نکع
[نَ] (ع مص) شتابانیدن کسی را از کار، یا رد نمودن و دور ساختن آن را (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد ||) سستی کردن در حاجت (از منتهی الارب) (آنندراج) نکول کردن و سستی کردن در حاجت (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) تیره عیش گردانیدن به شتابانیدن (منتهی الارب) (آنندراج) تیره گردانیدن عیش کسی را به شتابانیدن (ناظم الاطباء) منغص گردانیدن عیش کسی را با شتابانیدن او (از اقرب الموارد ||) پشت پا بر کون کسی زدن (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) پشت پا زدن بر کسی (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد ||) بند کردن حق کسی را از وی( 1) (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) حبس کردن و بازگرفتن حق کسی را از او (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (از المنجد ||) دادن حق کسی را( 2) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) به دوشیدن سختی کردن بر ستور (منتهی الارب) (آنندراج) در دوشیدن بر ستور سختی کردن( 3) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) تَنْکاع (منتهی الارب) (متن اللغه ||) مانَکَعَ؛ مازال( 4) (متن اللغه) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) مانَکَعَ علی کذا؛ همیشگی نمود بر آن (منتهی الارب) ( 1) - دو معنی متضاد ( 2) - دو معنی متضاد ( 3) - و هو أن یضرب ضرعها لتدرَّ (اقرب الموارد) (متن اللغه) (از المنجد) ( 4) - از افعال ناقصه است (از اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
