نجا

[نَ] (ع اِ) پوستِ بازکرده و برکنده (ناظم الاطباء) پوست (از المنجد) جلد (اقرب الموارد) پوست بازکرده (از منتهی الارب) ||زمین بلند (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ||) چوبهای هودج (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از المنجد||) چوبدستی (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) عصا (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از...


نجا

[نُ] (اِخ) شهری به ساحل بحرالزنج (دریای زنگبار) نزدیک مرکه و مقدشوه (موگادیشو) (از یادداشت مؤلف).


نجا

[نَ] (ع مص) باز کردن پوست را || ناشناس کردن تا چشم زخم رساندن کسی را (منتهی الارب ||) نجو رجوع به نجو شود.


نجاء

[نَ] (ع مص) رهیدن (منتهی الارب) (آنندراج) رستن (آنندراج) نجات نجاه نجو رجوع به نجو شود || شتافتن و پیشی گرفتن (از اقرب الموارد) بشتافتن و درگذشتن (از منتهی الارب) بشتافتن (آنندراج (||) اِ فعل) النجائک النجائک؛ بشتاب! بشتاب! (از منتهی الارب).


نجاء

[نِ] (ع اِ) ابر که آب ریخته بود (مهذب الاسما) جِ نجو، بمعنی ابر آب ریخته (از آنندراج) رجوع به نجو شود (|| مص) مناجاه (المنجد) رجوع به مناجاه شود.


نجاء

[نُ] (ع اِ) اسهال یا بیماری که موجب اسهال گردد (ناظم الاطباء).


نجائب

[نَ ءِ] (ع ص، اِ) جِ نجیبه (از اقرب الموارد) رجوع به نجیبه شود || جِ نجیب، که بمعنی شتر گزیده (از غیاث اللغات از منتخب اللغات و صراح و سروری) (آنندراج) (از منتهی الارب) رجوع به نجیب شود : چو آواز رعد از سحاب بهاری فتاده به ره بر...


نجائث

[نَ ءِ] (ع اِ) جِ نجیثه رجوع به نجیثه شود.


نجابت

[نَ بَ]( 1) (ع اِمص) اصالت بزرگواری (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) پاکی نژاد و گرامی بودن آن (ناظم الاطباء) نجیب بودن باحسب بودن از خانوادهء خوب بودن (فرهنگ نظام) نبالت نیکوگوهری پروز نکوگهری : پیش ما عزیز باشد چون فرزندی که کدام کس بود این کار را سزاوارتر از وی...


نجابت

[نِ بَ] (اِخ) نجابت لاهوری (میر) از پارسی گویان متأخر هند است او راست: ما در این باغ نهال چمن تصویریم هست در خامهء نقاش رگ و ریشهء ما از تذکرهء صبح گلشن ص 504 و نیز رجوع به قاموس الاعلام ج 6 و تذکرهء حسینی ص 356 و...


نجابت

[نِ بَ] (اِخ) نجیب علی (میر) بهونگامی از پارسی گویان متأخر هند است او راست: آب بقا زآن دهنم آرزوست بوسه بر آن لب ( زدنم آرزوست شام غریبی دل من تیره کرد پرتو صبح وطنم آرزوست (از تذکرهء صبح گلشن ص 504 ) (از قاموس الاعلام ج 6.


نجابه

[نَ بَ] (ع مص) گرامی و گرامی نژاد گردیدن (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) گرامی شدن در حسب و ستوده بودن نظر و قول و عمل کسی نجیب بودن (از اقرب الموارد) و رجوع به نجابت شود.


نجات

[نَ]( 1) (ع اِمص) رهائی خلاصی آزادی (ناظم الاطباء) رستگاری (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (دهار) رستن (فرهنگ نظام) نجاح برستن رهائی یافتن منجا منجات نجاء پرماس خلاص (یادداشت مؤلف) : و از آن نجات یافتم نجات شمشیر از صیقل (تاریخ بیهقی) جان همچو خون دیده ز دیده براندمی...


نجات

[نِ] (اِخ) عبدالعالی (یا عبدالعال) (میر)( 1)، فرزند میر محمدمؤمن حسینی از شاعران قرن دوازدهم هجری [ معاصر با حزین و نصرآبادی ] و از منشیان و مستوفیان بنام عهد صفوی است وی مدتی سمت کتابداری در کتابخانهء شاه سلطان حسین صفوی داشته نستعلیق را خوب می نوشته و شعر...


نجات

« کلید بهشت » [نِ] (اِخ) محمدحسین (میرزا)، ملقب به معین الاسلام از متأخرین شعر است وی داستان بوزاسف و بلوهر را بعنوان به نظم آورده است و مادهء تاریخ آن را ( 1310 ه ق) چنین سروده: به تاریخ ختمش نجات این نوشت عطا آمدت زو کلید بهشت...


نجات آباد

[نِ] (اِخ) دهی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس، در 110 هزارگزی شمال طبس و 6 هزارگزی راه دستگردان به یخاب، در جلگهء گرمسیری واقع است و 100 تن سکنه دارد آبش از قنات و محصولش غلات و ذرت و پنبه و شغل ( اهالی زراعت است (از...


نجات بخش

[نَ / نِ بَ] (نف مرکب)رهاننده منجی.


نجات بخشیدن

[نَ / نِ بَ دَ] (مص مرکب) رهاندن رهانیدن آزاد کردن خلاص دادن رجوع به نجات شود.


نجات دادن

[نَ / نِ دَ] (مص مرکب) رها کردن آزاد نمودن خلاص نمودن (ناظم الاطباء) انجاء رهانیدن : خاک درگاهت دهد از علت خذلان نجات کاتفاق است این که از یاقوت کم گردد وبا خاقانی.


نجات نامه

[نَ / نِ مَ / مِ] (اِ مرکب) نامهء آزادی نامهء خلاصی برات آزادی فرمان خلاص و رهائی : زین ده که نجات نامه دارم نه جامگی و نه جامه دارمنظامی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید