نخیرجان

[نَ] (اِخ) در اصل اسم خازن کسری است و نیز اسم ناحیتی است از نواحی قهستان (از معجم البلدان).


نخیرگاه

[نَ] (اِ مرکب) کمینگاه (ناظم الاطباء) نخیزگاه رجوع به نخیر و نخیز شود.


نخیری

[نَ] (ص، اِ) نخری فرزند اولین (برهان قاطع) (آنندراج) نخستین فرزند (از ناظم الاطباء).


نخیز

[نَ] (ص) مردم فرومایه و کمینه (برهان قاطع) پست دون ناکس (ناظم الاطباء (||) اِ) کمین (ناظم الاطباء) رجوع به نخیزگاه شود || تخمدان و قلمه زار (ناظم الاطباء (||) ص) درشت گنده (ناظم الاطباء).


نخیزگاه

[نَ] (اِ مرکب) کمینگاه (برهان قاطع) (لغت فرس) رجوع به نخیز شود.


نخیس

[نَ] (ع اِ) جای تنگ بستن از ستور (منتهی الارب) (آنندراج) موضع البطان (از اقرب الموارد (||) ص) چرخ چاه که سوراخ آن فراخ گردیده باشد پس نخاس در وی کنند تا تنگ شود (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).


نخیسه

[نَ سَ] (ع اِ) شیر گوسپند و بز یا شیر بز و شتر به هم آمیخته و همچنین شیر شیرین و ترش (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).


نخیط

[نَ] (ع مص) تشنیع کردن و بد گفتن و دشنام دادن نخط (منتهی الارب) رجوع به نخط شود || گردن کشی کردن بر کسی و تکبر نمودن (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) تکبر کردن (از المنجد).


نخیف

[نَ] (ع اِ) آواز گریه در بینی و خنده در آن (منتهی الارب) (آنندراج) آواز گریه در بینی و نیز آواز خنده در بینی (ناظم الاطباء) (||مص) نَخْف (المنجد) رجوع به نَخْف شود.


نخیل

[نَ] (ع اِ) خرمابن (ناظم الاطباء) درخت خرما || درختهای خرما (آنندراج) جِ نخل (از ناظم الاطباء) : چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیلسعدی.


نخیلات

[نَ] (ع اِ) خرمابنان درختان خرما (از ناظم الاطباء).


نخیله

[نَ لَ] (ع اِ) واحد نخیل است رجوع به نخیل شود || نصیحت خالص || نیت خالص ج، نخائیل گویند: لایقبل الله الا نخائیل القلوب؛ أی النیات الخالصه || طبیعت (از المنجد) رجوع به نُخَیْلَه شود.


نخیله

[نُ خَ لَ] (ع اِ مصغر) تصغیر نَخْله است (از اقرب الموارد) رجوع به نخل شود || سرشت (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) طبیعت (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) خیرخواهی پند (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نصیحت (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).


نخیله

[نُ خَ لَ] (اِخ) موضعی است در نزدیکی کوفه بر سمت شام و آن جائی است که علی علیه السلام چون خبر قتل عامل انبار بدو رسید بدانجا رفت و خطبهء مشهورش را در ذم کوفیان قرائت فرمود و در آن گفت: اللهم انی لقد مللتهم و ملونی فارحنی منهم،...


ند

[نَ] (اِ) رشد افزونی نمو (برهان قاطع) (از رشیدی) (انجمن آرا) (از جهانگیری) (از فرهنگ نظام)( 1) (آنندراج) (فرهنگ خطی) برومندی (فرهنگ خطی) : گر بخت را وجاهت و اقبال را ند است از خدمت محمد بهروز( 2) احمد است ابوالفرج رونی (از حاشیهء برهان ||) نیکوئی (انجمن آرا) (ناظم...


ند

[َنْ] (ضمیر) ضمیر متصل فاعلی است برای سوم شخص جمع مثال: از مصدر رفتن، ماضی: رفت + ند = رفتند، مضارع: میرو + ند = میروند و امر: رو + ند = روند و گاه آن را حذف کنند : به پالیز زیر گل افشان درخت نخفت آن سه آزادهء...


ند

[نَدد] (ع اِ) تل بلند زمین و پشتهء خاک بلند (منتهی الارب) (آنندراج) پشتهء بزرگ از خاک و گل (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) اکمه تل مرتفع (المنجد (||) مص) رمیدن شتر (تاج المصادر بیهقی) رمیدن ستوران (جهانگیری) (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) ندید ندود نداد...


ند

[نَدد / نِدد]( 1) (ع اِ)( 2) کشته بوی خوشی است مرکب از عود و عنبر و مشک (از بحر الجواهر) نوعی از بوی خوش یا عنبر (منتهی الارب) (از آنندراج) نوعی است از بوی خوش (مهذب الاسماء) بخور آمیخته (دستوراللغه) ند، به فارسی کشته نامند مخترع او بختیشوعیه اند...


ند

[نِدد] (ع اِ) همتا (منتهی الارب) (دهار) (جهانگیری) (آنندراج) (دستوراللغه) (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء) مِثْل (آنندراج) (منتهی الارب) (جهانگیری) (زمخشری) (غیاث اللغات) نظیر (اقرب الموارد) (غیاث اللغات) شبیه بِدّ (یادداشت مؤلف) ندید (از المنجد) : آنکه نی ضد بُوَد نه ند او را نیستش کس شریک در دو سرا (ولدنامه...


ندا

[نِ] (از ع، اِ) بانگ فریاد (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) آواز (آنندراج)( 1) اعلان (ناظم الاطباء) نداء : می شنیدی ندای حق و جواب بازدادی چنانکه داد کلیمناصرخسرو به گوش هوش من آید ندای اهل بهشت نصیب نفس من آید نوید ملک بقاخاقانی این جهان کوه است و فعل ما...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید