نجم الائمه
[نَ مُلْ اَ ءِمْ مَ] (اِخ) محمد بن حسن استرآبادی، ملقب به نجم الدین و رضی الدین و نجم الائمه رجوع به رضی الدین استرآبادی شود.
نجم البحر
[نَ مُلْ بَ] (ع اِ مرکب) رجوع به ستارهء دریایی شود.
نجم الدوله
[نَ مُدْ دَ لَ] (اِخ) عبدالغفار (حاج میرزا) اصفهانی، ملقب به نجم الدوله از دانشمندان متأخر است وی ریاضیات قدیمه را نزد پدر خویش میرزا علی محمد فراگرفت، سپس در دارالفنون به تحصیل علوم جدید و به خصوص ریاضی پرداخت وی سالها به استخراج تقویم رسمی مملکت مأمور بود گذشته...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) احمدبن ابوبکر محمد نخجوانی وی شارح اشارات و قانون ابن سیناست جز این از حال وی اطلاعی نیست رجوع به ریحانه الادب ج 4 ص 168 و روضات الجنات ص 77 شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) احمدبن علی بن الرفعه وی بر کتاب الوسیط غزالی شرحی نوشته است در 60 مجلد بنام المطلب رجوع به غزالی نامه ص 234 شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) حسن کرمانی رجوع به نجم حسن شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) (شیخ) حسن دهلوی عارف و شاعر پارسی گوی هندی است اصل وی را از سیستان دانسته اند به سال 651 ه ق تولد یافت و در هشتادوهفت سالگی به سال 735 درگذشت با امیرخسرو دهلوی معاصر و از مریدان و برکشیدگان شاه نظام اولیاست وی به...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) خضر (شیخ)بن شمس الدین محمد بن علی رازی حبلرودی الاصل نجفی المسکن، ملقب به نجم الدین از علمای امامیهء قرن نهم هجری است او راست: 1- تحفه المتقین فی اصول الدین 2- التحقیق المبین در شرح نهج المسترشدین علامهء حلی 3- الحجج الانور، که آن را...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) سلیمان بن عبدالقوی بن عبدالکریم طوفی بغدادی، ملقب به نجم الدین و مشهور به ابن ابی عباس فقیه و نحوی و شاعر عراقی است او راست: 1- شرح الاربعین النوویه 2- شرح مختصرالروضه 3- شرح المقامات و غیره وفات او به سال 710 یا 716 ه...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) شیخ نجم الدین ساوه ای شاعر رجوع به نجم (شیخ) شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) عبدالله، ملقب به نجم الدین و مکنی به ابومحمد از مدرسان نظامیهء بغداد بوده است وی در آغاز خلافت ( مستعصم عباسی به سال 640 بدین سمت گماشته شد (از غزالی نامه ص 140.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) (شیخ) عبدالله بن محمد بن محمد بن علی اصفهانی، ملقب به شیخ نجم الدین از اکابر عرفای قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری و شاگرد شیخ ابوالعباس مرسی است به سال 663 متولد شد پس از تحصیل فقه و اصول تصوف به مصر سفر کرد...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) (شیخ) عبدالرحمن بن محمد بن احمد مصالحی بیضاوی، مکنی به ابومحمد و ملقب به شیخ نجم الدین از مشایخ و علمای قرن ششم هجریِ شیراز است وی از ابوموسی مدینی روایت حدیث کرده است و جمع کثیری از جمله شیخ صفی 2) ه ق )...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) عبدالغفار قزوینی، ملقب به نجم الدین صاحب کتاب السماوی الصغیر در فقه شافعی است وی به سال 665 یا 668 ه ق درگذشته است رجوع به کشف الظنون و شدالازار ص 200 و 71 و ریحانه الادب ج 4 ص 171 شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) علی بن محمد، ملقب به نجم الدین و معروف به ابن الصوفی رجوع به ابن الصوفی شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) عماره بن ابی الحسن علی بن زیدان یمنی مذحجی، ملقب به نجم الدین و مکنی به ابومحمد و معروف به فقیه - یمانی یا یمنی از شاعران و فقهای یمن است وی در دربار خلفای فاطمی مصر و سپس صلاح الدین ایوبی میزیسته او راست: 1...
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) عمر بن محمد بن سمرقندی، ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوحفص و مشهور به نسفی رجوع به نسفی شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) فلکی شروانی، ملقب به نجم الدین رجوع به فلکی شروانی شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) محمد بن حسن استرآبادی، ملقب به نجم الدین رجوع به رضی الدین استرآبادی شود.
نجم الدین
[نَ مُدْ دی] (اِخ) محمد بن عبدان، ملقب به نجم الدین و معروف به ابن اللبودی رجوع به ابن اللبودی شود.
