ارتکین

[اَ تَ] (اِخ) حاجب سرای مسعود غزنوی. رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص603، 604، 619 تا 622، 648، 651، 652، 657 شود.


ارتگنات

[اُ تُ] (فرانسوی، اِ)(1) نوعی از حشرات قاب بال از خانوادهء کورکولیُنیدِه(2) که در منطقهء حارهء آمریکا یافت شود.
(1) - Orthognathe.
(2) - Curculionides.


ارتل

[اَ تَ] (ع ص) مرد گنگلاج. کندزبان.


ارتل

[اَ تُ] (اِخ) حصن یا قریه ای است بیمن از حازّه بنی شهاب. (معجم البلدان).


ارتلان

[اُ تُ] (فرانسوی، اِ)(1) نوعی از طیور دارای نوکی مخروط که گوشت آن لذیذ است.
(1) - Ortolan.


ارتم

[اَ تَ] (ع ص) آنکه بیان سخن نتواند برای آهنی [ ظ: آفتی ] که در زبان یا دندان دارد. (منتهی الارب). و مؤلف تاج العروس گوید: الارتم الذی لایفصح الکلام و لایفهمه کأنه کسر أنفه، قد جاء ذکره فی الحدیث و یروی بالمثلثه ایضاً.


ارتم

[اَ تَ] (ع اِ) از اعلام مردان عرب است.


ارتماء

[اِ تِ] (ع مص) افتادن. (منتهی الارب). || بیکدیگر تیر افکندن. با یکدیگر تیر انداختن و انداخته شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). با همدیگر تیر انداختن. (آنندراج). همدیگر را تیر انداختن. (منتهی الارب). || چیزی بصید انداختن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). چیزی بشکار انداختن و انداخته شدن. چیزی بر شکار...


ارتماز

[اِ تِ] (ع مص) جنبیدن. || جنبیدن قوم در مجلس برای برخاستن یا برای خصومت. || اضطراب کردن. مضطرب بودن از زخم. (تاج المصادر بیهقی). پریشان حال شدن از زخم. طپیدن از زخم یعنی ضرب.


ارتماس

[اِ تِ] (ع مص) به آب فروشدن. (منتهی الارب). فروشدن در آب. اغتماس. انغماس. غمس. در آب غوطه خوردن.


ارتماسی

[اِ تِ] (ص نسبی) منسوب به ارتماس.
- غسل ارتماسی؛ فرورفتن در آب کُر یا جاری بقصد غُسل. غسلی که تمام سر و تن یکبار در آب فروبرند. مقابل غسل ترتیبی.


ارتماض

[اِ تِ] (ع مص) سخت شدن امری بر کسی. || دل تافته و بی قرار گردیدن. || اندوهگین گردیدن برای کسی یا چیزی. || تباه شدن جگر و سوخته و اندوهگین شدن از درد. (منتهی الارب). سوخته شدن از درد و اندوه. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || درجستن اسب. (منتهی...


ارتماطیقی

[اَ رِ] (معرب، اِ)(1) (از یونانی اریث مس(2)، بمعنی عدد) (علم ال ....) آرِتماطیقی. و آن علمی است که از خواصّ عدد بحث کند. (کشف الظنون). رجوع به ارثماطیقی شود.
(1) - Arithmetique.
(2) - Arithmos.


ارتمال

[اِ تِ] (ع مص) آلوده گردیدن. (منتهی الارب). آلوده شدن. خون آلوده گردیدن. (آنندراج). آلوده شدن بخون. (تاج المصادر بیهقی). || خوار و حقیر شدن. (منتهی الارب). خوار و حقیر گشتن.


ارتمام

[اِ تِ] (ع مص) ارتمام بهیمه؛ گرفتن ستور چوبها را بدهن خود و خوردن آن. (منتهی الارب). || خوردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). || ارتمام فصیل؛ تازه کوهان آوردن کره شتر.


ارتمد

[ ] (اِخ) قصبهء کوچکی است واقع در یک فرسنگ و نیمی جنوب شهر «وان» نزدیک ساحل شرقی رودخانهء وان، و گویند بانی آن سمیرامیس ملکهء مشهور آثور بود و در هر حال از قصبات قدیمه است. (قاموس الاعلام ترکی).


ارت میزیوم

[اَ تِ] (اِخ)(1) دماغه ای در ساحل شمالی جزیرهء اوبِه، که در قرب آن یونانیان بحریهء خشیارشا را شکست دادند (در 480 ق. م.). رجوع به ایران باستان ص 791 و 801 شود.
(1) - Artemisium.


ارتنا

[اَ رَ] (اِخ)(1) نامی است مغولی، از جمله نام سرداری مغول که پس از مرگ سلطان ابوسعید خود را مستقل شمرد. رجوع به جامع التواریخ رشیدی ج 2 تعلیقات بلوشه ص 31 و 37 و رجوع به کلمهء ارتنا (بنی...) شود.
(1) - Aratna.


ارتنا

[اَ رَ] (اِخ) (بنی...) دولت کوچکی از بقایای دولت مغول. وقتی که آخرین فرد سلالهء هلاکو ابوسعید وفات کرد یکی از ولاه او موسوم به تمرتاش بن چوپان در دیار روم اعلان استقلال کرد و پس از انتقال او بمصر، یکی از سرداران او در اناطولی بسمت نیابت او بر...


ارتناح

[اِ تِ] (ع مص) ناویدن (منتهی الارب)، یعنی خرامیدن. || خم شدن.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید