نبش

[نِ] (ع اِ) درختی است شبیه صنوبر، سنگین تر از آبنوس (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) درختی است برگش چون برگ صنوبر (از اقرب الموارد) درختی است چون صنوبر، جز اینکه فراهم آمده تر و محکم تر و سخت تر از آبنوس است، چوب سرخ رنگی به سختی آهن دارد...


نبش

[نَ] (ع مص) هویدا کردن چیز پنهان (فرهنگ نظام) (از اقرب الموارد) پیدا کردن نهانی را (منتهی الارب) (آنندراج) آشکار کردن راز را (از معجم متن اللغه) افشا کردن راز را یقال: هو ینبش الاسرار (از اقرب الموارد) ظاهر نمودن هر پوشیده (فرهنگ خطی ||) بیرون آوردن گنج (فرهنگ نظام)...


نبشان

[نِ] (اِخ) مؤلف قاموس کتاب مقدس آرد: نبشان [ بمعنی: خاک سبک ]، شهری از شهرهای ششگانهء دشت یهود است که در نزدیکی عین جدی بود، و بسا میشود که همان ام بغک باشد.


نبشت

[نِ بِ] (مص مرخم) نبشتن نوشت خط تحریر (ناظم الاطباء) ماضیِ نبشتن است ولی گاهی افادهء معنی مصدری می کند ( (آنندراج) (انجمن آرا) : بوسهل حمدوی مواضعه نبشت در هر بابی با شرایط تمام چنانکه او دانستی نبشت (تاریخ بیهقی ص 395 هم رقعه دوختن به و الزام کنج...


نبشت افزار

[نِ بِ اَ] (اِ مرکب) آنچه برای نوشتن ضروری است، چون قلم و دوات و مرکب و کاغذ و غیره (یادداشت مؤلف) نوشت افزار ابزار نوشتن وسایل کتابت.


نبشتن

[نِ بِ تَ] (مص) نوشتن (ناظم الاطباء) خط (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) اثبات (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) سطر (تاج المصادر بیهقی) (دهار) کتاب کتابه کتب (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) زبر سفر (تاج المصادر بیهقی) (دهار) رقم وحی نمق نبق (تاج المصادر بیهقی) صطر ذبر تذبیر (منتهی الارب)...


نبشتن

[نَ بَ تَ] (مص) پیچیدن نوشتن طی : کشته و بر کشته چند روز گذشته در کفنی هیچ کشته را ننبشتهمنوچهری || طی کردن درنوردیدن درنوشتن درنبشتن : پای مسیحا که جهان می نبشت بر سر بازارچه ای می گذشتنظامی ره نوردی که چون نبشتی راه گوی بردی ز مهر...


نبشتنی

[نِ بِ تَ] (ص لیاقت) ازدر نبشتن قابل نوشتن که باید نوشت که نوشتن آن سزاست یا لازم است : کاغذ برد تا آنچه نبشتنی است نبشته آید (تاریخ بیهقی ص 404 ) هرچه نبشتنی بود نبشته آمد (تاریخ بیهقی ص 413 ) و مسعدی را بخواند و خالی کرد،...


نبشته

[نِ بِ تَ / تِ] (ن مف، اِ) نوشته نوشته شده (ناظم الاطباء) مزبور مرقوم : نبشته سراسر به خط من است که خط من اندر جهان روشن است فردوسی نبشته بر آن تیر بُد پهلوی که ای شاه داننده گر بشنویفردوسی مبیناد کس روز بی کام تو نبشته به...


نبشته آمدن

[نِ بِ تَ / تِ مَ دَ] (مص مرکب) نوشته شدن : کاغذ برد تا آنچه نبشتنی است نبشته آید (تاریخ بیهقی ص 404 ) نامه ها و ( مشافهات نسخت کرد و نبشته آمد (تاریخ بیهقی ص 383.


نبشدار

[نَ] (نف مرکب) آجر نبش دار؛ در اصطلاح بنایان، آجری که هر سوی قطر آن هموار و بی شکستگی باشد (یادداشت مؤلف).


نبشی

[نَ] (ص نسبی، اِ) در اصطلاح بنایان، کاشی یا آجری که ملتقای دو سطح آن زاویهء قائمه تشکیل ندهد بلکه بوسیلهء سطح کم عرض دیگری دو سطح آن به هم پیوندد آجری که لبهء تیز نداشته باشد.


نبص

[نَ] (ع اِ) ترهء اندک که نخستین بروید (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) در معجم متن اللغه نَبَص هم آمده است و آرد که بدین صورت مستعمل تر یا صحیح تر است (|| مص) سخن گفتن (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء):...


نبصاء

[نَ] (ع ص) کمان بابانگ (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).


نبصه

[نَ صَ] (ع اِ) یک کلمه (ناظم الاطباء) یک سخن (آنندراج): ماسمعت منه نبصه؛ سخنی از وی نشنیدم (منتهی الارب) نبسه رجوع به نبسه شود.


نبض

[نَ] (ع مص) جنبیدن رگ (از منتهی الارب) جنبیدن و زدن رگ (از اقرب الموارد) جستن رگ (زوزنی) (دهار) جنبیدن رگ (آنندراج) نبضان (اقرب الموارد) جنبیدن رگ جاندار که گاهی قوی است و گاهی ضعیف و گاهی آمیخته که طبیب از آن استدلال بر مرض و صحت انسان می کند...


نبض

[نَ بَ / نَ] (ع اِ) جنبش (منتهی الارب) یقال: ما به حبض و لا نبض؛ ای حراک (منتهی الارب) و با حرکت حرف دوم جز در جحد [ = انکار ] استعمال نشده است (از اقرب الموارد ||) رگ متحرک در بدن (از معجم متن اللغه) هر رگ جنبنده...


نبض

[نَ بَ / نَ بِ / نَ] (ع ص) فؤاد نبض؛ دل تیز چست (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) قلب قوی و مردانه (ناظم الاطباء) شهم رواع (اقرب الموارد) نبیض (معجم متن اللغه) شهم زکی (المنجد).


نبضان

[نَ بَ] (ع مص) جنبیدن رگ (آنندراج) جستن رگ (دهار) (المصادر زوزنی) ضربان ضربان رگ زدن نبض (یادداشت مؤلف) نبض رجوع به نبض شود.


نبض خورشید

[نَ ضِ خوَرْ / خُرْ](ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از خطوط شعاعی (آنندراج).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید