نکث

[نِ] (ع اِ) غازکرده و تاب بازکرده از جامه و بافتنی تا دوباره ببافند (از اقرب الموارد) ج، اَنکاث.


نکح

[نَ] (ع اِ) کُس زن (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج (||) مص) زن کردن (تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغه) نکاح رجوع به نکاح شود || شوهر کردن (تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغه) رجوع به نکاح شود || مجامعت کردن (تاج المصادر بیهقی) (از متن اللغه) رجوع به نکاح...


نکح

[نُ / نِ] (ع اِمص) عقدبستگی (از منتهی الارب) (آنندراج) اسم است از نکاح (از متن اللغه ||) کلمه ای که عرب بدان عقد نکاح می بستند (منتهی الارب) (از متن اللغه) (آنندراج) چون کسی [ از تازیان ]می خواست از طایفه ای زن بگیرد می آمد در آن (1)...


نکح

[نُ کَ] (ع ص) مرد بسیارنکاح (منتهی الارب) (آنندراج) نُکَحه کثیرالنکاح شدیدالزواج (متن اللغه).


نکحه

[نُ کَ حَ] (ع ص) بسیارنکاح (مهذب الاسماء) نُکَح (منتهی الارب) رجوع به نُکَح شود.


نکخ

[نَ] (ع مص) مشت یا نیزه بر حلق کسی زدن (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از متن اللغه) لهز (اقرب الموارد) (متن اللغه).


نکد

[نَ] (ع مص) به نهایت کشیدن غراب آواز را (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) بازداشتن حاجت کسی را (از منتهی الارب) بازداشتن کسی را از حاجت کسی (از ناظم الاطباء) نَکَدَ زید حاجهَ عمرٍو؛ منعه ایاها (اقرب الموارد) (متن اللغه ||) بازداشتن...


نکد

[نَ کَ] (ع مص) سخت و دشوار و ناخوش گردیدن زیست کسان (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) تنگ عیش شدن (زوزنی ||) کم گردیدن آب چاه (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) اندک شدن آب چاه (زوزنی) (از اقرب...


نکد

[نَ کِ] (ع ص) رجل نکد؛ مرد بدفال دشوارخوی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) شوم (دهار) ناکس (از مهذب الاسماء) شوم سختگیر قلیل الخیر (از اقرب الموارد) نَکْ د نَکَ د (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغه) نِکْ د اَنْکَ د (متن 1) - صورت اخیر شاذ و...


نکد

[نُ] (ع اِمص) کمی دهش نَکْ د (منتهی الارب) (آنندراج) کمی دهش و عطا (ناظم الاطباء) قلت عطا نَکْ د( 1) (اقرب الموارد) (متن اللغه (||) ص) ماء نکد؛ آب کم (از اقرب الموارد) (از متن اللغه (||) ص، اِ) جِ نَکْداء رجوع به نَکْداء شود ( 1) - در...


نکد

[نِ] (ع ص) رجوع به نَکِد شود.


نکداء

[نَ] (ع ص) ناقه نکداء؛ اشتری بی شیر( 1) (مهذب الاسماء) ناقهء بی شیر (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از متن اللغه||) شترمادهء بسیارشیر( 2) (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه ||) آن اشتر که بچهء او نزید و او همیشه بسیارشیر باشد (مهذب الاسماء) (از منتهی الارب) (از...


نکر

[نَ] (ع اِمص) زیرکی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) فطانت (ناظم الاطباء) دهاء فطنت (اقرب الموارد) نُکْر (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).


نکر

[نَ کَ] (ع مص) ناشناختن امر را (از منتهی الارب) نادانستن کاری را (از اقرب الموارد) نُکْر (اقرب الموارد) (منتهی الارب) نکور نکیر (منتهی الارب) (اقرب الموارد) نُکُر (ناظم الاطباء ||) ناشناختن (ترجمان علامهء جرجانی ص 101 ) نشناختن کسی را (از اقرب الموارد).


نکر

[نَ کِ] (ع ص) زیرک (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) داهی فَطِن (اقرب الموارد) نَکُر (منتهی الارب) (اقرب الموارد) ج، انکار || مردی که انکار منکر می کند (ناظم الاطباء) رجل نکر؛ مردی انکارکننده (مهذب الاسماء) نَکُر نُکُر (ناظم الاطباء).


نکر

[نُ] (ع مص) ناشناختن (تاج المصادر بیهقی) (دهار) نَکَر (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء (||) ص) منکر (اقرب الموارد) امر منکر (فرهنگ فارسی معین) منکر از هر چیزی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نُکُر (منتهی الارب) (آنندراج ||) کار دشوار و زشت (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب...


نکر

[نُ کَ] (ع مص) زیرک گردیدن || دشوار گشتن (|| ص) معین (فرهنگ فارسی معین) : پس حکم کرد آتشی را و نکر تا شود حل مشکل آن دو نفر مولوی (از فرهنگ فارسی معین) - نکر ساختن؛ معین کردن (فرهنگ فارسی معین) : هم نکر سازید از بهر ثمود...


نکر

[نُ کُ] (ع مص) رجوع به نَکَر شود (|| ص) امرأه نکر؛ زن زیرک (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) داهیه فَطِنه (اقرب الموارد||) مُنْکَر (اقرب الموارد) (ترجمان علامهء جرجانی ص 101 ) (المنجد ||) نُکْر کار سخت (از اقرب الموارد).


نکراء

[نَ] (ع اِمص) زیرکی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) دهاء فطنت (اقرب الموارد) (متن اللغه) نَکْر نکار (متن اللغه||) (ص، اِ) منکر (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (متن اللغه) منکر از هر چیزی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء ||) داهیه شدت (از اقرب الموارد) سختی روزگار (از متن اللغه) رجوع به...


نکراء

[نَ کَ] (ع اِ) روش طور (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) یقال: استمشی فلان نکراء( 1)؛ أی لوناً مما یسهله عند شرب الدواء (منتهی الارب)؛ یعنی به رنگ همان دوائی که آشامیده بود طبیعت وی اجابت کرد (ناظم الاطباء ||) بلا سختی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ( 1) -...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید