نحوس

[نُ] (ع ص، اِ) جِ نحس (مقابل سعد) رجوع به نحس شود : یا نحوس کید قاطع را ز جهل بر سعود شعریان خواهم فشاندخاقانی و ایام نحوس به اوقات سعود بدل گردد (سندبادنامه ص 84 ) چون ایام نحوس و منقضی و منفصل شود جزای این عقوق تقدیم افتد...


نحوست

[نُ سَ] (ع مص) نامبارک و شوم بودن چیزی یا کسی (فرهنگ نظام) نحوسه (|| اِمص) بداختری نافرجامی شآمت بدبختی نامبارکی (ناظم الاطباء) ادبار شومی نحسی نحوسه : باد عمرت بی زوال و باد عزت بیکران باد سعدت بی نحوست باد شهدت بی شرنگ منوچهری رجوع به نحوسه شود.


نحوس خانه

[نُ خا نَ / نِ] (اِ مرکب)جای نحس جای نامبارک جای پر ادبار و نکبت آنجا که بر آدمی مبارک نباشد : از آسمان بیافتمی هر سعادتی گر زین نحوس خانهء شروان بجستمی خاقانی.


نحوسه

[نُ سَ] (ع مص) بداختر گردیدن (منتهی الارب) نحاسه رجوع به نحوست و نحاسه شود (|| اِمص) بداختری نافرجامی (آنندراج) نحوست رجوع به نحوست شود.


نحوص

[نُ] (ع مص) نیک فربه گردیدن (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) سخت فربه شدن (از اقرب الموارد) سخت فربه شدن ناقه، یا فربهی مانع آبستنی وی شدن و آن را نَحوص و نحیص گویند (المنجد ||) ادا کردن از حق کسی (آنندراج) (از منتهی الارب) رجوع به نحص شود.


نحوص

[نَ] (ع ص) خر مادهء بی شیر و بی بچه (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) شتر مادهء نیک فربه (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ناقهء سخت فربه (از اقرب الموارد ||) ناقه ای که از فربهی آبستن نشود (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) ج،...


نحوض

[نُ] (ع مص) کم گوشت گردیدن (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد (||) اِ) جِ نَحْض رجوع به نحض شود.


نحول

[نُ] (ع اِمص) لاغری (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) خشکی (ناظم الاطباء) نزاری هزال ضعف : و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود (سندبادنامه ص 189 ) تو به دو رکعت نماز آئی ملول من به پانصد درنیایم در نحولمولوی (||مص) لاغر و نزار گردیدن از...


نحوی

[نَحْ] (ص نسبی) منسوب به علم نحو (ناظم الاطباء ||) عالم به علم نحو (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) آنکه نحو داند نحودان : چو ابن رومی شاعر چو ابن مقله دبیر چو ابن معتز نحوی چو اصمعی لغوی منوچهری کاتب نیک است و هست نحوی استاد صاحب عباد هست...


نحوی

[نَحْ] (اِخ) احمد (خواجه خان) کشمیری فرخ آبادی از پارسی گویان هند است او راست: اگر وصف رخ و زلفش نبودی زیب عنوانها نگشتی نغز و دلکش معنی اشعار دیوانها به بزم عاشقانش بی سروسامان نیَم نحوی که دارم همچو شمع از اشک و آه گرم ( دیوانها (از تذکرهء...


نحه

[نُحْ حَ] (ع مص) آواز نحیح داشتن (ناظم الاطباء).


نحی

[نَحْیْ] (ع مص) دوغ زدن (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد ||) زایل کردن چیزی را|| برگردانیدن نگاه از کسی (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


نحی

[نَحْیْ / نِحْیْ / نُحْیْ]( 1) (ع اِ)خیک، یا به خصوص مشک روغن (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) مشک که از پوست گوسپند سازند (غیاث اللغات از شرح نصاب) مشک روغن (غیاث اللغات از صراح) (مهذب الاسما) خیک روغن از پوست بزغالهء رسیده (فرهنگ خطی) عکه (یادداشت مؤلف) ج،...


نحی

[نَ حا] (ع اِ) سبوی گلین که در آن شیر اندازند جهت دوغ زدن (منتهی الارب) (آنندراج ||) نوعی از خرمای تر (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطبا ||) تیر پهن پیکان (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ج، انحاء، نَحیّ، نحاء.


نحی

[نَ حی ی] (ع ص) ابل نحی؛ شتر دورکرده (ناظم الاطباء (||) اِ) جِ نَحی رجوع به نَحی شود.


نحی

[نُ حی ی] (ع اِ) جِ نحْی رجوع به نحْی شود.


نحیب

[نَ] (ع مص) سخت گریستن و آواز برداشتن در گریه نحب (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) رجوع به نحب شود (||اِ) گریهء سخت و گریهء با آواز (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


نحیت

[نَ] (ع اِ) شانه (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) مشط (ناظم الاطباء ||) ناله دم سرد (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد ||) فریاد (منتهی الارب) (آنندراج (||) ص) سُم کرانه سوده به سفر (منتهی الارب) (آنندراج) الذاهب الحروف من الحوافر (اقرب الموارد ||) مرد در قوم دیگر درآمده (منتهی الارب)...


نحیته

[نَ تَ] (ع اِ) سرشت طبیعت (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) ناله دم سرد (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) زحیر (از اقرب الموارد).


نحیح

[نَ] (ع اِ) بانگ و آواز شکم (منتهی الارب) آوازی که در شکم مرد پیچد (از اقرب الموارد (||) ص) شحیح نحیح؛ از اتباع است (منتهی الارب) بخیل (از اقرب الموارد) (المنجد (||) مص) گردان شدن آواز در شکم و شُدآمد کردن آن (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید