نکوب
[نُ] (ع مص) از راه بگشتن (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (زوزنی) (ترجمان علامهء جرجانی ص 101 ||) برگردیدن از چیزی (از منتهی الارب) (آنندراج) عدول کردن (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) روی گرداندن و اعراض کردن از چیزی (از متن اللغه) نَکْب (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغه) نَکَب...
نکوبخت
[نِ بَ] (ص مرکب)خوش بخت سعید (یادداشت مؤلف) نکواختر نیکوبخت نیک بخت.
نکوبختی
[نِ بَ] (حامص مرکب)خوش بختی سعادت نیک بختی نکواختری : نکوبختی و دانش و کلک و تیغ خدا هیچ ناداشته زو دریغاسدی.
نکوبنیاد
[نِ بُنْ] (ص مرکب)نیکوسرشت نیکواساس.
نکوبیده
[نَ دَ / دِ] (ن مف مرکب)کوبیده ناشده ناکوبیده مقابل کوبیده رجوع به کوبیده شود.
نکوبین
[نِ] (نف مرکب) نیکوبین نیک بین نکوخواه خیرخواه || که خوبیها و حسن را بیند مقابل عیب بین و بدبین.
نکوبینی
[نِ] (حامص مرکب) عمل و صفت نکوبین رجوع به نکوبین شود.
نکوجبلت
[نِ جِ بِلْ لَ] (ص مرکب)نیکوجبلت (یادداشت مؤلف) نکوسرشت نیکوسرشت خوش طینت نیک فطرت.
نکوچادر
[نِ دَ / دُ] (ص مرکب) که چادری زیبا و خوش رنگ بر سر اندازد کنایه از زنی که ظاهری زیبا و جامهء آراسته دارد کنایه از زنی که در زیر چادر قامتش زیبا جلوه کند خوش چادر آنکه ظاهری زیبا دارد : تهیدست با هیبت و نام و ننگ...
نکوچادری
[نِ دَ / دُ] (حامص مرکب)نکوچادر بودن صفت نکوچادر رجوع به نکوچادر شود.
نکوچشم
[نِ چَ / چِ] (ص مرکب) که چشمی زیبا دارد (یادداشت مؤلف) خوش چشم وابرو.
نکوچشمی
[نِ چَ / چِ] (حامص مرکب)صفت نکوچشم رجوع به نکوچشم شود.
نکوچهر
[نِ چِ] (ص مرکب) نکوروی نکوصورت نیکوچهر نیک چهر.
نکوچهره
[نِ چِ رَ / رِ] (ص مرکب)نکوچهر رجوع به نکوچهر شود.
نکوچهری
[نِ چِ] (حامص مرکب)نکوچهر بودن نکوروئی صفت نکوچهر رجوع به نکوچهر شود : شمشاد نگر بدان نکوزلفی گلنار نگر بدان نکوچهریمنوچهری.
نکوحال
[نِ] (ص مرکب) نیکوحال به سامان توانگر مرفه صاحب جاه و قدرت : دشمن چو نکوحال شدی گرد تو گردد زنهار مشو غره بدان چرب زبانیش ناصرخسرو || سالم و سرحال سردماغ تندرست.
نکوحالی
[نِ] (حامص مرکب) نکوحال بودن رجوع به نکوحال شود.
نکوخصال
[نِ خِ] (ص مرکب)نکوخصلت نکوسیرت نیکوخصال : نکودل است و نکوسیرت و نکومذهب نکوخصال( 1) و نکوطلعت و نکوکردار فرخی ( 1) - ن ل: نکونهاد، و در این صورت شاهد نیست.
نکوخصلت
[نِ خَ / خِ لَ] (ص مرکب)نکوسیرت نکوسریرت نکوسرشت.
نکوخصلتی
[نِ خَ / خِ لَ] (حامص مرکب) نکوخصلت بودن رجوع به نکوخصلت شود.
