نشست آوردن
[نِ شَ وَ دَ] (مص مرکب) اقامت کردن ساکن شدن مقیم گشتن : یکی دیر خارا به دست آورم در آن دیر تنها نشست آورمنظامی مگر خوابگاهی به دست آورم که جاوید در وی نشست آورمنظامی || ماندن توقف کردن : چون به از این مایه به دست آوری به بود اینجا که نشست آورینظامی || داخل شدن راه یافتن جای گرفتن : چو در بزم شاهی نشست آوری به ار یار خندان به دست آورینظامی به قدس آوریدم چو آدم نشست زدم نیز در حلقهء کعبه دستنظامی || جلوس کردن برشدن برآمدن بر تخت : همه ملک ایران به دست آورد به تخت کیان بر نشست آوردنظامی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
