نشریات

[نَ ری یا] (از ع، اِ) جِ نشریه رجوع به نشریه شود.


نشریه

[نَ ری یَ / یِ] (از ع، اِ) روزنامه یا مجله که بطور مرتب روزانه یا هفتگی یا ماهانه منتشر شود نیز رجوع به نشره شود.


نشز

[نَ] (ع اِ) مکان مرتفع (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) رجوع به نَشْزْ و نَشَز شود (|| ص) غلیظ شدید (از اقرب الموارد) ج، نشوز، نشاز (|| مص) بلند نشستن (از منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء) برتر نشستن (تاج المصادر بیهقی) بلندی جستن (آنندراج) (غیاث اللغات) نشز...


نشز

[نَ شَ] (ع ص) کهنسال توانا (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) مسنّ قوی (اقرب الموارد) ج، انشاز، نشاز || مرد غلیظ العبل (اقرب الموارد) مرد کلان ستبر( 1) (ناظم الاطباء) مرد ضخم غلیظ (از المنجد ||) مرد شدید (از المنجد ||) بلندی جای (ناظم الاطباء) رجوع به نَشْزْ و...


نشز

[نَ / نَ شَ] (ع اِ) جای بلند (غیاث اللغات) (آنندراج) (منتهی الارب) مکان مرتفع (اقرب الموارد) (المنجد) جای بلند و مرتفع (ناظم الاطباء) نشاز (اقرب الموارد) ج، نشوز، انشاز، نشاز.


نشست

[نِ شَ] (مص مرخم، اِمص) مصدر مرخم و اسم مصدر است از نشستن رجوع به نشستن شود || نشستن جلوس : بزرگان گزیدند جای نشست بیامد یکی مرد طشتی به دستفردوسی ز میدان بیامد به جای نشست ابا پهلوانان خسروپرستفردوسی نکوهش مکن عاقلی را که در صف برای نشست خود...


نشست آباد

( [نِ شَ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش دلیجان شهرستان محلات (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1.


نشست آوردن

[نِ شَ وَ دَ] (مص مرکب) اقامت کردن ساکن شدن مقیم گشتن : یکی دیر خارا به دست آورم در آن دیر تنها نشست آورمنظامی مگر خوابگاهی به دست آورم که جاوید در وی نشست آورمنظامی || ماندن توقف کردن : چون به از این مایه به دست آوری به...


نشست جای

[نِ شَ] (اِ مرکب) دارالملک پایتخت مستقر مقر : چون هفت اقلیم به حکم او شد نشست جای خویش تمیشه ساخت (تاریخ طبرستان).


نشست داشتن

[نِ شَ تَ] (مص مرکب)نشسته بودن حضور داشتن : ندانی که پیش که داری نشست بر شاه منشین و منمای دستفردوسی|| سکونت داشتن مقیم بودن اقامت کردن جای داشتن : ز قیصر بپرسید کایزدپرست به شهر تو بر کوه دارد نشستفردوسی دو دیگر به جائی که کیخسرو است بدان شهر...


نشست رود

[نِ شَ] (اِخ) دهی است از دهستان ارنگهء بخش کرج شهرستان تهران، در 38 هزارگزی شمال کرج و 4 هزارگزی مغرب راه کرج به چالوس در منطقهء کوهستانی سردسیری واقع است و 178 تن سکنه دارد، آبش از چشمه سار و محصولش غلات و میوه ها و ( لبنیات و...


نشست کردن

[نِ شَ کَ دَ] (مص مرکب)نشستن: نشست کرده است؛ یعنی نشسته است (آنندراج از سفرنامهء شاه ایران) : بر گنج نشست کرد حجت جان کرده منقّا و دل مصفاناصرخسرو || اقامت کردن مستقر شدن مسکن کردن : نشست اندر آن شهر از آن کرده بود که کندز فریدون برآورده بودفردوسی...


نشستگاه

[نِ شَ] (اِ مرکب) جای نشستن جائی که کسی می نشیند (ناظم الاطباء) جای مکان : نشستگاه تو بر تخت خسروانی باد نشستگاه عدوی تو بر چَهِ ارژنگفرخی || مجلس (دهار) : نشستگاه شهان باغ و خوابگه ایوان نشستگاه تو دشت است و خوابگه خرگاه فرخی || مصطبه سکوی مخصوص...


نشست گرفتن

[نِ شَ گِ رِ تَ] (مص مرکب) نشستن جای گرفتن قرار گرفتن : نخستین گرفتند بر خوان نشست پس آنگه به بگماز بردند دستاسدی.


نشستگه

[نِ شَ گَهْ] (اِ مرکب) نشستگاه جای نشستن مقام مکان جا رجوع به نشستگاه شود : پیش دل اندر بکن نشستگهم وز عمل و علم کن نثار مراناصرخسرو.


نشستگی

[نِ شَ تَ / تِ] (حامص) حالت و کیفیت و چگونگی نشسته (یادداشت مؤلف) - بازنشستگی؛ بازنشسته بودن - فرونشستگی؛ فرورفتگی رجوع به همین مدخل ها در ردیف خود شود.


نشستن

[نِ شَ / شِ تَ] (مص) پارسی باستان: نی هد( 1)، متعدی: نی یه شادیم( 2)، اوستا: نی + هد( 3)، نی شیذئیتی( 4) (نشستن)، متعدی: نی شاذیوئیش( 5)، پهلوی: ن (ی) شستن( 6)، ن (ی) شینت( 7)، هندی باستان: نی + سد( 8)، سی دتی( 9)، بلوچی: نین دگ(...


نشستن

[نَ شُ تَ] (مص منفی) ناشستن مقابل شستن رجوع به شستن شود.


نشستنگاه

[نِ شَ تَ] (اِ مرکب) مکان نشستن (آنندراج) جائی که بر آن کسی می نشیند (ناظم الاطباء ||) مجلس (یادداشت مؤلف||) آن جائی که چیزی قرار می گیرد (ناظم الاطباء ||) اقامت گاه (از آنندراج) محل اقامت مسکن : آزرمی دخت به ناحیت اسدآباد قصری کرد به نام خویش کرد...


نشستنگه

[نِ شَ تَ گَ هْ] (اِ مرکب) جای نشستن آنجا که بر آن می نشینند : کجا فرش را مسند و مرقد است تهمتن بیامد به زابلستان نشستنگهی ساخت در گلستانفردوسی نشستنگه فضل بن احمد استفردوسی نهادند بر پشتشان تخت زر نشستنگه شاه با تاج و فرفردوسی ده اشتر نشستنگه...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید