نوشین لب

[لَ] (ص مرکب) نوش لب نوشین دهان : او سمن سینه و نوشین لب و شیرین سخن است مشتری عارض و خورشیدرخ و زهره نقاب فرخی ز نوشین لب خویش بگشاد بندنظامی یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سرّ عشق و ذکر حلقهء عشاق بودحافظ.


نوشینه

[نو نَ / نِ] (ص نسبی)( 1) نوشین شیرین دلچسب گوارا مطبوع در تمام معانی رجوع به نوشین شود : رطب چین درآمد ز نوشینه خواب دماغی پرآتش دهانی پرآبنظامی || شراب گوارا نوشین باده (برهان قاطع) (آنندراج) نوشین از صفات شراب است|| پسوند نسبت ،« ینه » + به...


نوص

[نَ] (ع مص) جنبیدن (منتهی الارب) حرکت کردن (از اقرب الموارد) مناص نویص نیاصه نوصان (منتهی الارب) (اقرب الموارد) نَوس || آمادهء حرکت شدن (از اقرب الموارد) مهیا شدن (از متن اللغه) مناص (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) منیص (اقرب الموارد ||) برخاستن به سوی چیزی مناص (از اقرب...


نوصان

[نَ وَ] (ع مص) جنبیدن تحرک مناص نویص نیاصه نوص (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) نوسان (یادداشت مؤلف) رجوع به نَوص شود.


نوصه

[نَ صَ] (ع اِ) یک بار شستن با آب و جز آن (ناظم الاطباء) غسل با آب و غیر آن اصل آن موصه است و حرف میم قلب به نون شده است (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) رجوع به موصه شود.


نوض

[نَ] (ع اِ) پیوند میان سرین و پشت (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) وصله و پیوند بین عَجُز و متن( 1) (از بحر الجواهر) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) استخوان دمغزه (منتهی الارب) عصعص (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (متن اللغه ||) جای برآمدن آب (منتهی الارب) مخرج آب (از...


نوط

[نَ] (ع اِ) سربار که میان دو تنگِ بار باشد (منتهی الارب) سربار و بار اضافی که بین دو لنگهء بار نهند (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) یقال: اثقل الدابه النوط (اقرب الموارد ||) توشه دان خرد که در آن خرما و جز آن نهند و از شتر آویزند...


نوط

(ع اِ) جِ نیاط رجوع به نیاط شود.


نوطه

[نَ طَ] (ع اِ) چینه دان مرغ (منتهی الارب) حوصله (متن اللغه) (اقرب الموارد ||) آماس سینهء شتر یا آماس اعلای سینه یا آماس بن ران یا غدود شکم شتر، و آن مهلک است (منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) کینه و ناراستی (منتهی الارب) حقد و...


نوظهور

[نَ ظُ] (ص مرکب) که تازه باب شده (یادداشت مؤلف) که به تازگی مُد و متداول شده است که تازه معمول شده است که طبع و چشم بدان معتاد و مأنوس نیست: مد نوظهور کلاه نوظهور لباس نوظهور || بدع بدعت (یادداشت مؤلف).


نوع

[نَ / نُو] (از ع، اِ) گونه قسم (غیاث اللغات) صنف لون (منتهی الارب) جور :هر روز نوع دیگر می گفت (تاریخ بیهقی ص 363 ) از این نوع بسیار گفتند (تاریخ بیهقی ص 369 ) نوعی است از مرغان آب که او را طیطوی خوانند (کلیله و دمنه) آدمی...


نوع

(ع اِمص) تشنگی (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج المصادر بیهقی) گرسنگی و تشنگی (از متن اللغه) از اتباع جوع است (از تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء) گویند: رماه الله بالجوع و النوع (از اقرب الموارد).


نوعات

[نَ] (ع اِ) مئات الوف، در مراتب شانزده گانهء عدد نزد فیثاغورثیان (رسایل اخوان الصفا از یادداشت مؤلف).


نوعاً

[نَ عَنْ] (ع ق) کلیهً به طورکلی عموماً بیشتر اوقات به طور معمول (ناظم الاطباء).


نوع پرست

[نَ / نُو پَ رَ] (نف مرکب)پرستندهء نوع کسی که همنوع خود را دوست دارد (فرهنگ فارسی معین) مردم دوست که به دیگران شفقت و مهربانی کند.


نوع پرستانه

[نَ / نُو پَ رَ نَ / نِ] (ص نسبی، ق مرکب) از روی نوع پرستی مشفقانه بشردوستانه از روی شفقت و مهربانی.


نوع پرستی

[نَ / نُو پَ رَ] (حامص مرکب) نوع دوستی دوست داشتن همنوعان علاقه و دلبستگی به همنوعان و مهربانی با ایشان بشردوستی مردم دوستی.


نوع پرور

[نَ / نُو پَرْ وَ] (نف مرکب)نوع دوست که از همنوعان خود تعهد و پرستاری کند که به افراد نوع خود مهربانی کند.


نوع پرورانه

[نَ / نُو پَرْ وَ نَ / نِ] (ص نسبی، ق مرکب) از روی نوع پروری نوع پرستانه با دلسوزی و شفقت در حق همنوعان.


نوع پروری

[نَ / نُو پَرْ وَ] (حامص مرکب) محبت و شفقت و احسان در حق همنوعان عمل نوع پرور.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید