میی

[مَ] (اِخ) از گویندگان فارسی زبان هندوستان و از مردم شهر گوالیار و از حکام و رجال دهلی بود. بیت زیر از اوست:
من می روم و برق زنان شعلهء آهم
ای همنفسان دور شوید از سر راهم.
(از قاموس الاعلام ترکی).


می ینز

[یَنْ] (اِ) می انز. بارانک و آن نوعی درخت است. (یادداشت مؤلف). رجوع به بارانک شود.


ن

(حرف) حرف بیست و نهم از الفبای فارسی و حرف بیست و پنجم از الفبای عربی (ابتث) است و در حساب جُمَّل آن را به پنجاه گیرند نام آن نون و از حروف هوائی است (برهان، در کلمهء هفت حرف هوائی) و از حروف شمسیه و از حروف یرملون و...


ن

[نَ] (پیشوند)( 1) حرف نفی باشد و در اول فعل و مصدر آید: نرفت، نمیکند، نخواهد رفت، ندیدن، ننوشتن در اول فعل: مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بود نبود دندان، لابل چراغ تابان بودرودکی هنر نزد ایرانیان است و بس ندارند شیر ژیان را بکسفردوسی هر که او...


نا

(پیشوند) حرف نفی است( 1) بر مشتقات و صفات که کنایه از اسم فاعل و اسم مفعول است داخل میگردد (غیاث) بر کلمه درآید که محمول باشد بر منفی بطریق مواطات چنانکه دردمند و هوشیار که نادردمند و ناهوشیار خوانند (آنندراج) از ادات نفی و سلب و آن برای ترکیب...


نا

(پیشوند) صورت دیگری از نَ و نه در کلمات: ناآمدن ناخوردن ناشنیدن نابحق نابکار نابجا و کلماتی همچون ناشده نافرستاده ناداده نادیده ناکرده نابسوده ناگفته نایافته ناکرد نافشانده : نادیده هیچ مشک و همه ساله مشکبوی ناکرده هیچ لعل و همه ساله لعل فامکسائی همی ناکرد باید پادشایی بزرگی جستن...


نا

(3/ (ع ضمیر) ضمیر است برای متکلم مع الغیر (اول شخص جمع) و مشترک است در رفع و نصب و جر : ربنا اننا سمعنا (قرآن 193 (المنجد) به هرچ از اولیا گویند صدقنی و وفقنی به هرچ از انبیا گویند آمنا و صدقناسنائی || رمز است از حدثنا در...


نا

است در ناخدا رجوع به ناخدا شود || و به معنی نای و نی هم آمده (برهان) نی را گویند و آن را نای نیز « ناو » (اِ) مخفف خوانند (از جهانگیری و شعوری) : نئی چنگی که ناساز تمامی تو هم نا میزن آن سازت تمام است شرف...


ناآباد

(ص مرکب) ویران شده خراب شده (ناظم الاطباء) مقابل کلمهء آباد بایر خراب ویران ویرانه: تخریب، ناآباد کردن چیزی را خَرِبَه؛ جای ویران و ناآباد اَخْرَبَهُ؛ ناآباد گردانید او را (منتهی الارب) و رجوع به آباد شود.


ناآبادان

(ص مرکب) ناآباد غیرمعمور ویرانه مقابل آبادان رجوع به آبادان شود || متروک بی رونق.


ناآجده

[جِ دَ / دِ] (ن مف مرکب) آجیده نشده || سوراخ نشده ناسفته || نیندوده بدون روکش || غیرمنقور مقابل آژده و آجده رجوع به آژده شود.


ناآخته

[تَ / تِ] (ن مف مرکب) ناآهیخته برنکشیده نیفراشته مقابل آخته رجوع به آخته شود.


ناآدم

[دَ] (ص مرکب) در تداول، آنکه آدمیت ندارد که داخل آدم نیست که صاحب ادب و معرفت نیست که تربیت صحیح نیافته.


ناآراست

(ص مرکب) به معنی ناصاف مقابل آراسته و آراست: زرّیع؛ آنچه خود بروید از دانهء افتاده وقت درو در زمین ناهموار ناآراست (منتهی الارب) رجوع به آراست و آراسته و ناآراسته شود.


ناآراسته

[تَ / تِ] (ن مف مرکب) مقابل آراسته بدون زینت نامزیّن غیرمطرد || نامهیا آماده نشده غیر مستعدّ ناساخته نابسیجیده|| نامنتظم نامرتب بدون نظم و ترتیب || تباه غیرمعمور نابسامان عَسطَلَه؛ سخن ناآراسته هُراء؛ سخن تباه، ناآراسته (منتهی الارب).


ناآرام

(ص مرکب) بدون آرامش بی ثبات که آرام و سکون ندارد || شتابگر عجول || ناآسوده بی آسایش بی تاب بی شکیب ناراحت بیقرار مضطرب که اطمینان قلب ندارد آشفته دل وسواسی || ناامن بدون امنیت آشفته پر آشوب متشنج که ایمنی در آنجا نیست مقابل آرام رجوع به آرام...


ناآرامی

(حامص مرکب) آرام نداشتن بی آرام بودن عدم ثبات || شتاب عجله || بیقراری بی صبری ناشکیبائی اضطراب تزلزل خاطر دغدغه || ناامنی آشوب نبودن امنیّت و نیز رجوع به آرام شود.


ناآزاد

(ص مرکب) نجات نیافته و خلاص نشده (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) بنده مقید غیر معتق که مختار و مخیر نیست || بد اصل و بد نژاد (ناظم الاطباء) نانجیب که اصالت ندارد || کنایه از مرد لئیم بخلاف آزاد مرد که سخی است (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) فرومایه || سرافکنده.


ناآزمود

[زِ / زْ] (ن مف مرکب) صورت دیگری است از ناآزموده رجوع به آزموده و ناآزموده شود.


ناآزمودگی

[زِ / زْ دَ / دِ] (حامص مرکب) مقابل آزمودگی ناآزموده کاری ناشیگری ناپختگی غِرَّه غُمری غرارت بی تجربگی: الغَرارَه غافل شدن و ناآزمودگی (دهّار).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید