نشکنجیدن

[نِ کُ دَ] (مص) نشکنج گرفتن (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج) قرص (زمخشری) رجوع به نشکنج شود.


نشکنک

[نَ کَ نَ] (اِ) قرص بزرگ [ شیرینی ] که تمام سطح بشقابی را که در آن جای دارد بپوشاند (یادداشت مؤلف).


نشکوهیدن

[نَ شِ دَ / نَ دَ] (مص منفی)مقابل شکوهیدن رجوع به شکوهیدن شود.


نشکهیدن

[نَ کُ دَ] (مص منفی)نشکوهیدن پروا نکردن مقابل شکوهیدن به معنی بیم و پروا داشتن و ترسیدن (از انجمن آرا) (از آنندراج) : آن کبوترشان ز بازان نشکهد باز سر پیش کبوترشان نهد مولوی (از انجمن آرا) تا ز بسیاری آن زر نشکهند بی گرانی پیش آن مهمان نهندمولوی.


نشکی

[نَ] (ص نسبی) منسوب است به نشک از قراء مرو در پنچ فرسخی (از سمعانی).


نشکیبیدن

[نَ شَ دَ / نَ دَ] (مص منفی)مقابل شکیبیدن رجوع به شکیبیدن شود.


نشکیفتن

[نَ شَ تَ / نَ تَ] (مص منفی)مقابل شکیفتن رجوع به شکیفتن شود.


نشگرده

[نِ گِ دَ / دِ]( 1) (اِ) آلتی است آهنی که بدان کفشدوزان چرم را قطع کنند و به هندی راپی گویند (غیاث اللغات) افزاری است صحافان و کفشدوزان و سراجان را که بدان پوست را ببرند و بتراشند (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) و آن را شفره نیز گویند...


نشگفت

[نَ گَ / نَ شِ گِ] (فعل) شگفت نیست جای تعجب نیست عجب نیست : فرامرز نشگفت اگر سرکش است که پولاد را دل پر از آتش استفردوسی بزرگوارا نشگفت اگر کفایت تو کند بریده ز هم کارزار آتش و آب مسعودسعد نشگفت که ز اشکم همی کنارم مانندهء دریا...


نشگون

[نِ] (اِ) قرص قرض وشگون نشکون نشکنج نخجل رنج رساندن به کسی با فشردن قسمتی از گوشت تن او میان ابهام و سبابه (یادداشت مؤلف).


نشگون گرفتن

[نِ گِ رِ تَ] (مص مرکب) نشکنجیدن (یادداشت مؤلف) رجوع به نشگون و نشکنجیدن شود.


نشل

[نَ شَ] (اِ) قلاب ماهی (برهان قاطع) قلاب ماهی گیری (ناظم الاطباء) ظاهراً مصحف نشپیل است (حاشیهء برهان چ معین||) (اِمص) دو چیز را برهم دوختن و چسبانیدن دو چیز را با هم کوفتن (برهان قاطع) پیوستگی چیزی به چیزی (ناظم الاطباء) گرفتن و آویختن (برهان قاطع) آویختگی آویزش (ناظم...


نشل

[نَ] (ع مص) به دست برآوردن گوشت را از دیگ بی کفگیر (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) گوشت از دیگ برکشیدن (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی ||) شتاب کردن در برکشیدن چیزی (از ناظم الاطباء) شتاب کردن در برکندن و ربودن چیزی (از اقرب...


نشلان ده

[نِ دِ] (اِخ) دهی است از دهستان تیرچائی بخش ترکمان شهرستان میانه در 28 هزارگزی شمال شرقی ترکمان و 17 هزارگزی راه تبریز به میانه در منطقهء کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 194 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، ( شغل اهالی زراعت و گله...


نشلج

[نِ لَ] (اِخ) دهی است از دهستان تیاسر بخش قمصر کاشان در 47 هزارگزی شمال غربی قمصر در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 100 تن سکنه دارد آبش از سه رشته قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و تخت کشی و قالی بافی و گیوه ( سازی است (از...


نشلیدن

[نَ دَ] (مص) از: نشل + یدن پسوند مصدری) چنگ درزدن و درآویختن بود به چیزی و آن را به تازی تشبث گویند (از حاشیهء برهان قاطع چ معین نقل از جهانگیری) گرفتن آویختن (از برهان قاطع، ذیل نشل) : گر تو خواهیش و گر نه( 1) به تو اندر...


نشم

[نَ شَ] (ع اِ) درختی است که از وی کمان سازند (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد||) نارون دردار بوقیصا آن را نشم اسود نیز خوانند (یادداشت مؤلف (||) مص) خال خال گردیدن گاو (از منتهی الارب) (آنندراج) خال دار سپید و سیاه گردیدن گاو (از...


نشم

[نَ شِ] (ع ص) گاو که در آن خجکهای سپید و سیاه باشد (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) گاوی که در پوستش نقطه های سیاه و نقطه های سفید باشد (از المنجد) (از اقرب الموارد).


نشمردن

[نَ شِ / شُ مَ / مُ دَ / نَ مَ / مُ دَ](مص منفی) ناشمردن نشماردن شماره نکردن مقابل شمردن رجوع به شمردن شود || به حساب نیاوردن منظور نداشتن نپنداشتن : مرد دانا صاحب مروت را حقیر نشمرد (کلیله و دمنه).


نشمردنی

[نَ شِ / شُ مَ / مُ دَ / نَ مَ / مُ دَ](ص لیاقت) غیرقابل شمارش ناشمردنی مقابل شمردنی رجوع به شمردنی شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید