نهیدن

[نِ / نَ دَ] (مص) نهادن (برهان قاطع) (جهانگیری) (انجمن آرا) گذاشتن (برهان قاطع) نشاندن نصب کردن (ناظم الاطباء) رجوع به نهادن شود || ترک کردن (ناظم الاطباء) رجوع به نهادن و وانهادن شود || نهان کردن (رشیدی ||) غم خوردن اندیشه کردن (رشیدی) (برهان قاطع) (جهانگیری) (انجمن آرا) (ناظم...


نهیده

[نَ دَ] (ع اِ) مغز دانهء حنظل که به آرد ترتیب دهند و خورند (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) آن طعام که از دانهء خرما و حنظل و آرد سازند (مهذب الاسماء).


نهیر

[نَ] (ع ص) بسیار (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) فراوان (ناظم الاطباء) کثیر (اقرب الموارد) النهیر من الماء، الکثیر (متن اللغه) گویند شی ء نهیر (اقرب الموارد).


نهیره

[نَ رَ] (ع ص) ناقه غزیره (اقرب الموارد) (از متن اللغه) ماده شتر بسیارشیر (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).


نهیق

[نَ] (ع اِ) بانگ خر (غیاث اللغات) (منتهی الارب) (آنندراج) (از مهذب الاسماء) نهق نهاق تنهاق (متن اللغه) رجوع به نهاق شود - نهیق کشیدن؛ بانگ کردن خر عرعر کردن.


نهیک

[نَ] (ع ص) مبالغه کننده در هر چیزی (منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) مرد دلیر (مهذب الاسماء) (از منتهی الارب) شجاع (متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) بئیس (اقرب الموارد) (متن اللغه) رجوع به معنی قبلی شود || شتر توانای حمله آور بر مردم (از منتهی...


نهیک

[نُ هَ / نَ] (ع اِ) کرمی است شبیه کیک که نیش وی به نیش زنبور ماند و آن را حرقوص نیز نامند (منتهی الارب) (آنندراج) حرقوص جانورکی است شبیه کیک (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (آنندراج).


نه یک

[نُهْ یَ / یِ] (اِ مرکب) تُسْع تسیع (از منتهی الارب) یک جزء از نه جزء چیزی (ناظم الاطباء) یک چیز از نه چیز یک نهم یک بخش از نه بخش.


نهیم

[نَ] (ع ص) نیک آزمند خوردن و گرسنه چشم که سیر نشود (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) که به نَهَم مبتلاست (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) رجوع به نَهِم شود (|| اِ) آوازی است و توعدی و زجری (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) صوتی است شبیه زحیر صوت توعد...


نهیو

[نِ / نَ هی وْ] (اِ) نهیب ترس بیم (رشیدی) (از جهانگیری) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) رجوع به نهیب شود : چو ساربان شه نیمروز سر برکرد( 1) به تختگاه افق خورد شاه شام نهیو آذری (یادداشت مؤلف) ( 1) - در رشیدی و جهانگیری و دیگر فرهنگها: چو...


نهیه

[نُهْ یَ] (ع اِ) خرد (ترجمان علامه جرجانی ص 101 ) (منتهی الارب) (دهار) (مهذب الاسماء) عقل (منتهی الارب) (متن اللغه) (اقرب الموارد) ج، نُهی || سوراخ سرمیخ (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) سوراخی که در سر میخ است برای گذراندن ریسمان (از متن اللغه) (از اقرب الموارد ||)...


نهیه

[نِهْ یَ] (ع ص) ناقه نهیه؛ ناقهء نیک فربه (منتهی الارب) بغایت فربهی و چاقی رسیده( 1) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) نَهّیَه (متن اللغه) ( 1) - ثم استعمل لکل سمین من الانعام ذکراً و انثی (متن اللغه).


نهیه

[نَ هی یَ] (ع ص) ناقه نهیه؛ ناقهء به پایان فربهی رسیده (منتهی الارب) نِهیَه به غایت چاقی رسیده( 1) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) جزور نهیه؛ ضخمه سمینه (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) شتر کشتنی ستبر و فربه (ناظم الاطباء) درشت اندام و فربه ( 1) -...


نی

(شبه فعل) نیست مخفف نیست صورتی از نیست (یادداشت مؤلف) : آه و دریغا که خردمند را باشد فرزند و خردمند نی ورچه ادب دارد و دانش پدر حاصل میراث به فرزند نیرودکی مر او را خرد نی و تیمار نی به شوخیش اندر جهان یار نیبوشکور سرد است روزگار...


نی

(حرف ربط، شبه جمله)( 1) نه حرف نفی است رجوع به نه شود : دل پارسی باوفا کی بود چو آری کند رای او نی بودفردوسی سر از راه پیچیده و داد نی ز یزدان و نیکی به دل یاد نیفردوسی ببرم سر خسرو بدهنر که نی پای باد امر...


نی

[نَ / نِ]( 1) (اِ) قصب (آنندراج) (منتهی الارب) گیاهی آبی و دارای ساقهء میان کاواک و راست (ناظم الاطباء) گیاهی که ساقهء : ( آن دراز و میان تهی و به ضخامت انگشتی یا بیش از آن است (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) و رنگ آن غالباً زرد...


نی

[نی ی] (ع اِ) هرچیز ناپخته و خام (غیاث اللغات) گوشت خام (مهذب الاسماء) گوشت نیم پخته (ناظم الاطباء) رجوع به نی ء شود || فربهی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) سمن چاقی (از متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) جِ نیّه و آن جمع شاذ و نادری است (از متن...


نی

[نَی ی] (ع اِ) پیه( 1) (منتهی الارب) (آنندراج) شحم (اقرب الموارد) شحم بدون لحم نیّ (متن اللغه ||) سستی وهن وهی (یادداشت مؤلف (||) مص) فربه شدن شتر( 2) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) نوایه (اقرب الموارد) (متن اللغه) رجوع به نوایه شود (||...


نی

(اِخ) دهی است از دهستان ویسهء بخش مریوان شهرستان سنندج در 6 هزارگزی جنوب غربی دژ شاهپور و 3 هزارگزی غرب راه مریوان به زراب در دامنهء سردسیر و مرطوبی واقع است و 600 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و لبنیات ( و توتون و...


نی آب

[نَ / نِ] (اِ مرکب) نی کوتاه و باریکی که در داخل قلیان در میان آب قرار دارد نَیاب.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید