نجات
[نِ] (اِخ) عبدالعالی (یا عبدالعال) (میر)( 1)، فرزند میر محمدمؤمن حسینی از شاعران قرن دوازدهم هجری [ معاصر با حزین و نصرآبادی ] و از منشیان و مستوفیان بنام عهد صفوی است وی مدتی سمت کتابداری در کتابخانهء شاه سلطان حسین صفوی داشته نستعلیق را خوب می نوشته و شعر بسیار هم میگفته که قابل هیچ تذکره ای نیست و لطیفه های بی مزه موزون » و به عقیدهء آذر بغایت فانی مشرب و درویش است، به وفور اخلاق حمیده » اما به نظر نصرآبادی که خود معاشر و مصاحب وی بوده است ،« کرده او راست: ای زهد سالهاست که شرمندهء توام گر عاشقی امان بدهد « آراسته هیچ گاه بی جذبهء محبتی و چاشنی دردی نیست بندهء توام میخواست سوی من نگرد سوی خویش دید خود نوش کرد شربت بیمار خویش را شب از فغان همهء خلق را ز خواب برآرم برای آنکه تو را هیچکس به خواب نبیند به من دشنام زیر لب دهی اما نمیدانی که من هم هر نفس قربان شوم ها زیر لب دارم لباس سرمه ای ای کعبهء نگاه مپوش به مرگ من که دگر جامهء سیاه مپوش رسا افتاده لطف آن لب میگون به مشربها به غیر از بوسه حرفی نیست عاشق را بر آن لب ها به گاه گریه پنهان است ازبهر تماشایش به هر اشکم نگاهی چون نظر در سیر کوکب ها از لعن بر یزید عیان شد که شیعه را آزادی از جحیم به یک آب خوردن است! (از تذکرهء نصرآبادی ص 431 ) (ریحانه الادب ج 4 ص 166 ) (آتشکدهء آذر چ شهیدی ص 209 ) (تذکرهء حزین ص 62 ) (قاموس الاعلام ج 6) (روز روشن ص 682 ) و نیز رجوع به تاریخ ادبیات اته ص 199 و تذکرهء سرخوش ص 113 و مجلهء ارمغان سال 15 ص 180 و 181 شود ( 1) - در ریحانه الادب عبدالعالی است و در تذکرهء حزین عبدالمعالی، اما در دیگر تذکره ها از جمله نصرآبادی و آتشکدهء آذر میرعبدالعال.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
