نبوت

[نَبْ بو] (ع اِ) شاخهء رُسته از درخت (از معجم متن اللغه) (اقرب الموارد ||) عصای مستوی، و این لغتی است مصری (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد از تاج) ج، نبابیت.


نبوت

[نُ بُوْ وَ] (ع اِمص) پیغامبری (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از السامی) رسالت (ناظم الاطباء) پیغمبری (ترجمان علامهء جرجانی) (غیاث اللغات) خبر دادن از جانب خدا به وحی و الهام که لفظ فارسیش پیغمبری است (فرهنگ نظام) : تا وزارت را بدو شاه زمانه بازخواند زو وزارت با نبوت...


نبوت

[نَبْ وَ] (ع مص) نبوه نفرت کردن تجنب دوری و اعراض کردن : اگر نبوتی و نفرتی بینم جهد کنم تا آن را دریابم (کلیله و دمنه) رجوع به نَبْوه و نَبْو شود || بازماندن شمشیر از کار نبوه رجوع به نَبْوه شود.


نبوت کردن

[نُ بُوْ وَ کَ دَ] (مص مرکب) خبر دادن از غیب پیشگوئی کردن به الهام از آینده خبر دادن رجوع به نبوت شود.


نبوح

[نُ] (ع اِ) بانگ و فریاد مردم (منتهی الارب) (از آنندراج) ضجهء قوم (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) فریاد و آواز قبیله (فرهنگ خطی ||) بانگ سگ (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) آواز سگ و آهو (فرهنگ نظام) بانگ سگان و غیر آن (از معجم متن اللغه)...


نبوخ

[نُ] (ع مص) ترش گردیدن خمیر و تباه شدن آن (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) ورآمدن و تخمیر شدن و ترش گردیدن و فاسد گشتن خمیر (از معجم متن اللغه) نفخ کردن خمیر (از اقرب الموارد) ترش و فاسد شدن خمیر (از اقرب الموارد از قاموس).


نبود

[نَ] (مص مرخم، اِمص) نبودن نابودن عدم نیستی مقابل بود: بود و نبودش یکی است؛ وجود و عدمش بی تفاوت است.


نبودن

[نَ دَ] (مص منفی) عدم نیستی وجود نداشتن معدوم بودن مقابلِ بودن.


نبودنی

[نَ دَ] (ص لیاقت) آنچه بودن را نشاید که وجودیافتنی و هست شدنی نیست مقابل بودنی.


نبور

[نَ] (ع اِ) سرین دبر (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) اِست (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


نبوزرادان

[نَ زَرْ اَ] (اِخ) (بمعنی: نبو رسولی را فرستاد) رئیس جلادان نبوکدنصر و نیز سردار جلادان وی در اورشلیم بوده است رجوع به قاموس کتاب مقدس ص 873 شود.


نبوشزبان

( [نَ شَ] (اِخ) (بمعنی: نبو مرا خلاصی می بخشد) رئیس خواجه سرایان نبوکدنصر بوده است (از قاموس کتاب مقدس ص 873.


نبوض

[نُ] (ع مص) نبض فرورفتن آب در زمین یا روان شدن بر آن (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه ||) برکندن موی (از معجم متن اللغه): نبض الشعر نبضاً و نبوضاً؛ نتفه (معجم متن اللغه).


نبوط

[نُ] (ع مص) برآمدن آب از چاه و زمین (آنندراج) بیرون آمدن آب از قعر چاه (تاج المصادر بیهقی) نبع نبعان || برآوردن آب چاه را (آنندراج) نبط رجوع به نبط شود.


نبوع

[نُ] (ع مص) نبوط بیرون آمدن آب از قعر چاه (از تاج المصادر بیهقی) برآمدن آب چاه و چشمه و جز آن (آنندراج) نبع رجوع به نبع شود.


نبوغ

[نُ] (ع مص) نبغ رجوع به نبغ شود || آشکارا شدن (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) ظاهر و آشکار گردیدن (آنندراج ||) شاعر خوب شدن و عالم جید گشتن (فرهنگ نظام ||) آدم فوق العاده گشتن در دانش و هنر، و این معنی جدید است (فرهنگ نظام) (||اِمص) نابغگی (یادداشت مؤلف...


نبوک

[نُ] (ع اِ) جِ نبکه رجوع به نبکه شود.


نبوک

[نُ] (اِخ) سرزمین خشکی است در احساء هجر (از معجم البلدان).


نبوکدنصر

[نِ کَ نِصْ صَ] (اِخ) یا بخت النصر یا نبوخدنصر از سلاطین بزرگ بابل و معاصر با دانیال نبی است در قاموس کتاب مقدس آمده است: نبوکدنصر و نبوخدنصر [ بمعنی: تا نبوتاج را محافظت نماید ] این دو لفظ لقب پادشاه بابل است که پسر نبوپولاسر و مؤسس مملکت...


نبونائید

[نَ] (اِخ) نبونید رجوع به نبونید شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید