نوبختی

[نَ بَ] (اِخ) علی بن عباس، مکنی به ابوالحسن رجوع به علی نوبختی شود.


نوبختی

[نَ بَ] (اِخ) فضل بن ابوسهل بن نوبخت، مکنی به ابوالعباس و معروف به فضل بن نوبخت متکلم و منجم ایرانی است که در قرن دوم هجری می زیسته و در دولت هارون الرشید خزانه دار کتب فلسفی بوده است بعضی کتب حکمت اشراق را از زبان پهلوی به عربی...


نوبختی

[نَ بَ] (اِخ) موسی بن حسن بن محمد بن عباس بن اسماعیل بن ابوسهل بن نوبخت، مکنی به ابوالحسن و معروف به ابن کبریاء از ( منجمان قرن چهارم هجری است و کتاب الکافی فی احداث الازمنه از تصانیف اوست (از ریحانه الادب ج 4 ص 243.


نوبختیان

[نَ بَ] (اِخ) رجوع به آل نوبخت شود.


نوبر

[نَ / نُو بَ] (ص مرکب، اِ مرکب)( 1)نوبرآمده (جهانگیری) (از برهان قاطع) نورس (انجمن آرا) هر گیاه و نبات پیش رس که نو برآمده باشد (ناظم الاطباء) گیاه و درخت نورس که تازه دمیده و بالیده باشد تازه سال نودمیده نوشکفته نوبالیده : به یک چشمزد از دل سنگ...


نوبر

[نَ بَ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بوکان از بخش بوکان شهرستان مهاباد، در 19 هزارگزی مغرب بوکان در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 422 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و توتون و حبوبات، شغل اهالیش زراعت و گله ( داری و جاجیم بافی است...


نوبرآوردن

[نَ / نُو بَ وَ دَ] (مص مرکب)میوهء نوبر و پیش رس به بازار آوردن یا تحفه بردن نزد کسی || در تداول، کنایه از : کاری بدیع و شگرف کردن ابداع و ابتکار کردن.


نوبران

[نَ بَ] (اِخ) قصبهء مرکزی بخش مزدقانچای شهرستان ساوه، در 60 هزارگزی غرب ساوه بر سر راه ساوه به همدان در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 2469 تن سکنه دارد آب قصبه از 10 رشته قنات کوچک و یک قنات بزرگ تأمین میشود محصول عمدهء آن غلات و بنشن...


نوبرانه

[نَ / نُو بَ نَ / نِ] (ص مرکب، اِ مرکب) میوهء نورس که چون تحفه کسی را برند یا فرستند (یادداشت مؤلف).


نوبرده

[نَ / نُو بَ دَ / دِ] (ص مرکب) غلام نوخریده( 1) (غیاث اللغات) (آنندراج) ( 1) - مؤلف با نقل این بیت سوزنی: هجات گفتم از «؟ آیا نوبرده نام محلی است به هندوستان » : کاهلی و بیکاری سیه گلیمی چون هندوان نوبرده یادداشت فرموده اند.


نوبر کردن

[نَ / نُو بَ کَ دَ] (مص مرکب)میوهء تازه اول بار در آن فصل خوردن یا چیدن (غیاث اللغات) (آنندراج) چشیدن ثمر یا بُقول تازه و نو (آنندراج) خوردن میوهء تازه به بازارآمده (فرهنگ فارسی معین) بار اول در سال حاضر، خوردنْ میوهء نورس را خوردن بار اول نوباوه ای...


نو برگ

[نَ / نُو بَ] (اِ مرکب) برگ که درخت امسال به بهاران آورده است (یادداشت مؤلف) برگ نو || نوبرگ (ص مرکب) نهال که تازه برگ آورده است درخت نونشانده که تازه برگ کرده است.


نوبری

[نَ / نُو بَ] (حامص مرکب) نوبر بودن رجوع به نوبر شود - به نوبری؛ نوبرانه تحفه : نوبر صبح یک دم است اینْت شگرف اگر دهی داد دمی که می دهد صبحدمت به نوبری خاقانی.


نوبست

[نَ بَ] (اِخ) دهی است از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، در 7 هزارگزی جنوب راه میناب به بندرعباس، در جلگهء گرمسیری واقع است و 120 تن سکنه دارد آبش از رودخانه و چاه، محصولش غلات و خرما، شغل مردمش زراعت است ( مزرعهء خوش آمدی جزو این دهکده...


نوبشتن

[نَ / نُو بِ تَ] (مص) نگاه داشتن حفظ کردن(؟) (ناظم الاطباء).


نوبک

[بَ / نُ بَ / نُو بَ] (اِ) شاخه و نهال و شاخهء رَز (ناظم الاطباء) رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 408 شود.


نوبلوغ

[نَ / نُو بُ] (ص مرکب) تازه بالغ نوجوان : نوبلوغی که بود شاگردش بردوانید و همچنین کردشسعدی.


نوبنا

[نَ / نُو بِ] (ص مرکب) نوساز نوساخته.


نوبنجان

[نَ بَ] (اِخ) قلعه ای بوده است در شهر نوبندجان رجوع به نوبندجان و نیز رجوع به تقویم البلدان و نزهه القلوب ج 3 ص 127 و 129 و فارسنامهء ابن بلخی ص 115 و 137 شود.


نوبند

[نَ بَ] (اِخ) دهی است از دهستان شهوار بخش میناب شهرستان بندرعباس، در جلگهء گرمسیری واقع است و 200 تن سکنه دارد آبش از رودخانه، محصولش غلات و خرما و مرکبات، شغل مردمش زراعت است مزارع قدمگاه و زیرقلعه جزء این ده است.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید