ارتجاعیه

[اِ تِ عی یَ] (ع مص جعلی، اِ مص)(1) قابلیت خم شدن.
(1) - elasticite.


ارتجال

[اِ تِ] (ع مص) پای کسی گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). || به بدیهه خطبه یا سخن گفتن. ببدیهه گفتن. بالبداهه گفتن. اقتبال. اقتضاب. بی اندیشهء بسیار خطبه و شعر و آنچه بدان ماند بگفتن. (تاج المصادر بیهقی). بی اندیشه و تأمل چیزی گفتن. (غیاث). بی اندیشه شعر گفتن...


ارتجا

[اِ تِ لَنْ] (ع ق) بالبداهه. بداههً. مرتج. اقتبا. به بدیهه. بالبدیهه. به ارتجال.


ارتجام

[اِ تِ] (ع مص) ارتجام شی ء؛ نشستن بعض آن بر بعض.


ارتجان

[اِ تِ] (ع مص) اقامت گزیدن در جائی. اقامت نمودن بجائی. (منتهی الارب). || بر هم نشستن چیزی. (منتهی الارب). || شوریده شدن کار. (زوزنی). آمیخته شدن و شوریده شدن کاری. (منتهی الارب). شوریدن چیزی. (تاج المصادر بیهقی). آشفته شدن کار. || ارتجان زبد؛ تباه گردیدن مسکه. جوش یافتن مسکه...


ارتجک

[اِ تَ جَ / جِ] (اِ) برق. (برهان) (غیاث اللغات) (شعوری) (رشیدی) :
شه نشسته به پشت پیل چو ابر
انگژ زر چو ارتجک در دست.
فریدالدین احول.
رجوع به ابرنجک شود.


ارتحاض

[اِ تِ] (ع مص) رسوا شدن.


ارتحال

[اِ تِ] (ع مص) از مکانی بمکان دیگر شدن. کوچ کردن. (زمخشری). انتقال. از جائی بجائی شدن. کوچیدن. احتمال. کوچ. بجائی رفتن. رحلت. برفتن. از منزلی برداشتن. (تاج المصادر بیهقی). رخت از منزلی برداشتن. سفر کردن :
ما نمی بینیم باشد این خیال
چه خیالست این که هست این ارتحال.
مولوی.
|| سیر کردن...


ارتحشستا

[اَ تَ شَ] (اِخ) یا ارطحشیاس. (قاموس الاعلام ترکی). رجوع به اردشیر و ارتخشثتا و ارتخششتا شود.


ارتخ

[اَ تَ] (ع ص) جلدٌ ارتخ؛ پوست خشک.


ارتخاخ

[اِ تِ] (ع مص) فروهشته شدن. || نرم شدن. || شوریده گردیدن رأی. (منتهی الارب).


ارتخاش

[اِ تِ] (ع مص) مضطرب شدن. جنبیدن.


ارتخاص

[اِ تِ] (ع مص) ارزان شمردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). استرخاص. || ارزان خریدن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).


ارت خشتر

[اَ تَ شَ رَ] (اِخ) نام اردشیر هخامنشی بزبان پارسی باستان. این نام در کتیبهء تخت جمشید یاد شده است. رجوع به اردشیر و ایران باستان ص1536 و 2627 شود.


ارت خشت سو

[اَ تَ شَ] (اِخ)(1) نام اردشیر (اول) هخامنشی بزبان عیلامی. (ایران باستان ص907).
(1) - Artakhshatsou.


ارتخشثتا

[اَ تَ شَ] (اِخ) نام اردشیر هخامنشی در توریه (کتاب نحمیا). رجوع به ایران باستان ص907، 947، 948، 991، 1160، 1161 و 1162 و ارتخششتا و اردشیر شود.


ارت خشثر

[اَ تَ شَ رَ] (اِخ) نام اردشیر در کتیبه های هخامنشی. رجوع به ایران باستان ص991 و 1550 و اردشیر و ارتخشثتا و ارتخششتا شود.


ارتخشستا

[اَ تَ شَ] (اِخ) در توریه (کتاب عزرا، فصل 7) نام اردشیر هخامنشی است. رجوع به اردشیر و ایران باستان ص987 و 1159 و ارتخششتا شود.


ارتخششتا

[اَ تَ شَشْ] (اِخ)(1) (صاحب اقلیم بزرگ) پسر سومین خشیارشا و جانشین او. وی در 465 ق. م. بر تخت پادشاهی ایران نشست و او را درازدست لقب داده اند. این اسمها معمو معنی لغوی دارد اما دکتر جان ویلسن میگوید مقصود از این عبارت این است که این پادشاه...


ارتخم

[اَ تُ] (اِخ) داماد داریوش، رئیس فریگیان ارامنه. (ایران باستان ص735).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید