نگون کردن
[نِ کَ دَ] (مص مرکب)وارونه کردن معکوس کردن زیر و رو کردن : دریده درفش و نگون کرده کوس رخ نامداران شده آبنوسفردوسی گسسته لگام و نگون کرده زین بیامد بر پهلوان زمینفردوسی || به خاک افکندن از پای درافکندن تباه کردن سرنگون کردن : فرمان او علامت شاهان کند نگون تدبیر او ولایت شیران کند شکارفرخی سالار خانیان را با خیل و با حشم کردی همه نگون و نگون بخت و خاکسار منوچهری || خراب کردن به خاک افکندن با خاک یکسان کردن پست کردن : گوئی که نگون کرده ست ایوان فلک وش را حکم فلکِ گردان یا حکم فلک گردان؟ خاقانی || خم کردن فرودآوردن کج کردن : نگون کرده ایشان سر از بهر خور تو آری به عزت خورش پیش سرسعدی - نگون کردن سر تخت؛ پست کردن از مقام و رفعت فرودآوردن : وز آن جایگه شد سوی طیسفون سر تخت بدخواه کرده نگونفردوسی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
