نگون تشت

[نِ تَ] (اِ مرکب) کنایه از آسمان است (از رشیدی) رجوع به نگون طشت شود.


نگونسار

[نِ] (ص مرکب، ق مرکب)( 1)وارونه معکوس سرته نگوسار نگون پشت رو : دریده درفش و نگونسار کوس چو لاله کفن، روی چون سندروس فردوسی نهاده بر اسبان نگونسار زین تو گفتی همی برخروشد زمینفردوسی بر او برنهاده نگونسار زین ز زین اندرآویخته گرز کینفردوسی خامش منشین زیر فلک ایمن...


نگونساربخت

[نِ بَ] (ص مرکب)نگون بخت بدبخت : مکن خواجه بر خویشتن کار سخت که بدخوی باشد نگونساربختسعدی.


نگونسارزین

[نِ] (ص مرکب) اسبی که زینش وارونه و نگون شده است کنایه از اسبی که سوارش به خاک افتاده یا کشته شده باشد : گسسته لگام و نگونسارزین فروبرده لفج و برآورده کینفردوسی یکی اسب دارد نگونسارزین ز بیژن ندارد نشانی جز اینفردوسی.


نگونسارسر

[نِ سَ] (ص مرکب) سرنگون به سر درافتاده : ز اسپ اندرآمد نگونسارسر شد آن شیردل پیر سالارفرفردوسی.


نگونسار شدن

[نِ شُ دَ] (مص مرکب)نگونسار گشتن نگونسار گردیدن سرنگون شدن نگون شدن فروافتادن به خاک افتادن به زمین آمدن با سر به زمین آمدن سقوط کردن : یکی نیزه انداخت بر پشت اوی نگونسار شد خنجر از مشت اویفردوسی جهان دیده از تیر ترکان بخست نگونسار شد مرد یزدان پرستفردوسی...


نگونسار کردن

[نِ کَ دَ] (مص مرکب)وارونه آویختن آویزان کردن : بریده سرش را نگونسار کرد تنش را به خون غرقه بر دار کردفردوسی فرامرز را زنده بر دار کرد تن پیلوارش نگونسار کردفردوسی نگون بخت را زنده بر دار کرد سر مرد بی دین نگونسار کردفردوسی || خم کردن پائین آوردن...


نگونساری

[نِ] (حامص مرکب)آویختگی واژگونی (ناظم الاطباء) نگونسار بودن رجوع به نگونسار شود || سرنگونی به خاک افتادگی مقابل افراشتگی : به دولتت عَلَم دین حق فراشته باد به صولتت عَلَم کفر در نگونساریسعدی || سربه زیرافکندگی (ناظم الاطباء) سرافکندگی خواری پستی : تو چو خر فتنهء خور چون شدی ای...


نگونسری

[نِ سَ] (حامص مرکب)نگونساری نگونسر بودن در تمام معانی رجوع به نگونساری شود : بیچاره پیاده را که فرزین گردد فرزین شدنش نگونسری ارزد نیخاقانی.


نگون شدن

[نِ شُ دَ] (مص مرکب)نگون گشتن نگون گردیدن به خاک افتادن با سر به زمین آمدن از پای درآمدن تباه شدن سرنگون گشتن : نگون بخت شد همچو بختش نگون ابا سیب رنگین به آب اندرونبوشکور ز پای اندرآمد نگون گشت طوس تو گفتی ز پیل ژیان یافت کوسفردوسی همه...


نگون طالع

[نِ لِ] (ص مرکب) بی طالع بی نصیب بدبخت (ناظم الاطباء) نگون اختر نگون بخت وارون بخت : گِل آلوده ای راه مسجد گرفت ز بخت نگون طالع اندر شگفتسعدی ندیدم ز غماز سرگشته تر نگون طالع و بخت برگشته ترسعدی.


نگون طشت

[نِ طَ] (اِ مرکب) کنایه از آسمان است (برهان قاطع) (آنندراج) نگون تشت.


نگون کردن

[نِ کَ دَ] (مص مرکب)وارونه کردن معکوس کردن زیر و رو کردن : دریده درفش و نگون کرده کوس رخ نامداران شده آبنوسفردوسی گسسته لگام و نگون کرده زین بیامد بر پهلوان زمینفردوسی || به خاک افکندن از پای درافکندن تباه کردن سرنگون کردن : فرمان او علامت شاهان کند...


نگون گرداندن

[نِ گَ دَ] (مص مرکب)سرنگون کردن و فروانداختن : قوم فرعون همه را در بن دریا راند وآنگهی غرق کندشان و نگون گرداند منوچهری.


نگون همت

[نِ هِمْ مَ] (ص مرکب) کنایه از دون همت (آنندراج) : نگون همتان را ز تو نور نیست امیرخسرو (از آنندراج).


نگونی

[نِ] (حامص) نگون بودن رجوع به نگون شود : سیب از زنخی بدان نگونی بر نار زنخ زنان که چونینظامی.


نگه

[نِ گَهْ] (اِ) نگاه در تمام معانی رجوع به نگاه و نیز رجوع به نگه کردن شود.


نگه

[نِ گِ] (اِخ) دهی است از دهستان باباجان بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان، در 2هزارگزی مغرب ده شیخ مرکز دهستان باباجانی، در منطقهء کوهستانی گرمسیری واقع است و 300 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و برنج و ( لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است...


نگه انداز

[نِ گَهْ اَ] (اِ مرکب) عبارت است از آن قدر مسافت که نگاه تا به منتهای آن تواند رسید (آنندراج) : من و نظارهء خشتی که از بیگانه خوئی ها در آغوش است و دور از یک نگه انداز می آید بیدل (از آنندراج).


نگهبان

[نِ گَ] (ص مرکب، اِ مرکب)حارس (دهار) رقیب (السامی) (صراح) (منتهی الارب) مراقب نگاهبان مواظب پاسدار حافظ نگاه دار نگه دارنده : نگهبان گنجی تو از دشمنان و دانش نگهبان تو جاودانبوشکور سپهدار لشکر نگهبان کار پناه جهان بود و پشت سواردقیقی نخست آفرینش خِرَد را شناس نگهبان جان است...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید