ندا

[نَ] (ع اِ) تری نم (غیاث اللغات) رجوع به ندی شود || پیه شحم (از بحر الجواهر) رجوع به ندی شود.


ندء

[نُ دَءْ] (ع اِ) جِ نُدأه رجوع به ندأه شود.


ندء

[نَدْءْ] (ع مص) ناپسند داشتن چیزی را و صواب آن بَذْء است (منتهی الارب) رجوع به بَذْء شود || بر آتش انداختن گوشت را یا فروپوشیدن گوشت را در آتش (منتهی الارب) در آتش انداختن یا در زیر آتش کردن گوشت را (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) گوشت بر آتش افکندن...


نداء

[نِ] (ع اِ) بانگ (مجمل) صوت آواز صوت مجرد مجرد آواز نُداء (المنجد ||) دعاء (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (المنجد) نُداء (المنجد ||) اذان (یادداشت مؤلف) - حرف نداء؛ رجوع به حروف و حرف ندا شود - نداء غیبی (غیب)؛ آواز که نبی یا ولیی شنود از غیب (یادداشت مؤلف...


نداء

[نُ] (ع اِ) دعا نِداء || صوت آواز نِداء (المنجد) رجوع به نِداء شود.


ندائد

[نَ ءِ] (ع اِ) جِ نَدیده رجوع به نَدید و نَدیده شود.


ندائی سمرقندی

[نِ یِ سَ مَ قَ] (اِخ)محمدصالح (شیخ) سمرقندی، متخلص به ندائی او راست: جور و جفا مکن بکن مهر و وفا نگار من خندهء خود مبین ببین گریهء زارزار من لب به لبم بنه منه داغ جدائیم به جان همدم کس مشو بشو از ره لطف یار من تیغ ستم...


ندائی کاشغری

[نِ یِ غَ] (اِخ) عبدالله بن محمد از شعرای قرن دوازدهم است و به سال 1174 ه ق درگذشته رجوع به فرهنگ سخنوران ص 598 و اسماءالمؤلفین و آثارالمصنفین چ استانبول ج 1 ص 484 شود.


ندائی گیلانی

[نِ یِ گی] (اِخ) مؤلف صبح گلشن آرد: ندائی از خوش خیالان خیابان گیلان است و ملاخیالی را از اماثل و اقران او راست: چو ( بینم که از دور ماهی برآید مرا بی تو از سینه آهی برآید (از تذکرهء صبح گلشن ص 511 ) (قاموس الاعلام ج 6.


ندائی نیشابوری

1) او )« در شعر طبعش بد نیست، روضه الشعرا را نظم کرده » [نِ یِ نَ / نِ] (اِخ) یا ندائی یزدی از شعرای قرن دهم ه ق است راست: من شمع جانگدازم تو صبح دلگشائی سوزم گرت ببینم میرم چو رخ نمائی نزدیک اینچنینم دور آنچنان...


ندائی هروی

[نِ یِ هَ / هِ رَ] (اِخ) سلطان محمد، معروف به حافظ و متخلص به ندائی از شعرای قرن نهم هرات و معاصر سلطان حسین میرزا بایقراست او راست: کاش دوزد همدمی چاک گریبان مرا کآتش دل می نماید سوز پنهان مرا ساعتی از گریه چشم تر نیاساید مرا بسکه...


ندائی یزدی

[نِ یِ یَ] (اِخ) رجوع به ندائی نیشابوری شود.


ندابه

[نَ بَ] (ع مص) زیرک گردیدن (منتهی الارب ||) سبک شدن (تاج المصادر بیهقی ||) نَدْب شدن (از اقرب الموارد) (المنجد) رجوع به نَدْب شود.


نداد

[نِ] (ع مص) ند ندود ندید رجوع به نَدّ شود.


ندار

[نَ] (نف مرکب) ندارنده که ندارد مقابل دارنده رجوع به دارنده شود || نادار ندارنده نادارنده فقیر تهیدست بی بضاعت ارزانی بی نوا مقابل دارنده و دارا - با همدیگر ندار بودن؛ در تداول، رایگان بودن شریک بودن در منافع صمیمی بودن صفا داشتن رفاقت داشتن یکی بودن || -...


ندارائی

[نَ] (حامص مرکب) نداری نادار بودن ناداری فقر تهیدستی مقابل دارائی رجوع به دارائی شود : چنین زربفت وقت سوختن گفتا به دارائی ندارائی لباس عافیت باشد نه دارائی؟.


نداره

[نَ رَ] (ع مص) فصیح بودن کلام || جودت کلام || غرابت کلام غامض و خفی شدن سخن (از المنجد) (از اقرب الموارد).


نداری

[نَ] (حامص مرکب) ناداری بی نوائی ندار بودن فقر تهیدستی ندارائی -امثال: نداری عیب نیست || ندار بودن در قمار با هم ندار بودن رجوع به ندار شود.


نداف

[نَ] (از ع، ص) پنبه زن در اصل نَدّاف است و در این بیت به تخفیف دال استعمال شده است : میغ مانندهء پنبه است ورا باد نداف هست سدکیس درونه که بدو پنبه زنند ابوالمؤید بلخی رجوع به نَدّاف شود.


نداف

[نَدْ دا] (ع ص) پنبه زن (دهار) (مهذب الاسماء) (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) حلاج (ناظم الاطباء) محلوج کننده (فرهنگ خطی) پنبه بز پنبه وز واخنده نفاش (یادداشت مؤلف) : قحبه زنکت آنچه به نداف دهد هر لحظه ز قحبگی به دفاف دهد ؟ (از حاشیهء فرهنگ...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید