ارتعاد

[اِ تِ] (ع مص) لرزیدن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). ارتعاش. لرز. لرزه. لرزش. رعدَه. جنبش :
همچو قاضی باشد او را ارتعاد
کی برآید یک دمی از جانْش شاد.مولوی.
|| مضطرب گردیدن. بی آرام گردیدن. (منتهی الارب).


ارتعاس

[اِ تِ] (ع مص) لرزیدن. (منتهی الارب).


ارتعاش

[اِ تِ] (ع مص) لرزیدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). ارتعاد. لرز. لرزه. رَجف. رجفه. زلزال. رِعدَه. با خود لرزیدن. (مؤید الفضلاء). با خویش لرزیدن. (آنندراج): ارتعاش انگشتان :
چون بدرد شرم گویم راز فاش
چند از این صبر و زحیر و ارتعاش.مولوی.
دست کان لرزان بود از ارتعاش
و آنکه دستی را تو...


ارتعاص

[اِ تِ] (ع مص) جنبیدن. || لرزیدن. (منتهی الارب). ارتعاش. || درپیچیدن. پیچیدن مار بر خویشتن چون زخمش رسد. (زوزنی). درپیچیدن مار زخم خورده. (منتهی الارب). || افشانده شدن. || گران شدن نرخ. || برجستن بزغاله از نشاط. (منتهی الارب). || سخت جنبان شدن. (تاج المصادر بیهقی). سخت جنبان شدن...


ارتعاف

[اِ تِ] (ع مص) توانا و باقوت شدن. (منتهی الارب). || ارتعاف فرس؛ پیشی کردن و درگذشتن اسب.


ارتغاء

[اِ تِ] (ع مص) گرفتن کفک شیر و خوردن. (منتهی الارب). کفک شیر خوردن. کف شیر خوردن. (تاج المصادر بیهقی). خوردن کف شیر.


ارتغاب

[اِ تِ] (ع مص) خواهانی چیزی کردن. (منتهی الارب). چشم داشتن. رغبت. (زوزنی) (مجمل اللغه). رغبت و ارادت کردن. (آنندراج).


ارتغاث

[اِ تِ] (ع مص) شیر مکیدن.


ارتفاد

[اِ تِ] (ع مص) اکتساب. کسب کردن. ورزیدن. (منتهی الارب).


ارتفاص

[اِ تِ] (ع مص) ارتفاصِ سِعر؛ گران شدن نرخ.


ارتفاع

[اِ تِ] (ع مص) خاستن. برخاستن. بلند شدن. (تاج المصادر بیهقی) (غیاث اللغات). نشوص. (تاج المصادر). بلند گردیدن. رَفع. بالا آمدن. برآمدن. از جای برآمدن. (تاج المصادر بیهقی) (غیاث). بلندی گرفتن :
با آتشت موازنه وز خاکت ارتفاع
با اخترت مقابله با رایت اقتران.
خواجوی کرمانی (در وصف حمام).
مأمون گفته است در این...


ارتفاع یاب

[اِ تِ] (اِ مرکب)(1) سدس فخری. آلتی که بدان فاصلهء زاویهء ستارگان و ارتفاع آن را بر فراز افق اندازه کنند و ابوحامد محمود خجندی مهندس ایرانی این آلت را برای فخرالدولهء دیلمی نخستین بار وضع کرد. || و امروز تئودولیت(2) را نیز ارتفاع یاب گویند.
(1) - Sextant. و ترجمهء...


ارتفاف

[اِ تِ] (ع مص) ارتفاف لون؛ درخشیدن و روشن گردیدن رنگ و گونهء کسی. (منتهی الارب).


ارتفاق

[اِ تِ] (ع مص) تکیه کردن بر آرنج. (منتهی الارب). بر مرفق تکیه کردن. بر آرنج تکیه کردن. (غیاث). بر وارن تکیه کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || تکیه کردن بر نازبالِش. بر مرفقه تکیه کردن. || ارتفاق حوض؛ پر گردیدن آن. || بچیزی یاری گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی)....


ارتق

[اُ تُ] (اِخ) ابن اکسب یا اکسک جدّ ملوک ارتقیه. وی مردی از ترکمانان بود و بر حلوان و جبل مسلط شد و آنگاه که از فخرالدوله ابی نصر محمد بن جهیر بازبرید، از ترس محمد بن ملکشاه در سال 448 یا 499ه . ق. بشام شد و از دست...


ارتق

[اُ تُ] (اِخ) رجوع به ابوسعید مجیرالدین ابق شود.


ارتقاء

[اِ تِ] (ع مص) بالا رفتن. (غیاث). بر بالا رفتن. ببالا برشدن. بررفتن. بلند برآمدن. رقی. (زوزنی). برشدن. سمو. رفعت. صعود :
از زمینم برکشید او تا سما
همره او گشته بودم ز ارتقا.مولوی.
چون شعیب آگاه شد زین ارتقا
چشم را درباخت از بهر لقا.
مولوی.
شاد از غم شو که غم دام بقاست
اندرین ره...


ارتقاب

[اِ تِ] (ع مص) چشم داشتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (صراح) (منتهی الارب). چشم داشتن چیزی یا کسی را. انتظار. ترقب. (صراح). || بالا برآمدن. || دیدبانی کردن. (منتهی الارب).


ارتقاش

[اِ تِ] (ع مص) ارتقاش در حرب یا قتال؛ بهم پیوستن در جنگ.


ارتقاع

[اِ تِ] (ع مص) باک داشتن. اِکتراث. (زوزنی). مبالات. پروا کردن.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید