نحیر

[نَ] (ع اِ) شب بازپسین از ماه (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) رجوع به نحیره شود (|| ص) جمل نحیر؛ شتر کشته (منتهی الارب) منحور (اقرب الموارد) شتر کشته شده (ناظم الاطباء) ج، نَحْری، نُحراء، نحائر.


نحیره

[نَ رَ] (ع اِ) روز نخستین از ماه، یا بازپسین روز از آن، یا بازپسین شب از وی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) شب آخر از ماه و روز آن (از اقرب الموارد) ج، ناحرات، نواحر || طبیعت (از اقرب الموارد) (المنجد (||) ص) منحوره (اقرب الموارد) تأنیثِ نحیر رجوع به...


نحیز

[نَ] (ع ص) شتر به نحاز مبتلاشده نَحِز منحوز ناحز (المنجد) رجوع به ناحز شود.


نحیزه

[نَ زَ] (ع اِ) سرشت طبیعت (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) ج، نحائز || روش (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطبا) طریقه (ناظم الاطباء ||) راه باریک که از راههای بزرگ شکافته شود به صحرا (منتهی الارب) (آنندراج) راه باریک که از راه بزرگ جدا شده و به...


نحیس

[نَ] (ع ص) ناحس نحس (اقرب الموارد) بانحوست (اقرب الموارد ||) عامُ نحیس؛ سال قحط (ناظم الاطباء) مجدب (اقرب الموارد) رجوع به ناحس و نحس شود.


نحیسه

[نَ سَ] (ع ص) تأنیثِ نحیس رجوع به نحیس شود - ایام نحیسه؛ روزهای بد (ناظم الاطباء).


نحیص

[نَ] (ع ص) شتر مادهء سخت فربه (منتهی الارب) (آنندراج) ماده شتر سخت فربه (ناظم الاطبا) (از اقرب الموارد).


نحیض

[نَ] (ع ص) بسیارگوشت( 1) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) پرگوشت (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) به گوشت آکنده (مهذب الاسما ||) گوشت رفته لاغر( 2) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) پیکان باریک تیز (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) سنان مرقق (اقرب الموارد) ج، نحض (...


نحیضه

[نَ ضَ] (ع ص) تأنیثِ نحیض (از آنندراج) (منتهی الارب).


نحیط

[نَ] (ع اِ) بانگ و آواز اسب و شتر از گرانی و ماندگی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء ||) تردد گریه در سینه بی آنکه ظاهر گردد (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) نحاط (اقرب الموارد (||) مص) زفیر برآوردن و بانگ کردن (منتهی الارب) (آنندراج) نحط (ناظم الاطباء) زفیر...


نحیف

[نَ] (ع ص) لاغر نزار (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) خول (ناظم الاطباء) مرد عاجز (آنندراج) (غیاث اللغات) قضیف (از منتهی الارب) ضاوی (یادداشت مؤلف) تکیده ج، نحاف، نحفاء : نحیف است چون خیزرانی ولیکن چو تابنده ماهی است بر خیزرانیفرخی عذر خود پیش منه زآنکه نزاری و...


نحیف

[نَ] (اِخ) رازی چنی لال لکهنوئی از پارسی گویان هند است و نزد میرزا فاخر مکین شاعری آموخته او راست: وفا با بیوفا کردم ( چه کردم غلط کردم خطا کردم چه کردم (از تذکرهء صبح گلشن ص 511.


نحیف

[نَ] (اِخ) نوروزعلی بیگ شاملو او راست: فتادگان به فلک سر فرونمی آرند زمین به گرد سر آسمان نمیگردد عشق زیاد مایهء ( اندوه میشود تریاق کار زهر کند چون فزون خوری (از تذکرهء صبح گلشن ص 511.


نحیفی

[نَ] (حامص) لاغری (ناظم الاطباء) نزاری نحیف بودن رجوع به نحیف (ع ص) شود.


نحیل

[نَ] (ع ص) نزار از بیماری یا از سفر (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) ج، نَحْلی.


نحیم

[نَ] (ع مص) نحم رجوع به نحم شود (|| اِ) آوازی که از سینه برآید (فرهنگ خطی).


نحیه

[نَ حی یَ] (ع ص) هو نحیه القوارع؛ او یک سوکردهء سختی هاست (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).


نحیه

[نُ حی یَ] (ع اِ) جِ نحو رجوع به نحو شود.


نحیه

[نُ حَیْ یَ] (ع اِ مصغر) تصغیر نحو است، مانند دلو که مصغر آن دلیه است (از المنجد).


نخ

[نَ] (اِ) تای ریسمان (لغت فرس) تار ریسمان (اوبهی) یک تار رشته را گویند، خواه ابریشم باشد و خواه ریسمان (برهان قاطع) گیلکی: نخ( 1) (رشته، نخ)، گنابادی: نخ( 2) (حاشیهء برهان قاطع چ معین) تار ریسمان و ابریشم و غیره (آنندراج) (از بهار عجم) (انجمن آرا) (از جهانگیری) تار...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید