نخانقه

[] (اِخ) گروهی از بنی عامربن عوف از بنی کرب، و آن لقبی است (از تاج العروس).


نخانی

[نُ] (ص نسبی) منسوب به نخان، از قراء اصفهان دم دروازهء شهر (از سمعانی).


نخانیق

[نَ] (ع اِ) جِ نخنوق رجوع به نخنوق شود و الصواب: النخابیق (تاج العروس).


نخاوره

[نَ وِ رَ] (ع ص، اِ) جِ نخوار (از آنندراج) (از منتهی الارب) رجوع به نخوار شود.


نخب

[نَ] (ع اِ) کون (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) اِست (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از المنجد) نَخْبه (المنجد||) شکاف کون جلد کون (ناظم الاطباء ||) دوستگانی (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) شربتی بزرگ از خمر و جز آن که مرد آن را به سلامتی دوستش یا خویشانش بیاشامد...


نخب

[نُ خَ] (ع اِ) جِ نخبه : از نخب ادب و غرر درر و لطایف نکت نصیبی کافی و وافر حاصل کرده (ترجمهء تاریخ یمینی ص 250 )رجوع به نخبه شود.


نخب

[نُ خُ] (ع ص، اِ) جِ نخیب (از المنجد) رجوع به نخیب شود || جِ نَخْب (از منتهی الارب) رجوع به نَخْب شود.


نخب

[نَ خَ] (ع مص) ترسو شدن (از اقرب الموارد (||) ص) منزوع الفؤاد جبان (المنجد) منتزع الفؤاد (آنندراج) بددل (آنندراج) (منتهی الارب) نَخِب نِخَبّ نَخِبّ انخب (المنجد).


نخب

[نِ خَب ب] (ع ص) بددل (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).


نخب

[نَ خِب ب] (ع ص) جبان (اقرب الموارد) (المنجد) بددل (منتهی الارب) (آنندراج) نَخَب نِخَب (اقرب الموارد).


نخب

[نَ خِ / نِ خَ] (ع ص) جبان (المنجد) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


نخبات

[نُ خَ] (ع اِ) جِ نخبه رجوع به نخبه شود || جبناء (المنجد) ترسوها.


نخ باف

[نَ] (نف مرکب) نخ ریس نخ بافنده نخاخ.


نخ بافی

[نَ] (حامص مرکب) عمل نخ باف رجوع به نخ باف شود.


نخبوق

[نُ] (ع اِ) گوشه مانندی در اندرون چاه، جز که آن خرد است (از اقرب الموارد) در منتهی الارب نخنوق با نون ضبط شده است.


نخبه

[نَ بَ] (ع اِ) کون اِست (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) دوستکانی کلمه ای است عراقی (از مهذب الاسما) و قال بعضهم: النخبه؛ الشربه العظیم، یعنی دوستگانی (منتهی الارب (||) ص) جبان (اقرب الموارد) (المنجد) مرد بددل (منتهی الارب) (آنندراج) مرد ترسو و جبان نُخَبه (ناظم الاطباء).


نخبه

[نُ بَ] (ع اِ) دوستگانی (از منتهی الارب) دوستکامی (ناظم الاطباء (||) ص) جبان || برگزیده از هر چیزی (از اقرب الموارد) برگزیده (منتهی الارب) (آنندراج) مرد برگزیده (دهار) نُخَبه (اقرب الموارد) برگزیده انتخاب شده مختار بهتر هر چیز خوب و برگزیده (ناظم الاطباء) بهین زبده گزیده گزین منتخب ج،...


نخبه

[نُ خَ بَ] (ع ص) برگزیده (منتهی الارب) (آنندراج) برگزیده از هر چیزی نُخبه (از اقرب الموارد) ج، نُخَب || مرد بددل (از منتهی الارب) (آنندراج).


نخت

[نَ] (ع مص) دانه چیدن مرغ (منتهی الارب) (آنندراج) نقر نتخ (از اقرب الموارد ||) کنده گری کردن در چوب (منتهی الارب) (آنندراج) کنده کاری کردن در چوب (ناظم الاطباء ||) از بیخ برکندن (منتهی الارب) (آنندراج ||) یک خرما یا دو خرما از خنور برگرفتن (منتهی الارب) (آنندراج) (از...


نخ تاب

[نَ] (نف مرکب) نخ تابنده که نخ تابد نخ ریس نخ باف.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید