نبو
[نَبْوْ] (ع مص) بازجَستن تیغ از زخمگاه و کار نکردن (منتهی الارب) (آنندراج) برجستن شمشیر از زخمگاه و کار نکردن آن (از ناظم الاطباء) واپس جستن شمشیر (تاج المصادر بیهقی) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد ||) کوتاهی کردن و نرسیدن تیر به هدف (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) کوتاهی کردن و اصابت نکردن تیر (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) ||برداشته شدن چشم از چیزی بسوی دیگری، و در حدیث احنف است: قدمنا علی عمرولیلی وفد فنبت عیناه عنهم و وقعت علی؛ یعنی دیده از آنان برداشت و بدیشان ننگریست (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط ||) کند گشتن بینائی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء ||) زشت گردیدن صورت چندانکه چشم انکار کند از آن (منتهی الارب) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از المنجد ||) نفرت کردن و نپذیرفتن طبع چیزی را (از اقرب الموارد) (از المنجد) نفرت کردن طبیعت از چیزی و نپذیرفتن آن را (از ناظم الاطباء ||) موافق نیامدن جای کسی را (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از آنندراج) موافق میل نیامدن و پسند نشدن منزل و فراش کسی را (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه ||) قرار نیافتن در جائی (از معجم متن اللغه) به جای قرار ناگرفتن (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (از معجم متن اللغه) (از المنجد ||) قرار نیافتن زین و پالان بر پشت ستور (از معجم متن اللغه ||) آرام نیافتن پهلوی کسی بر بستر (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد) ||جفا کردن (از معجم متن اللغه) (از المنجد ||) دور شدن (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ||) دوری جستن از کسی (ناظم الاطباء ||) منقاد نشدن چیزی یا کاری کسی را (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) (از المنجد ||) زایل کردن چیزی را (از المنجد) (از معجم متن اللغه ||) فربه شدن (از معجم متن اللغه (||) اِمص) علو ارتفاع (المنجد).
درگاه پرداخت سداد برای ووکامرس
درگاه بانکی سداد برای ووکامرس، انتخابی مطمئن برای پرداخت آنلاین با امنیت بالا و سرعت عالی در خرید اینترنتی.
مشاهده جزئیات محصول
