نبلاط

[نَ بَلْ لا] (اِخ) مؤلف قاموس کتاب مقدس آرد: نبلاط [ بمعنی: جهالت پنهانی ]شهری است که بنیامینیان در آن سکونت داشتند و گمان میرود که بیت نبلا باشد که به مسافت چهار میل به شمال لدّ واقع است و در آنجا اصیلهای مخروبه و سنگهای جمادی شده ( بسیار...


نبلان

[نُ] (ع اِ) نبال انبال سهام (المنجد) جِ نَبْل رجوع به نبل شود.


نبله

[نُ لَ] (ع اِ) پاداش جزا (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ثواب جزاء (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (المنجد||) عطیه (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد ||) برگزیده از هر چیزی: نبله کل شی ء؛ خیاره (المنجد) (اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه ||) هر چیز که دارای...


نبله

[نَ لَ] (ع اِ) واحد نبل، به معنی یک تیر تازی (از ناظم الاطباء) (از المنجد) رجوع به نَبْل شود || لبلاب سپید (ناظم الاطباء||) عطیه (ناظم الاطباء) رجوع به نُبلَه شود (|| ص) هر چیز که دارای اهمیت باشد (منتهی الارب ||) تأنیث نبل، بمعنی دارای ذکاء و نجابت...


نبله

[نَ بَ لَ]( 1) (ع ص) زن تیزخاطر و گرامی (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) تأنیث نَبَل است رجوع به نبل شود || ذوالنبل اسم « ب» جمع است (المنجد) رجوع به نُبْل شود ( 1) - در اقرب الموارد: نَبْله به سکون.


نبلی

[نَ لی ی] (ع ص نسبی) منسوب است به نبل که تیر است (الانساب سمعانی).


نبناد

[نَ] (اِ) بمعنی طلق نفس است، و آن آزاد بودن و حذر کردن باشد از موضع تهمت و ارتکاب فواحش (برهان قاطع) (آنندراج) احتیاط و احتراز از محل تهمت و از ارتکاب فواحش عصمت و بی گناهی (از ناظم الاطباء) ظاهراً برساختهء فرقهء آذرکیوان است (حاشیهء معین بر برهان قاطع).


نب نب

[نِ نِ] (اِ) نام میوه گونه های آکامیا باشد رجوع به کِرِت شود (یادداشت مؤلف).


نبنبه

[نَ نَ بَ] (ع مص) بانگ کردن تکه که مست شده است از شهوت (از ناظم الاطباء) بانگ کردن تکه وقت هیجان (از منتهی الارب) بانگ کردن به وقت هیجان (محیط المحیط) (اقرب الموارد) رجوع به نب و نباب شود || بیهوده گفتن در هنگام جماع (ناظم الاطباء) سخن های...


نبو

[نَبْوْ] (ع مص) بازجَستن تیغ از زخمگاه و کار نکردن (منتهی الارب) (آنندراج) برجستن شمشیر از زخمگاه و کار نکردن آن (از ناظم الاطباء) واپس جستن شمشیر (تاج المصادر بیهقی) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) کوتاهی کردن و نرسیدن تیر به هدف (از منتهی الارب)...


نبو

[نَ] (اِخ) نام یکی از خدایان بابل است به عقیدهء بابلیان، مردوک، پسر خدای آسمان و قائم مقام او را پسری بود بنام نبو [ یعنی: همیشه معابد مقدسهء نبو و » : خبردهندهء از مغیبات ] نبوپالاس سار (پادشاه بابل) در کتیبه ای که از او به دست...


نبو

[نَ] (اِخ) کوهی است از سلسله کوههای عباریم در موآب روبروی اریحا که موسی از بالای آن اراضی مقدسه را مشاهده نمود، و معلمان در تحقیق این کوه اختلاف دارند و غالباً گویند که کوه نبا می باشد (از قاموس کتاب مقدس ص 871 ) و نیز رجوع به نبا...


نبو

[نَ] (اِخ) مؤلف قاموس کتاب مقدس آرد: شهری است در مشرق اردن که جادیان آن را مرمت نمودند، در نزدیکی کوه نبو واقع است موآبیان این شهر را مفتوح ساخته به تصرف خود درآوردند این شهر در مسافت هشت میلی جنوب حشبون واقع بود و بعید نیست که همان حالس...


نبوء

[نُ] (ع مص) نب ء رجوع به نب ء شود.


نبوات

[نُ بُوْ وا] (ع اِ) جِ نبوه رجوع به نبوت و نبوه شود.


نبوءه

[نُ ءَ] (ع اِمص) نبوه رجوع به نبوت و نبوه شود.


نبوپالاس سار

[نَ] (اِخ) رجوع به نبوپلاسر شود.


نبوپلاسر

به سال 625 قم) در بابل ) « آسوربانی پال » [نَ پُ لاسْ سَ] (اِخ)( 1) از پادشاهان بابل است وی حاکم آسور بود و پس از مرگ متحد گشت و به کمک وی با آسوری ها جنگید و بر آنان « هووخ شتر » را تأسیس کرد( 2)...


نبوپولاسر

[نَ لاسْ سَ] (اِخ) رجوع به نبوپلاسر شود.


نبوت

[نُ] (ع مص) برآمدن پستان دختر (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از منتهی الارب).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید