نمله

[نَ مِ لَ] (ع ص) مؤنثِ نَمِل ارض نمله؛ زمین مورچه ناک (منتهی الارب) زمینی بسیارمور (مهذب الاسماء).


نمله

[نُ لَ] (ع اِ) جنبش (منتهی الارب) ذونمله؛ کثیرالحرکه؛ بسیارجنبش (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ||) باقی ماندهء آب در حوض (منتهی الارب) (از اقرب الموارد (||) اِمص) سخن چینی (منتهی الارب) نمیمه (اقرب الموارد) نَمْله نِمْله.


نمله

[نِ لَ] (ع اِمص) نمیمه سخن چینی نَمْله نُمْله (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).


نمله

[نَ لَ / لِ] (ص) بسیار موذی (ناظم الاطباء).


نملهء جاورسیه

[نَ لَ / لِ یِ وَ سی یَ / یِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بثوری باشد شبیه به گاورس و اصل آن سرخ و سر آن سفید است (از غیاث اللغات) رجوع به نَمْله شود.


نملی

[نَ لا] (ع ص) امرأه نملی؛ زنی که به جائی قرار نگیرد (از منتهی الارب) (از آنندراج) زنی که در جایش آرام نگیرد (از اقرب الموارد).


نملی

[نَ] (ص نسبی) موری مورچه ای چون مورچه (یادداشت مؤلف ||) انخراقی در قرنیه، گودتر از مورسرج (یادداشت مؤلف||) قسمی از نبض (یادداشت مؤلف) نبض نملی آن است که نبض در غایت خردی و به صورت مورچه ضربان یابد (رگشناسی ابن سینا، از فرهنگ فارسی معین).


نمناک

[نَ] (ص مرکب) مرطوب دارای رطوبت و تری (ناظم الاطباء) نمین (آنندراج) نمگین نمگن پرنم بانم نم دار نمور دارای نم (یادداشت مؤلف) : و بخارا جائی نمناک است (حدود العالم) سنان در سنگ رفت و دسته در خاک چنین گویند خاکی بود نمناکنظامی || بارانی: شب نمناک روز نمناک...


نمناکی

[نَ] (حامص مرکب) رطوبت تری مرطوبی (ناظم الاطباء) بلاله بلل بله نداوت (یادداشت مؤلف).


نمنق

[نَ مِ نَ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزمار شرقی در بخش ورزقان شهرستان اهر که 637 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش ( غلات و میوه های درختی و جنگلی، شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4.


نمنک

[نُ مُ] (اِ) چیزی است سرخ و شبیه به مرجان (برهان قاطع) (آنندراج) زعرور بود به تازی و آلوچه نیز گویندش، سرخ بود و زرد نیز باشد، در کوه روید از درخت (فرهنگ خطی) مصحف نمتک است (یادداشت مؤلف) رجوع به نمتک شود.


نم نم

[نَ نَ] (ص مرکب) باران نم نم؛ بارانی اندک با قطره هائی خرد (|| ق مرکب) نم نم باریدن؛ نم نمک باران آمدن کم و با دانه های خرد باریدن (یادداشت مؤلف ||) نم نم نوشیدن (خوردن)؛ قطره قطره و اندک اندک صرف کردن کم کم و با فاصله نوشیدن.


نمنم

[نَ نَ] (ع مص) نقش کردن زینت دادن (فرهنگ فارسی معین) رجوع به نمنمه شود (|| اِ) منجوق های ریزریز که به وسیلهء آنها قاب قرآن، سرمه دان، جای مهر نماز و غیره را تزیین می کنند (فرهنگ فارسی معین) - نمنم دوزی؛ دوختن نمنم نوعی ملیله دوزی به وسیلهء...


نمنم

[نُ نُ] (ع اِ) سپیدی که بر ناخن جوانان پدید آید نِمْنِم (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) واحد آن نمنمه است.


نمنم

[نِ نِ] (ع اِ) سپیدی های ناخن (فرهنگ خطی) نُمْنُم (منتهی الارب) رجوع به نُمْنُم شود || نشان و خط که باد بر خاک گذارد (منتهی الارب) شیار و خطوطی که وزش باد بر خاک پدید آرد نمنیم (از اقرب الموارد).


نم نمک

[نَ نَ مَ] (ق مرکب) نم نم اندک اندک کم کم به تأنی و آرام آرام: نم نمک باریدن نم نمک نوشیدن نم نمک رفتن.


نم نمو

[نَ نَ] (ص نسبی) در تداول، چشم نم نمو؛ چشمی که به علت بیماری آب از آن تراود اعمش (فرهنگ فارسی معین) (فرهنگ عامیانهء جمال زاده).


نمنمه

[نَ نَ مَ] (ع مص) نگار کردن و آراستن (از آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) و نقش نمودن (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) آراستن و نقش کردن جامه (یادداشت مؤلف ||) خط کشیدن باد بر خاک و گذاشتن آن همچو کتابت (آنندراج) (از منتهی...


نمنمه

[نُ نُ مَ / نِ نِ مَ] (ع اِ) سپیدی که بر ناخن افتد (مهذب الاسماء) واحد نمنم است رجوع به نمنم شود.


نم نمی

دارد و بیجا تکرار کند (یادداشت مؤلف ||) چشم نم نمی؛ چشمی که دایم آب زند « نم » [نَ نَ] (ص نسبی) آنکه تکیه کلام چشم نم نمو.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید