نوباره

[نَ / نُو رَ / رِ] (اِ مرکب) نوبر نخستین بار (ناظم الاطباء) رجوع به نوبار و نوبر و نیز رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 396 شود.


نوباریدن

[نَ / نُو دَ] (مص منفی)نیوباریدن نه اوباریدن مقابل اوباریدن رجوع به اوباریدن شود.


نوباش

[نَ / نُو] (ص) به معنی سرمد ظاهراً از لغت های مصنوع ملا فیروز [ مؤلف فرهنگ دساتیر ] است (یادداشت مؤلف).


نوباشتن

[نَ / نُو تَ] (مص منفی)نیوباشتن نااوباشتن مقابل اوباشتن رجوع به اوباشتن شود.


نوباغ

[نَ] (اِخ) از قرای خوارزم است (از معجم البلدان) و بدان منسوب است محمد بن عثمان نوباغی، ادیب نابینا (از انجمن آرا).


نوباغ

[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان خسروشیرین بخش جغتای شهرستان سبزوار، در 23 هزارگزی شمال شرقی جغتای در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 491 تن سکنه دارد آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه و زیره و کنجد، شغل مردمش زراعت است (از ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9.


نوبالغ

[نَ / نُو لِ] (ص مرکب) پسری نوبالغ؛ ریدک خواب دیده دختر نوبالغ؛ عالق (یادداشت مؤلف) پسر یا دختری که تازه به حد بلوغ رسیده است تازه بالغ شده نوبلوغ.


نوبامون

[نَ] (اِخ) گاو فریدون پیشدادی (؟) (ناظم الاطباء) رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 393 شود.


نوبان

[نُ] (اِ) پادشاهزاده (ناظم الاطباء) مصحف نویان، لغت ترکی مغولی است رجوع به نویان و نوئین شود.


نوباوگی

[نَ / نُو وَ / وِ] (حامص مرکب)نوباوه بودن رجوع به نوباوه شود : دهم چار چیزش که بی پنجمند به نوباوگی برتر از انجمندنظامی.


نوباوه

[نَ / نُو وَ / وِ] (اِ مرکب) باکوره (مهذب الاسماء) (برهان قاطع) (اوبهی) هر چیز نوآمده عموماً و میوهء نورسیده خصوصاً (رشیدی) میوهء نورسیده (فرهنگ اسدی) هر چیز نودرآمده عموماً و میوهء نورسیده و پیشرس خصوصاً (برهان قاطع) برِ نو یعنی میوه و هرچه رسته شود و نورسیده شود...


نوبت

[نَ / نُو بَ] (از ع، اِ) کرت مرتبه (غیاث اللغات) (آنندراج) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (جهانگیری) (ناظم الاطباء) دفعه دور (ناظم الاطباء) ره راه دست (یادداشت مؤلف) نوبه نوبه : مطربان ساعت به ساعت بر نوای زیر و بم گاه سروستان زنند امروز و گاهی اشکنه نوبتی پالیزبان و...


نوبت آمدن

[نَ / نُو بَ مَ دَ] (مص مرکب) نوبت رسیدن : در طبع جهان اگر وفائی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگرانخیام - نوبتِ آمدن؛ نوبت آن شدن هنگام انجام کاری فرارسیدن مجال و موقع به دست آمدن : چون که آید نوبت شکر نعم اختیارت نیست وز...


نوبت خانه

[نَ / نُو بَ نَ / نِ] (اِ مرکب)نقاره خانه جائی که در آن موزگان می زنند (ناظم الاطباء ||) قراول خانه جائی که در آن پاسبان منزل دارد (ناظم الاطباء) جایگاه نوبتیان پاسدارخانه : قاضی را از پیش سلطان ببردند نیم مرده و در نوبت خانه بازداشتند و زر...


نوبت دادن

[نَ / نُو بَ دَ] (مص مرکب)کناره جستن و مجال و میدان به حریف واگذاشتن مقابل نوبت گرفتن : به تو داد یک روز نوبت پدر سزد گر تو را نوبت آید به سرفردوسی پیر است چرخ و اختر بخت تو نوجوان آن به که پیر نوبت خود با جوان...


نوبت دار

[نَ / نُو بَ] (نف مرکب)کشیکچی گارد خاص (یادداشت مؤلف) نوبه دار نوبتی دار رجوع به نوبتی دار شود : به شب با هر کدام که او را بایستی بر آن منظر بخفتی و در زیر منظر نوبت داران بخفتند، قضا را نوبت داری را نظر در این کنیزک آمده...


نوبت داشتن

[نَ / نُو بَ تَ] (مص مرکب) پاس داشتن حفاظت کردن کشیک کشیدن : و بر هر دربندی هزار مرد نوبت است که هر شبی نوبت دارند و تا سال دیگر نوبت بدین می نرسد که یک نوبت داشته باشد (ترجمهء طبری بلعمی ||) فرصت یافتن نوبت یافتن موقع و...


نوبت رسیدن

[نَ / نُو بَ رَ / رِ دَ] (مص مرکب) هنگام و زمان کاری فرارسیدن نوبت کسی رسیدن یا نوبت به کسی رسیدن: دور به او رسیدن دوران او فرارسیدن زمان و مجال بدو رسیدن : و تا سال دیگر نوبت بدین می نرسد که یک نوبت داشته باشد (ترجمهء...


نوبت زدن

[نَ / نُو بَ زَ دَ] (مص مرکب)و نوبت پرداختن؛ نقاره زدن معمول بود که در نقاره خانهء شاهان در شبانه روز چند بار نقاره می زدند، گاه سه بار، گاه پنج بار و گاه هفت بار( 1) در اواخر قاجاریه و اوایل دورهء پهلوی یک بار به هنگام غروب...


نوبت زن

[نَ / نُو بَ زَ] (نف مرکب)نقاره چی نوبتی (آنندراج) کسی که طبل می زند (ناظم الاطباء) که نوبت می نوازد : نوبت زن صبح را چه افتاد کز کوس و دهل نمی کند یادنظامی چو نوبت زن شاه زد کوس جنگ جرس دار زنگی بجنباند زنگنظامی چو نوبت زنت...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید