نشگفت
[نَ گَ / نَ شِ گِ] (فعل) شگفت نیست جای تعجب نیست عجب نیست : فرامرز نشگفت اگر سرکش است که پولاد را دل پر از آتش استفردوسی بزرگوارا نشگفت اگر کفایت تو کند بریده ز هم کارزار آتش و آب مسعودسعد نشگفت که ز اشکم همی کنارم مانندهء دریا کنار داردمسعودسعد شیر دادار جهان بود پدرشان نشگفت گر از ایشان برمند این که یکایک حمراند ناصرخسرو بعد از این نشگفت اگر با نکهت خلق خوشت خیزد از صحرای ایذج نافهء مشک ختن حافظ گر هزار آوا کنون نوبت زند نشگفت از آنک هرکجا گل شه بود نوبت هزارآوا زند قاضی هروی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
