نوط
[نَ] (ع اِ) سربار که میان دو تنگِ بار باشد (منتهی الارب) سربار و بار اضافی که بین دو لنگهء بار نهند (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) یقال: اثقل الدابه النوط (اقرب الموارد ||) توشه دان خرد که در آن خرما و جز آن نهند و از شتر آویزند (منتهی الارب) توشه دان خرما (لغت نامهء مقامات حریری) جلت خرما که اندر آن خرما بود (از مهذب الاسماء) جله کوچک که در آن خرما و جز آن نهند (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) ج، انواط، نیاط یقال: ان اعیی البعیر فزده نوطاً (منتهی الارب) (اقرب الموارد ||) هرچه از چیزی درآویخته شود( 1) (از منتهی الارب) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد ||) میان پشت و سرین (فرهنگ خطی) مابین عَجُز و متن (متن اللغه) نوض رجوع به نوض شود (|| مص) درآویختن چیزی را (از منتهی الارب) چیزی از جای بیاویختن (زوزنی) آویختن (غیاث اللغات) آویزان کردن (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) نیاط (اقرب الموارد ||) آماسیدن 1) - سمی بالمصدر (اقرب الموارد) (منتهی الارب) ( 2) - به صیغهء ) ( سینهء شتر( 2) (از منتهی الارب) رجوع به نوطه شود( 3 مجهول استعمال شود (از منتهی الارب) ( 3) - در متن اللغه و اقرب الموارد بدین معنی نوطه ضبط شده است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
