ناقص خلقت

[قِ خِ قَ] (ص مرکب)ناقص طینت کسی که نقصان ذاتی داشته باشد (آنندراج) (از بهار عجم).


ناقص طینت

[قِ نَ] (ص مرکب) رجوع به ناقص خلقت و ناقص الخلقه شود.


ناقص عقل

[قِ عَ] (ص مرکب) کم عقل کم خرد نادان بی عقل نفهم کودن ابله احمق کانا : زنان چون ناقصان عقل و دینند چرا مردان ره آنان گزینند؟ناصرخسرو نشاید که پادشاه به گفتار زنی ناقص عقل التفات نماید (سندبادنامه ص 79 ) لایق و موافق نمی نماید به ترهات ناقص...


ناقص عقلی

[قِ عَ] (حامص مرکب)صفت ناقص عقل رجوع به ناقص عقل شود.


ناقص عقول

[قِ عُ] (ص مرکب)ناقص عقل : که پیش صنم پیر ناقص عقول بسی گفت و قولش نیامد قبولسعدی رجوع به ناقص عقل شود.


ناقص کردن

[قِ کَ دَ] (مص مرکب)ناقص کردن کسی را در تداول، با زدن، عضوی از او چون دست یا پا یا چشم را تباه کردن (یادداشت مؤلف ||) کم کردن کوچک کردن کاستن : درشتی نگیرد خردمند پیش نه نرمی که ناقص کند قدر خویشسعدی کمال است در نفس انسان سخن...


ناقصه

[قِ صَ] (ع ص) تأنیث ناقص است رجوع به ناقص شود (|| اصطلاح صرف) افعال ناقصه، افعالی است که بر جملهء اسمیه درآید و مبتدا را رفع و خبر را نصب دهد و آن: کان، صار، اصبح، مازال، امسی، لیس، مادام، اضحی، ظل، بات، برح، ماانفک، مافتی، است.


ناقصی

[قِ] (حامص) ناقص بودن تمام و کامل نبودن نقصان داشتن حالت و صفت ناقص رجوع به ناقص شود.


ناقض

[قِ] (ع ص) شکننده (آنندراج) آنکه به زور و قوت میشکند || آنکه می شکند عهد و پیمان را (ناظم الاطباء ||) بازکنندهء تاب رسن و جز آن (آنندراج) آنکه بازمی کند تاب ریسمان و جز آن را (ناظم الاطباء) اسم فاعل است از نقض رجوع به نقض شود.


ناقض عهد

[قِ عَ] (ص مرکب) شکنندهء پیمان پیمان گسل عهدشکن پیمان شکن عهدگسل میثاق شکن : لایق و موافق نمی نماید به ( ترهات ناقص عقلی و مموهات ناقض عهدی بر چنین سیاستی هایل اقدام نمودن (سندبادنامه ص 85.


ناقط

[قِ] (ع ص) نقیط بندهء آزادکرده (از منتهی الارب) (از آنندراج) بنده ای که آن را بنده ای آزاد آزاد کرده باشد (ناظم الاطباء) مولی المولی (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) عبدالعبد (المنجد) بندهء آزاد و آزادکرده (آنندراج).


ناقط

( [قِ] (اِخ) محمد بن عمران ناقط از اهل بصره است وی از عبدالله صفار و از او طبرانی روایت کند (از الانساب سمعانی ص 551.


ناقع

[قِ] (ع ص) اسم فاعل از نقع است رجوع به نقع شود || ثابت و مجتمع (منتهی الارب) (فرهنگ نظام) نقع مُستَنقِع مُستَنقَع آب مجتمع محبوس (از معجم متن اللغه) آبی که در عد یا غدیر جمع شده باشد (از معجم متن اللغه ||) ماء ناقع؛ آب خوشگوار|| دم ناقع؛...


ناقف

[قِ] (ع ص) شکنندهء تار سر با نیزه یا عصا زنندهء بر تارک( 1) (آنندراج) آنکه سر را می شکند (ناظم الاطباء ||) کفانندهء حنظل و سوراخ کنندهء آن (از منتهی الارب)( 2) اسم فاعل از نقف است (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) رجوع به نقف شود 1) - نقف؛...


ناقل

[قِ] (ع ص) برندهء چیزی از جائی به جائی (فرهنگ نظام) از جائی به جائی برنده (آنندراج) آنکه چیزی را از جائی به جائی می برد برنده و بردارنده و حمل کننده و کسی که چیزی را از جائی به جائی می برد (ناظم الاطباء) از جائی به جائی برنده...


ناقل

[قِ] (اِخ) ابن عبید محدث است (منتهی الارب).


ناقلا

[قُ] (ص مرکب)( 1) در تداول عامه، گربز محتال زرنگ حقه جربز متقلب ناراست حقه باز ( 1) - این کلمه ظاهراً مرکب است جزء دوم در لهجه های محلی ایران بدین معانی است: در قم: آسان در دهات اصفهان: خوب، عالی در بروجرد: ،« قلا » + « نا...


ناقلائی

[قُ] (حامص مرکب) زرنگی شیطنت بدجنسی حقه بازی گربزی زیرکی رندی عمل و صفت ناقلا.


ناقله

[قِ لَ] (ع ص) تأنیث ناقل است (از فرهنگ نظام)( 1) (از اقرب الموارد ||) مردم از جائی به جائی رونده، خلاف قطان (منتهی الارب) ضدالقاطنین (معجم متن اللغه) مردمی که از جائی به جائی روند و ساکن و متوطن در جائی نباشد، خلاف قطان (ناظم الاطباء) ج، نواقل ||...


ناقم

[قِ] (ع ص) عتاب کننده || پاداش دهنده (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید