نمکه

[نَ مَ کِ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبار بخش حومهء شهرستان دامغان که 104 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش ( غلات و لبنیات و سیب زمینی، شغل مردمش زراعت و گله داری و پارچه بافی است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3.


نمکی

[نَ مَ] (ص نسبی) منسوب به نمک || نمک فروش || نمک زده نمک دار || ملیح باملاحت (فرهنگ فارسی معین).


نمکین

[نَ مَ] (ص نسبی) نمکی نمک دار نمک زده (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین) شور || خوشگل ملیح زیبا خوشایند (ناظم الاطباء) ملیح ملیحه مطبوع : نگار من چو درآید به خندهء نمکین نمک زیاده کند بر جراحت ریشان ||؟ ظریف و لطیفه گو (ناظم الاطباء ||) در اصطلاح به...


نمکینه

[نَ مَ نَ / نِ] (ص نسبی) نمکین (|| اِ مرکب) دوغی یا ماستی که در آن نمک و زیره و گشنیز و شبت کنند و به عربی ملحیه گویند (از رشیدی) (از ناظم الاطباء) (از برهان قاطع) (از آنندراج).


نمکینی

[نَ مَ] (حامص مرکب) شوری (ناظم الاطباء) نمکین بودن نمک دار بودن || ملاحت و خوشگلی (ناظم الاطباء) خوبی و ملاحت (آنندراج).


نمکیه

[] (اِخ) شهری است از کیماک، مستقر خاقان [ کیماک ] به تابستان از اینجا باشد و میان این شهر و میان طرار هشتادروزه راه است سوار را که به شتاب رود (حدود العالم).


نم گرفتن

[نَ گِ رِ تَ] (مص مرکب)رطوبت کشیدن براثر ماندن در هوای بارانی، یا روی زمین مرطوبی کمی خیس شدن و رطوبت یافتن ||نم گرفتن چشم؛ اشک در دیده آمدن : ز بس گرد چشم جهان نم گرفت ز بس کشته پشت زمین خم گرفت اسدی.


نمگن

[نَ گِ] (ص مرکب) نمگین نم دار نمور نمناک پرنم مرطوب: الثری؛ خاک نمگن (السامی فی الاسامی) - نمگن شدن؛ نمگین شدن مرطوب شدن نم گرفتن: الغمق؛ نمگن شدن (تاج المصادر بیهقی).


نم گیر

[نَ] (نف مرکب) که نم و رطوبت را از چیزی برگیرد و آن را خشک کند (|| اِ مرکب) قسمی خیمه و شامیانه که برای دفع مضرت شبنم برپا کنند (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین) نم گیره (آنندراج) : نم گیر دولتش به طنابی که بسته اند...


نم گیره

[نَ رَ / رِ] (اِ مرکب) نم گیر (آنندراج) رجوع به نم گیر شود.


نمگین

[نَ] (ص مرکب) نم آگین نمناک (آنندراج) نمدار تر مرطوب (ناظم الاطباء) بانم نمگن : سماروغ گیاهی بود که اندر جاهای نمگین روید (لغت نامهء اسدی) چون آهن کی در خاک نمگین بماند ژنگار برآرد (سندبادنامه ص 45 ) - دیدهء نمگین؛ چشم اشک آلود : دانست که با سینهء...


نمگینی

[نَ] (حامص مرکب) نمگین بودن نمناکی رطوبت تری.


نمل

[نَ]( 1) (ع اِ) مورچه (منتهی الارب) نملان (مهذب الاسماء) مور (غیاث اللغات) (دهار) (مهذب الاسماء) ج، نِمال واحده: نمله (متن اللغه): هم کالنمل کثیره؛ تعداد ایشان بسیار زیاد است (از منتهی الارب) - رقیه النمل؛ از لغزهای اعراب است (از منتهی الارب) یعنی تعویذ مور و مراد آن است...


نمل

[نَ مَ] (ع مص) به خواب شدن دست کسی و سست گردیدن (از منتهی الارب) خدر شدن و خواب رفتن دست (از اقرب الموارد ||) برآمدن بر درخت (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد (||) اِمص) سبکی شتاب زدگی نملان (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).


نمل

[نَ مُ] (ع اِ) نَمْل مورچه (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).


نمل

[نَ مِ] (ع ص) سخن چین (منتهی الارب) (از متن اللغه) نمام (اقرب الموارد) ج، انمال || فرس نمل؛ اسب که به یک جا نایستد، و کذا: فرس نمل القوائم (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) آنکه آرام نگیرد بر یک جا (مهذب الاسماء ||) رجل نمل الاصابع؛ مردی که هرچیز...


نمل

[نَ] (اِخ) (ال ) سورهء بیست وهفتم است از قرآن و آن مکیه و مشتمل بر نودوسه آیت است، پس از سوره الشعراء و پیش از سوره القصص.


نملان

[نَ مَ] (ع مص) برآمدن بر درخت || مشرف شدن بر چیزی (از منتهی الارب) اشراف بر چیزی (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) (||اِمص) سبکی شتاب زدگی نَمَل (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).


نمله

[نَ لَ] (ع اِ) یکی نَمْل است (منتهی الارب) یک مورچه رجوع به نَمْل شود || تأنیث نَمْل مورچهء ماده || ریش پهلو (منتهی الارب) بثوری چند صفراوی بود که به تدریج پهن گشته به یکدیگر متصل شوند مایل به صفرت (غیاث اللغات) دمیدگی که بر اندام برآید (منتهی الارب)...


نمله

[نَ مُ لَ] (ع اِ) نَمْله واحد نَمُل یک مورچه (از منتهی الارب) رجوع به نَمُل شود || تأنیث نَمُل مورچهء ماده (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید