اسپیدهان

[اِ] (اِخ) ناحیتی از نواحی نهاوند که جنگ میان ایرانیان و عرب بدانجا روی داد و میمنهء سپاه عرب بدانجا بود. (بلاذری)(1): الساریه [ را ] مشهد آن جایگاه است به اسپیدهان و ظاهر بر تل، آنجا که گورهای جمع شهیدان است. (مجمل التواریخ و القصص ص 461). و رجوع...


اسپیر

[اِ] (اِخ)(1) (در آلمانی: شپَیِر(2)) شهری است مرکز ایالت پالانینا در باویر در 264 هزارگزی شمال غربی مونیخ و در نزدیکی ساحل چپ نهر رن و در ساحل رود اسپیر، دارای 26000 تن سکنه و یک کلیسای مشهور از مائهء یازدهم و مدرسهء متوسطه و مدرسهء تجارت و مدرسهء زراعت...


اسپی روز

[اِ] (اِخ) اسپه روز. اسپی ریز. رجوع به اسپه روز شود.


اسپیره

[اِ رَ / رِ] (اِ)(1) درختچه ای در مرزهای فوقانی جنگلهای شمالی.
(1) - Spiraea crenata. Spiraea obovata.


اسپیریتوسانتو

[اِ تُ تُ] (اِخ)(1) (بمعنی «روح القدس») نام ایالتی است از ایالات برزیل واقع در امریکای جنوبی بین دو ایالت ریودژانیرو و باهیا که اولی در جنوب و دومی در شمال وی جا دارد و تا ساحل دریا امتداد مییابد و در بین 18 درجه و 5 دقیقه تا 21...


اسپیریدون

[اِ دُنْ] (اِخ)(1) اسپیریدیون. یکی از قدیسین نصاری. مولد او جزیرهء قبرس. وی مترپولیت (مطران) لفکوشه (که آنگاه ترمینونته نام داشت) گردید و وفات او به سال 348 م. بود. او گله های گوسفند داشت و به شبانی مشغول بود و پس از رسیدن به درجهء مطرانی هم از این...


اسپی ریز

[اِ] (اِخ) رجوع به اسپه روز شود.


اسپیک

[اَ یَ] (ص) دزد اسب بود که بغیر از اسب دزدیدن دیگر کارش نبود :
اسپیک آمد [ هم ] آنگه نرم نرم
تا برد مر اسپ او را گرم گرم.
رودکی (از حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی).
لیکن ظاهراً در بیت فوق اسپیک معنی دزد اسب ندارد، یاء یای نسبت است و کاف، کاف...


اسپی کلاجی

[اِ کَ] (اِخ) یکی از قصبه های حوالی بارفروش و مشهدسر و فرح آباد. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 119 بخش انگلیسی).


اسپی کوه

[اِ] (اِخ) یکی از نواحی دودانگهء هزارجریب. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو صص124 - 125 بخش انگلیسی).


اسپی گرکلا

[اِ گَ کَ] (اِخ) یکی از نواحی ساسی کلای بارفروش. (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 117 بخش انگلیسی).


اسپیل

[اَ] (ص) دزد اسپ بود که بغیر از اسپ دزدیدن دیگر کارش نبود(1). (لغت فرس چ تهران). شخصی را گویند که پیوسته اسب دزدد و سوای اسب دزدی کار دیگر نکند. (برهان). دزد اسب که به غیر اسب ندزدد. (رشیدی). رجوع به اسپیک شود.
(1) - همان بیت رودکی که در...


اسپیلمان

[اِ] (اِخ)(1) ژاک رینهلد. یکی از مشاهیر شیمی دانان آلمانی(2). مولد وی سال 1722 م. در استراسبورگ و وفات در سنهء 1783 م.
(1) - Spielmann, Jacques - Rein hold. (2) - فرانسویان در فرهنگهای خود او را فرانسوی گفته اند.


اسپیناس

[اِ] (اِخ)(1) شارل. سرتیپ فرانسوی. مولد سِساک. وی لوئی ناپلئون را در کودتای دوم دسامبر یاری کرد و بسال 1858 وزیر داخله گردید و در ماژِنتا کشته شد. (1815 - 1859 م.).
(1) - Espinasse, Charles.


اسپینال

[اِ] (اِخ)(1) قصبه ای در آمریکای جنوبی در جمهوری تولیما از ممالک مجتمع کلمبیا در 120 هزارگزی شمال شرقی نیوه و در 5 هزارگزی یسار نهر ماگدانه.
(1) - Spinal.


اسپینزا

[اِ نُ] (اِخ)(1) اسپینوزا. باروخ. فیلسوف هلاندی، مولد آمستردام 1632 م. وی از خانواده ای یهودی و متمول بود و علوم عالیه و زبانهای قدیم و مخصوصاً عبری را بیاموخت و در ملل و نحل، سیاست و نقد آئین یهود تبحر یافت. وی فریفتهء فلسفهء دکارت شد. نخست در دین...


اسپینل

[اِ نِ] (اِخ)(1) ویسنت. یکی از شعرا و داستان نویسان مشهور اسپانیا و از دوستان سروانتس معروف. مولد او 1551 م. در شهر رنده از مضافات غرناطه و وفات در سنهء 1624. او راست: زندگی دُن مارکس دُابرگن(2)که سرمشق ژیل بلاس(3) (قهرمان داستان لوساژ نویسندهء فرانسوی) گردید.
(1) - Espinel, Vicente.
(2)...


اسپینلا

[اِ نُ] (اِخ)(1) امبرواز دُ... سرتیپ ایطالیائی، مولد ژِن (جنوه). وی در خدمت دولت اسپانیا در هلند و لمباردی کسب شهرت کرد. (1569 - 1630 م.).
(1) - Spinola, Ambroise de.


اسپینلی

[اِ نِلْ لی] (اِخ)(1) یا اسپینِلّو. نقّاش ایتالیایی، مولد اَرِتْسو. نقاشی های جالب توجه بر کتیبه ها و غیره از او باقی است. (1308 - 1400 م.).
(1) - Spinelli. Spinello.


اسپینوز

[اِ] (اِخ)(1) (جبال...) سلسلهء جبال سِوِن جنوبی، در ایالات هِرُلت، تارن و اَوَیرُن. مرتفعترین قلهء آن 1126 گز است.
(1) - Espinouse (Monts de I').



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید