نجمی

[نَ] (اِخ) (خواجه) در مجالس النفایس ترجمهء شاه محمد قزوینی (ص 384 ) آمده: خواجه نجمی( 1) شخصی زنده دل کامل است - ( و شعرهای خوب دارد و این مطلع از اوست: با بتان ماه پیکر آشنائی مشکل است آشنائی چون میسر شد جدائی مشکل است ( 1 مصحح...


نجمی اصفهانی

نجمی منجم اصفهانی در علم نجوم دستگاهی کامل داشت و نظر توجه بر نجوم سپهر » : [نَ یِ اِ فَ] (اِخ) مؤلف صبح گلشن آرد او راست: در پیش دوست تحفهء جان بس محقر است در خاک پای یار سر از خاک کمتر است مشکل که « فکر نیز...


نجمی شیروانی

او راست: آباد از « از سخنوران دورهء متوسطین است، مرد لوند بی قیدی بود » [نَ یِ شیرْ] (اِخ) به روایت مؤلف عرفات العاشقین خیال تو ویرانهء دل است جان منی و جای تو در خانهء دل است ای بی تو عاشقان را از جان و دل جدائی وی...


نجنجه

[نَ نَ جَ] (ع مص) بازداشتن (منتهی الارب) (آنندراج) منع کردن کسی را از چیزی (از اقرب الموارد ||) قصد کردن به کاری بی کوشش (منتهی الارب) (آنندراج ||) دل دهی(؟) و تردد کردن در رای (منتهی الارب) (آنندراج): نجنج فی رأیه؛ تحیر و اضطرب (تاج العروس) یقال: نجنج امره؛...


نجند

[نَ جَ] (ص) نژند اندوهگین (جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) (فرهنگ نظام) غمناک (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) افسرده (آنندراج) (فرهنگ نظام) (جهانگیری) (انجمن آرا).


نجنه

[نِ نَ] (اِخ) دهی است از دهستان نمشیر شهرستان سقز، در 26 هزارگزی شمال غربی بانه و 715 هزارگزی شمال شرقی جادهء بانه به سردشت، در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و 260 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و توتون و ماش است این ده...


نجو

[نَجْوْ] (ع اِ) پوست بازکرده (منتهی الارب) (آنندراج) پوست برکنده شده و بازکرده شده (ناظم الاطباء) اسم است منجو را (اقرب الموارد ||) ابر آب ریخته (منتهی الارب) (آنندراج) ابر باران ریخته (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) ابری که باران از وی رفته باشد || سرگین دده (منتهی...


نجؤ

[نَ جُءْ] (ع ص) نجؤالعین؛ بدچشم چشم زخم رساننده (از اقرب الموارد) نجوء رجوع به نجوء شود.


نجوا

[نَجْ] (ع اِ) سرگوشی زیرگوشی راز (ناظم الاطباء) نجوی رجوع به نجوی شود.


نجوء

[نَ] (ع ص) بدچشم سخت چشم زخم رساننده نجؤ (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (المنجد) (اقرب الموارد) نجی ء [ نَ جِءْ ] (منتهی الارب) نجی ء [ نَ ] (المنجد) - نجوءالعین؛ خبیث العین (از المنجد).


نجواء

[نُ جَ] (ع اِ) یازیدن یا آن نحواء است با حای مهمله (منتهی الارب) رجوع به نُحَواء شود.


نجوان

[نَجْ] (اِ) زعفران (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (جهانگیری) (فرهنگ نظام) (انجمن آرا).


نجوبران

[نُ بَ] (اِخ) دهی است از دهستان چمچمال بخش صحنهء شهرستان کرمانشاهان، در 24 هزارگزی مغرب صحنه و 3 هزارگزی مغرب راه کرمانشاه به سنقر در دامنهء سردسیری واقع است و 120 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء محلی و محصولش غلات و ( حبوبات و توتون است (از فرهنگ...


نجوج

[نَ] (ع ص) شتاب رو (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) که به سرعت میرود (از اقرب الموارد).


نجوخ

[نَ] (ع ص) دریای با بانگ و شور (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) بحر مصوت (اقرب الموارد).


نجود

[نَ] (ع ص) گردن دراز از شترمادگان و خرمادگان، یا آن که بار نگیرد (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) گردن دراز از ماده شتر و ماده خر، و آنکه باردار نشود (ناظم الاطباء ||) ناقهء درگذرنده و پیشی گیرنده (از منتهی الارب) (آنندراج) (از المنجد) ماده شتر درگذرنده و...


نجود

[نُ] (ع اِ) جِ نجد رجوع به نجد شود (|| مص) هویدا و واضح گردیدن (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (محیط المحیط) (المنجد).


نجوش

[نَ] (نف) در تداول، دیرآشنا مردم گریز دیراُنس که به زودی و به آسانی با کسان انس و الفت نگیرد که با مردم نجوشد که با آشنایان و کسان، گرم و مهربان نیست.


نجوشیدن

[نَ دَ] (مص مرکب) مقابل جوشیدن رجوع به جوشیدن شود || نجوشیدن با مردم؛ مایل به دوستی و معاشرت و مؤانست مردم نبودن رجوع به نجوش شود.


نجوع

[نَ] (ع اِ) آرد جو و مانند آن که آن را به آب و یخ تنک کنند مثال دوغ و ستور را خورانند تا فربه گردد، و آن را مدید نیز نامند (منتهی الارب) (آنندراج) آب و آردی که شتر را خورانند (المنجد ||) نجوع الصبی؛ شیر (منتهی الارب) (ناظم...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید