اسپینوزا

[اِ نُ] (اِخ) رجوع به اسپینزا شود.


اسپینهاسو

[اِ ها سُ] (اِخ)(1) (سِرّا دُ) سلسلهء جبال در ایالت میناس ژرائس(2) که از ایالات برزیل واقع در امریکای جنوبی میباشد و این سلسله به سلسلهء مانتیکیرا مربوط است و از جنوب بسوی شمال امتداد یافته و حوزه های ریودوچه و سانفرانسیسکو را از هم جدا میسازد. در مائلهء غربی...


اسپی واشی

[اِ] (اِخ) یکی از نواحی ساری. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 122 بخش انگلیسی).


اسپیوس

[اِ] (اِ) رجوع به اسپیوش شود.


اسپیوش

[اِ] (اِ) اسبغول است که بزرقطونا باشد. (برهان). نام تخمی است که آن را اسپغول هم گویند و به تازی بزرقطونا و بیونانی فسیلون نامند. (جهانگیری). اسفیوش. اسفرزه.


اسپیه بنه

[اِ پی یَ بُ نَ] (اِخ) از کوههای دوهزار. رجوع به سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 153 بخش انگلیسی شود.


اسپیه چن

[اِ پی یَ چَ] (اِخ) از کوههای دوهزار. رجوع به سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 153 بخش انگلیسی شود.


است

[اَ] (اِ) مخفّف استر. (رشیدی) (مؤید الفضلاء). مخفف استر باشد که از دواب مشهوره است. گویند از جمله متصرفات فرعون است. (برهان) (جهانگیری). || استخوان آدمی و سایر حیوانات. (برهان). و آن مأخوذ است از پهلوی بمعنی تن یا بدن، استخوان. در اوستا است(1)، در سانسکریت اشتی(2). || تخم و...


است

[اَ / ـَسْ] (فعل) ـَست(1). صورتی از کلمهء هست. هست. (مؤید الفضلاء). و آن مفرد مغایب (سوم شخص مفرد) است از مصدر استن و بدین وجه صرف میشود: استم. استی. است. استیم. استید. استند. و گاهی بتخفیف چنین آرند: ام. ای. است. ایم. اید. اند.
است هرگـاه به ماقبل متصل شود...


است

[اَ / ـَسْ] (پسوند) ـَست. مزید مؤخر نام بعض امکنه، چون: مَرّست. مروَست.


است

[اِ] (ع اِ) کون. دُبُر. بُن. (ربنجنی). نشیمن. حلقهء دبر. تهیگاه. نشستنگاه. نشست جای. رَمادَه. رَماعه. عجز. کفل. (برهان قاطع). سرین. (رشیدی). مقعد. ام سوید. ام سویدا. (المرصع). محسّه. ستَه. محشه. حماء. خواره. (منتهی الارب). قراعه. ام الطنیخه. ام تسعین. ام الخبیص. ام جعر. ام خنور. امّخوار. امّخوران. امّدرز. امّوفر....


است

[اِ] (اِمص) مخفف ایست. توقف :
بر شترست رخت ما این دل تنگ سخت ما
اِست مکن چو قافله روی بدین طرف کند.
مولوی.
|| ستایش و مدح و ثنا. (از برهان) (جهانگیری). || (فعل امر) امر از اِستادن. (برهان).


است

[اُ] (اِ) سرین و کفل مردم و اسب. (برهان). و ظاهراً با اِست بکسر همزه خلط شده است.


است

[اُ] (اِ) مؤلفین برهان و جهانگیری و آنندراج بمعنی افکندن و انداختن یاد کرده اند و این معنی را ازین بیت استخراج کرده اند :
بر نطع زمین طرح شهی چون تو باستی
لعبی(1) است ز ترکش فلک بر(2) زده ننهاد.
شرف شفروه (از جهانگیری) (از شعوری).
(1) - ن ل: لغتی.
(2) - ن...


است

[اُ سِ] (اِخ)(1) نام دسته ای از ساکنین قفقاز که در دو ناحیه سکونت دارند: استی شمال، در روسیهء شوروی، سکنهء آن 152000 تن کرسی آن ارجنی کیدز (ولادی قفقاز)(2) و استی جنوب، در ترانسکوکازی (قفقازیهء جنوبی)، سکنهء آن 88000 تن و کرسی آن تسخین ولی(3) است. مردم مزبور از...


است

[اَ / اُ] (اِخ) (مخفف اوستا) تفسیر کتاب دینی زردشتیان و در فرهنگها بغلط آنرا کتاب زند و پازند نوشته اند :
شهنشاه ایران سر و تن بشست
به معبد خرامید با زند و است.فردوسی.
جهاندار یک شب سر و تن بشست
بشد دور با دفتر زند و است
همه شب به پیش جهان آفرین
همی...


است

[اِ] (اِخ)(1) (خاندان...) خانوادهء سلطنتی مشهور ایتالیا، که دیری در فِرّار، مُدِن و رِگژیو حکومت داشت و از آریُست و تاس حمایت میکرد.
(1) - Este (Maison d').


است

[اِ] (اِخ)(1) (کانال ...) ترعه ای که موز و رُن را به مُزِل و سائن مرتبط می سازد.
(1) - Est (Canal de I').


استآسه

[اِ تِ سَ] (ع مص) عوض خواستن. || مدد خواستن. (منتهی الارب). استعانت. (قطر المحیط).


است آنگلی

[اِ] (اِخ)(1) یکی از ممالک سبعهء انگلوساکسن که بسال 571 م. تشکیل شد.
(1) - Est-Anglie.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید