نوبت آمدن
[نَ / نُو بَ مَ دَ] (مص مرکب) نوبت رسیدن : در طبع جهان اگر وفائی بودی نوبت به تو خود نیامدی از دگرانخیام - نوبتِ آمدن؛ نوبت آن شدن هنگام انجام کاری فرارسیدن مجال و موقع به دست آمدن : چون که آید نوبت شکر نعم اختیارت نیست وز سنگی تو کممولوی - نوبت به سر آمدن؛ مجال نماندن زمان و فرصت پایان گرفتن - نوبت کسی به سر آمدن؛ کنایه از درگذشتن و سپری شدن : به تو داد یک روز نوبت پدر سزد گر تو را نوبت آید به سرفردوسی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
