نحزه

[نَ حِ زَ] (ع ص) تأنیث نَحِز (منتهی الارب) رجوع به نحز شود.


نحس

[نَ] (ع ص) بداختر نافرجام (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) شوم نامبارک مرخشه (ناظم الاطباء) نقیض سعد (اقرب الموارد) نامبارک (دهار) ضد سعد (از مهذب الاسما) مشئوم منحوس منحوسه ناخجسته نافرخنده بدبخت : به خاصه تو ای نحس خاک خراسان پر از مار و کژدم یکی پارگینیناصرخسرو که چندان امانم...


نحس

[نَ حِ] (ع ص) بداختر (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) منحوس نامبارک ج، نحسات.


نحس

[نُ حَ] (ع اِ) سه شب که پس درع آید، و آن شب نوزدهم و بیستم و بیست ویکم است و آن را ظُلَم نیز نامند (منتهی الارب) (آنندراج).


نحس

[نَ حَ] (ع مص) بداختر گردیدن (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) نحوسه نحاسه (اقرب الموارد) نحس شدن منحوس گشتن.


نحسان

[نَ] (اِخ) به صیغهء تثنیه، ستارهء زحل و مریخ (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسما) (از دهار) نحس اصغر و نحس اکبر رجوع به نحسین شود.


نحس اصغر

[نَ سِ اَ غَ] (اِخ) کنایه از مریخ است رجوع به مریخ شود.


نحس اکبر

[نَ سِ اَ بَ] (اِخ) کنایه از ستارهء زحل است رجوع به زحل شود.


نحس بر

[نَ بَ] (نف مرکب)نحوست برنده زایل کنندهء نحوست و شومی و نامبارکی : شاه معظم اخستان آنکه رضا و خشم او نحس بر زحل شود سعدربای مشتری خاقانی.


نحسه

[نَ حِ سَ] (ع ص) تأنیثِ نَحِس رجوع به نحس شود.


نحسی

[نَ] (حامص) بداختری نافرجامی شآمت (از ناظم الاطباء) نامبارکی شومی مبارک نبودن نحس بودن نحوست : به قدر هنر جست باید محل بلندی و نحسی مکن چون زحلسعدی || در تداول، بدادائی بدپک وپوزی بهانه گیری بیجا ننگی.


نحسی کردن

[نَ کَ دَ] (مص مرکب)نافرجامی کردن (ناظم الاطباء ||) در تداول (و بیشتر در مورد اطفال)، بدادائی کردن و با بهانه جوئی عیش و راحت دیگران را منغض داشتن.


نحسین

[نَ سَ] (اِخ) به صیغهء تثنیه، کنایه از زحل و مریخ است : تا سعادت بخش انجم بخت اوست حال نحسین را مبدل کرده اندخاقانی تا آسمان زمین تو گشت از غم و دریغ چون مشتری میانهء نحسین مجاورمخاقانی - نحسین فلک؛ زحل و مریخ (از آنندراج) (از غیاث اللغات)...


نحشتان

[نَ حُ] (اِخ) [ بمعنی: از مس ] اسم ماری است که موسی در دشت برپا نمود در ایام حزقیا و حزقیا آن را به سوهان سائید، چه که ( مردم بدو بخور می سوزانیدند (از قاموس کتاب مقدس ص 876.


نحص

[نَ] (ع ص) خر مادهء نازاینده (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج (||) مص) ادا کردن حق کسی را (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) نیک فربه گردیدن (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


نحص

[نُ] (ع اِ) بن کوه، و روی آن (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (مهذب الاسما) - اصحاب نحص الجبل؛ قتلای احد (از منتهی الارب) از قتلای روز احد (ناظم الاطباء) حدیث: یالیتنی غودرتُ مع اصحاب نحص الجبل (منتهی الارب).


نحض

[نَ] (ع اِ) گوشت یا گوشت آگنده (منتهی الارب) (آنندراج) گوشت یا گوشت آکنده مانند گوشت ران (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطبا) گوشت آکنده (مهذب الاسما) ج، نحوض، نحاض (|| مص) باز کردن گوشت را از پوست (ناظم الاطباء) پوست کندن گوشت را (اقرب الموارد ||) ستیهیدن بر کسی...


نحضه

[نَ ضَ] (ع اِ) پارهء کلان از گوشت یا گوشت آکنده و پر (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) قطعهء کلانی از نحض (از اقرب الموارد).


نحط

[نَ] (ع اِ) آواز اسب و شتر از گرانی و ماندگی (منتهی الارب) (از آنندراج (||) مص) آواز کردن و نالیدن اسب از ماندگی و تعب (از اقرب الموارد) نحیط (از المنجد ||) سرزنش نمودن وقت سؤال (منتهی الارب) (آنندراج) زجر کردن سائل را هنگام سؤال (از اقرب الموارد) (از...


نحطه

[نَ طَ] (ع اِ) بیماریی است در سینهء اسب و شتر (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) علتی است که در سینهء اسب و شتر پیدا شود و بهبود نیابد (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) واحد نحط است (المنجد) رجوع به نحط شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید