نشبونه

[نَ نِ] (اِخ) شهری است، گویا در اندلس باشد (از معجم البلدان) نام شهری به اندلس، شاید مصحف لیس بن باشد (یادداشت مؤلف).


نشبه

[نَ شَ بَ] (ع اِ) مال اصیل اعم از ناطق یا صامت (از منتهی الارب) (از المنجد) (از اقرب الموارد) نَشَب (المنجد ||) آب و زمین (منتهی الارب) عقار، و گفته اند مال و عقار (از اقرب الموارد ||) نَشَب (المنجد).


نشبه

[نُ بَ] (ع اِ) آویزش (منتهی الارب) (آنندراج (||) ص) مردی که به کاری آویزد و رها نشود (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) نُشَ بَه (المنجد) گویند: کنت نشبه فصرت عقبه؛ ای کنت اذا نشبت و علقت بانسان لقی منّی شراً فقد اعقبت الیوم و رجعت (منتهی الارب)؛ بودم...


نشبه

[نُ شَ بَ] (ع ص) مردی که چون به کاری درآویزد از آن دست نکشد (ناظم الاطباء) (از المنجد) نُشبَه (المنجد).


نشبیل

[نِ] (اِ) رجوع به نشپیل شود.


نشپیل

[نِ]( 1) (اِ) شست ماهی باشد یعنی دام (فرهنگ اسدی) مطلق قلاب را گویند عموماً و قلاب و شست ماهی گیری را خوانند خصوصاً (جهانگیری) (انجمن آرا) (از آنندراج) شست ماهی (اوبهی) قلابی که بر سر رشته ای ابریشمی یا از موی اسب کنند و بدان گوشت یا خوردنی دیگر...


نشت

نیز پارچهء نیم سوخته را که از نزدیک گرفتن با ؛« انگور قدری نشت شده » [نَ] (ص) در خراسان نشت به معنی زرد است، گویند آتش زرد شده نشت گویند (از فرهنگ نظام) طبری: نشت (جل، کهنه و پوسیده) در گیلکی به معنی چین دار و تا شده (کاغذ،...


نشت

[نِ] (ص) خوش (جهانگیری) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء)( 1) نیک (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) با وشت = وش قیاس شود (از حاشیهء برهان چ معین) تندرست (ناظم الاطباء) ( 1) - انجمن آرا به معنی خوشی و عیش ثبت کرده است.


نشت آب

[نَ] (اِ مرکب) زهِ آب آب که از جائی نشت کرده و زهیده باشد (یادداشت مؤلف).


نشتا

[نِ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای شهرستان شهسوار است این دهستان محدود است از شمال به دریای خزر، از مغرب به دهستان زوار از مشرق به دهستان لنکا و از جنوب به سلسله جبال البرز، هوای قسمت جلگه ای دهستان مرطوب معتدل و هوای قسمت جنوبی آن که کوهستان است...


نشتاب

[نَ] (اِ مرکب) نشت آب رجوع به نشت آب شود.


نشتابه

[نَ بَ / بِ] (اِ مرکب) نشت آب زه آب رجوع به نشت آب شود.


نشتارود

5 هزارگزی جنوب شرقی شهسوار، بر سر راه شهسوار / [نِ] (اِخ) نام قصبهء مرکزی دهستان نشتا از شهرستان شهسوار است و در 14 به چالوس در دشت معتدل هوای مرطوبی واقع است و 500 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء آزادرود، محصولش برنج، شغل اهالی ( زراعت و صید...


نشتر

[نِ تَ] (اِ) نیشتر، کردی: نشتر( 1)، گیلکی: نیشتر( 2)، معرب آن: نشتر، آلتی فلزی سرتیز که برای فروکردن در گوشت به کار برند تا خون و ریم بیرون آید (حاشیهء برهان قاطع چ معین) مخفف نیشتر است به معنی آلت فصد کردن (غیاث اللغات) (از آنندراج) (از برهان قاطع)...


نشتر زدن

[نِ تَ زَ دَ] (مص مرکب) در دمل نشتر فروکردن تا چرک و ریم آن برآید رجوع به نشتر شود.


نشترزده

[نِ تَ زَ دَ / دِ] (ن مف مرکب)فصدشده (ناظم الاطباء) رجوع به نشتر زدن شود.


نشت شدن

[نَ شُ دَ] (مص مرکب)ترنجیده گشتن: نشت شدن کاغذ و جامه، ترنجیده گشتن آن (یادداشت مؤلف).


نشت کردن

[نَ کَ دَ] (مص مرکب)زهیدن: نشت کردن آب، زهیدن آن (یادداشت مؤلف ||) منتشر شدن مایعی چون مرکب و جز آن بیش از حد لازم (یادداشت مؤلف).


نشتن

[نِ تَ] (مص) گیلکی: نیشتن( 1)، در اراک (سلطان آباد): نشتن( 2) به معنی نشستن (حاشیهء برهان قاطع چ معین) مخفف نشستن (برهان قاطع) (آنندراج ||) ماندن اقامت کردن (از ناظم الاطباء) - نشتن چون خاک؛ کنایه از نشستن با کمال حلم و آرام و nishtan (2) - - (...


نشتی

[نِ] (حامص) (از: نشت + ی حاصل مصدر، اسم معنی) (حاشیهء برهان قاطع) به معنی خوشی و نیکی باشد، چه نشت به معنی خوش و نیک است (برهان قاطع) خوشی نیکی (ناظم الاطباء (||) فعل) به معنی: چونی؟ و چه حال داری؟ هم هست (برهان قاطع).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید