نشلیدن
[نَ دَ] (مص) از: نشل + یدن پسوند مصدری) چنگ درزدن و درآویختن بود به چیزی و آن را به تازی تشبث گویند (از حاشیهء برهان قاطع چ معین نقل از جهانگیری) گرفتن آویختن (از برهان قاطع، ذیل نشل) : گر تو خواهیش و گر نه( 1) به تو اندر نشلد زر او چون به در خانهء او برگذری فرخی (از حاشیهء برهان) گرت پاید که بگذری ز سها دست خود در رکاب شاه نشل شمس فخری || آویختن آویزان کردن || به دست گرفتن و به زور گرفتن (ناظم الاطباء ||) دو چیز را با هم دوختن و چسباندن و کوبیدن (از برهان قاطع، ذیل نشل) سروری گوید: در مؤید [ الفضلا ] و نسخهء میرزا [ ابراهیم ] به معنی دو چیز باشد که بر یکدیگر دوزند (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) ( 1) - ن ل: گر تو خواهی و اگر نه.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
