نکر
[نُ کَ] (ع مص) زیرک گردیدن || دشوار گشتن (|| ص) معین (فرهنگ فارسی معین) : پس حکم کرد آتشی را و نکر تا شود حل مشکل آن دو نفر مولوی (از فرهنگ فارسی معین) - نکر ساختن؛ معین کردن (فرهنگ فارسی معین) : هم نکر سازید از بهر ثمود صیحه ای که جانشان را درربود مولوی (از فرهنگ فارسی معین).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
