَ کَ عَ]( 1) (ع اِ) شلم قتاد (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) صمغ قتاد، یا آن نُکعه است (از متن اللغه ||) بر نقاوی (منتهی الارب) (آنندراج) بار درخت نقاوی (ناظم الاطباء) (از متن اللغه ||) بار درختی است سرخ || سر بینی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) طرف...


نکعه

[نَ کِ عَ]( 1) (ع ص) زن سرخ فام (منتهی الارب) (آنندراج) مرأه حمراء (اقرب الموارد) زن سرخ (ناظم الاطباء ||) لب نیک سرخ (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) لبی که نیک سرخ باشد (ناظم الاطباء) شفه نکعه؛ لبی سرخ از بسیاری خون (مهذب الاسماء) ( 1) - در...


نکعه

[نُ کَ عَ] (ع ص) رجل نکعه؛ مرد پوست روی رفته (منتهی الارب) (آنندراج) مرد سرخی که پوست بینی وی رفته باشد (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) مرد احمر اقشر (از متن اللغه ||) هُکَعه نُکَعه؛ مرد گول یا مرد گول که از جای نجنبد (منتهی الارب) (آنندراج)...


نکف

[نَ] (ع مص) اشک از رخ فراتر کردن به انگشت (تاج المصادر بیهقی) به انگشت اشک از رخسار پاک کردن (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) برگردیدن و عدول نمودن (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) پی گم کردن(...


نکف

[نَ کَ] (ع اِ) غدودهای خرد که در بن زنخ میان نرمهء گوش و پس گوش باشد (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) نام هریک از دو غدهء بزاقی که هریک در جانبی از سر، خلف گوش نزدیک فک اسفل جای دارند و گوش گل آماس این غده هاست، و...


نکفات

[نَ کَ] (ع اِ) جِ نَکَفه رجوع به نَکَفه شود.


نکفتان

[نُ فَ / نَ فَ / نَ کَ فَ] (ع اِ) دو بن استخوان زنخ به چپ و راست (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) لهزمتان دو استخوان برآمده میان استخوان زنخ و گوش (یادداشت مؤلف) تثنیهء نکفه است رجوع به نکفه شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید