نگاردن

[نِ دَ] (مص) رجوع به نگاریدن و نگاشتن شود.


نگاردیده

[نِ دی دَ / دِ] (ن مف مرکب)حنامالیده، چون: دست نگاردیده (از آنندراج) با حنا نگارشده (ناظم الاطباء) نگاربسته حنابسته : چشم از فسانهء ناز در خواب صبحگاهی مژگان ز دل فشاری دست نگاردیده صائب (از آنندراج).


نگارساز

[نِ] (نف مرکب) مُطَرِّز (منتهی الارب) علم نگار (یادداشت مؤلف).


نگارسازی

[نِ] (حامص مرکب) عمل نگارساز رجوع به نگارساز شود.


نگارستان

[نِ رِ] (اِ مرکب) جای نقش و نگار محل پرنقش وتصویر (فرهنگ فارسی معین) کنایه از باغ پرگل وگیاه رنگارنگ : خجسته خواجهء والا در آن زیبا نگارستان گرازان روی سنبل ها و تازان زیر عرعرها منوچهری از وفا رنگی نیابی در نگارستان چرخ رنگ خود بگذار بوئی هم نخواهی...


نگارستان

[نِ رِ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزمار غربی بخش ورزقان شهرستان اهر، در 23 هزارگزی مغرب ورزقان، در منطقه ای کوهستانی و معتدل هوا واقع است و 511 تن سکنه دارد آبش از رودخانه و چشمه، محصولش غلات و حبوبات و میوه های سردرختی، شغل ( اهالی زراعت و...


نگارستان

[نِ رِ] (اِخ) دهی است از دهستان پیرتاج شهرستان بیجار، در 16 هزارگزی مشرق بیجار، در دامنهء سردسیری واقع است و 610 تن سکنه دارد آبش از چشمه و قنات، محصولش غلات و انگور و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است (از ( فرهنگ جغرافیایی...


نگارستان

[نِ رِ] (اِخ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، در 63 هزارگزی جنوب شرقی اردکان، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 192 تن سکنه دارد آبش از قنات، محصولش غلات و چغندر و برنج، شغل اهالی زراعت است (از فرهنگ ( جغرافیایی ایران ج 7.


نگارش

[نِ رِ] (اِمص، اِ) نگاشتن (آنندراج) اسم و حاصل مصدر از نگاشتن (یادداشت مؤلف) نقش کردن (حاشیهء برهان قاطع چ معین ||) تحریر نوشتن (حاشیهء برهان قاطع چ معین ||) انشاء (یادداشت مؤلف ||) نقش و نگار (آنندراج) (ناظم الاطباء||) رسم (ناظم الاطباء) نقاشی (یادداشت مؤلف ||) تصویر (یادداشت مؤلف...


نگارش نامه

[نِ رِ مَ / مِ] (اِ مرکب) مکتوب مراسله رقعه (ناظم الاطباء).


نگارکار

[نِ] (ص مرکب) منقش مزین مزوق نگارین به نگار (یادداشت مؤلف) مرصع : برابر سر بت کله ای فروهشتند نگارکار به یاقوت و بافته به دررفرخی.


نگار کردن

[نِ کَ دَ] (مص مرکب)نگاشتن نقش کردن نقاشی کردن : برش چون بر شیر و رخ چون بهار ز مشک سیه کرده بر گل نگارفردوسی || نقش کردن ثبت کردن : بر درگه خلیفه دبیران همی کنند توقیع نامه های تو بر دیده ها نگارفرخی به سان فرقان آمد قصیده...


نگارکرده

[نِ کَ دَ / دِ] (ن مف مرکب)نگارین (ناظم الاطباء) منقوش (فرهنگ فارسی معین ||) مسکوک دارای نقش (فرهنگ فارسی معین) : و هرچ نگارکرده است از درم و دینار و پشیز (التفهیم از فرهنگ فارسی معین).


نگارگر

[نِ گَ] (ص مرکب) نقاش (تفلیسی) (آنندراج) (از مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) مصور رسم کننده (ناظم الاطباء) صورتگر چهره گشا نگارنده (یادداشت مؤلف) : چندان نگار دارد رویش که هر زمان حیران شود نگارگر اندر نگار اوفرخی با حله ای بریشم ترکیب او سخن با حله ای نگارگر نقش او...


نگار گرفتن

[نِ گِ رِ تَ] (مص مرکب)رنگین شدن رنگ پذیرفتن : از دست تو آن سرشک می بارم کانگشت از او نگار می گیردانوری|| حنا بستن به حنا دست و پا رنگین کردن : هر نگاری به سان تازه بهار همه در دستها گرفته نگارنظامی.


نگارگری

[نِ گَ] (حامص مرکب)صورتگری نقاشی بتگری عمل نگارگر رجوع به نگارگر شود : ایا که فتنه شدستی در آزر و مانی پی نگارگری روی آن نگار نگرسوزنی نگار ایزد بی چونی ای نگار رهی زهی نگارنگار و زهی نگارگریسوزنی.


نگارندگی

[نِ رَ دَ / دِ] (حامص)صورتگری نقاشی نگارگری عمل نگارنده : در نگارندگی و گلکاری وحی صنعت مراست پندارینظامی.


نگارنده

[نِ رَ دَ / دِ] (نف) نویسنده (آنندراج) (ناظم الاطباء) منشی کاتب (یادداشت مؤلف ||) مؤلف (یادداشت مؤلف ||) نقاش (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از منتهی الارب) صورتگر که صورت چیزی یا کسی را رسم و نقاشی کند : ز لشکر سواری مصور بجست بدو گفت یکی صورتی کن نگارنده...


نگارنگار

[نِ نِ] (نف مرکب) نگارنگارنده صورت ساز : نگار ایزد بی چونی ای نگار رهی زهی نگارنگار و زهی نگارگریسوزنی.


نگار نهادن

[نِ نِ / نَ دَ] (مص مرکب)نگار بستن حنا بستن حنا بر دست و پای نهادن : شیرمرد همه جهان بودم عشق بر دست من نگار نهادعطار.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید