نمل
[نَ]( 1) (ع اِ) مورچه (منتهی الارب) نملان (مهذب الاسماء) مور (غیاث اللغات) (دهار) (مهذب الاسماء) ج، نِمال واحده: نمله (متن اللغه): هم کالنمل کثیره؛ تعداد ایشان بسیار زیاد است (از منتهی الارب) - رقیه النمل؛ از لغزهای اعراب است (از منتهی الارب) یعنی تعویذ مور و مراد آن است که زن باید به هر قسم آرایش خود را بیاراید مگر عصیان نکند شوی را (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ||) ریش پهلو و دمیدگی آبله های خرد که با اندکی آماسیدگی پوست بر اندام آید از التهاب و احتراق پس همچون مورچه در اطراف سرایت کند و فراخ گردد و آن را اطبا ذباب خوانند و سبب آن صفراء حاده است (منتهی الارب) نام مرضی است که دانه های خرد بر اندام ظاهر شوند (غیاث اللغات) قرحه هائی در پهلو (از اقرب الموارد) رجوع به نمله شود|| (مص) سخن چینی نمودن (از منتهی الارب) (از متن اللغه ||) بالا رفتن بر درخت (از اقرب الموارد) رجوع به نَمَل شود ( 1) - قد تُضَمُّ المیم [ نَمُل ] (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد)، اما ناظم الاطباء نُمْل ضبط کرده است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
