نفث الدم

[نَ ثُدْ دَ] (ع اِ مرکب) عبارت است از خونی که ظاهر شود از دهان (از بحر الجواهر).


نفث الشیطان

[نَ ثُشْ شَ] (ع اِ مرکب)شعر (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) غزل (اقرب الموارد).


نفثه

[نَ ثَ] (ع اِ) یکی نفث است (از اقرب الموارد) رجوع به نفث شود || دمیدگی || دمیدگی افسونگر و دم دهنده (ناظم الاطباء) ||انداخته شده (یادداشت مؤلف ||) کلام (یادداشت مؤلف).


نفثه المصدور

[نَ ثَ تُلْ مَ] (ع اِ مرکب)آنچه مبتلا به بیماری ریوی بیرون افکند از خلط و خون تا بدان خود را اندک آرامشی بخشد || اظهار شکوی و گلایه کردن از امری یا چیزی ناخوش آیند تا بدان آلام درونی تخفیف یابد بث الشکوی لب به شکایت گشودن و آلام...


نفج

[نَ] (اِ) کاغذ (جهانگیری) (انجمن آرا) (آنندراج) کاغذی را گویند که چیزی بر آن نویسند (برهان قاطع) : گر نیست کلک مصری و نفج هریوه ای تا خط نکوتر آید در چشم هر بصیر از کلک رودباری خط صلت نویس وز دخل رودبار بده زر چون زریر سوزنی (انجمن آرا)...


نفج

[نَ] (ع مص)( 1) برداشتن و بلند کردن پستان نوبرآمده پیراهن را (منتهی الارب) (آنندراج) (از انجمن آرا) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) برداشتن پستان زن پیراهن را (از تاج المصادر بیهقی) بلند برداشتن پستان نوچه پیراهن را؛ یعنی بلندی که در پیراهن به سبب برآمدگی پستان به هم...


نفج

[نُ فُ] (ع ص، اِ) گرانباران (منتهی الارب) (آنندراج) ثقلاء (متن اللغه) (اقرب الموارد ||) امرأه نفج الحقیبه؛ زن سطبرسرین و بزرگ سرسرین (منتهی الارب) (آنندراج) ضخمه الارداف و المأکم (اقرب الموارد) (متن اللغه ||) جِ نفیج رجوع به نِفّیج شود.


نفج

[نُ فَ] (ع اِ) جِ نفجه رجوع به نُفجَه شود.


نفجان

[نَ فَ] (ع مص) نفج نفوج (از اقرب الموارد) (المنجد) رجوع به نَفج در تمام معانی مصدری شود.


نفجان کلانتری

[نَ کَ تَ] (اِخ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 212 تن سکنه دارد آبش از رود ( کر، محصولش غلات و برنج است شغل اهالی زراعت است به این قریه نفجان هم می گویند (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7.


نفجه

[نُ جَ] (ع اِ) تریز جامه (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) رقعه الدخریص (اقرب الموارد) ج، نُفَج.


نفح

( [نَ] (ع مص)( 1) دمیدن بوی خوش (از منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات) دمیدن (ترجمان علامهء جرجانی ص 100 دمیدن بوی (از تاج المصادر بیهقی) منتشر شدن رائحهء طیب (از اقرب الموارد ||) برجستن خون از رگ (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) دمیدن خون از رگ (از...


نفح

[نَ فَ] (ع ص) نیه نفح؛ نیت دور و بلند (منتهی الارب) (آنندراج) بعیده (اقرب الموارد).


نفحات

[نَ فَ]( 1) (ع اِ) بوهای خوش (غیاث اللغات) (آنندراج) جِ نَفحَ ه رجوع به نفحه شود : ز بنفشه زار زلفش نفحات عید الا سوی فخر دین و دولت شه دادگر نیاید خاقانی گوش هش دارید این اوقات را درربائید اینچنین نفحات رامولوی نفحات صبح دانی به چه روی...


نفحان

[نَ فَ] (ع مص) نفح نفاح نفوح (متن اللغه) (المنجد) رجوع به نَفح شود.


نفحه

[نَ حَ] (ع اِ) یکی نفح است رجوع به نفح شود || دمیدگی (ناظم الاطباء ||) یک بار وزیدن (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) دفقه (متن اللغه ||) عطیه (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (متن اللغه) (اقرب الموارد) ج، نفحات یقال لفلان نفحات من المعروف؛ ای دفعات...


نفخ

[نَ] (ع اِمص، اِ) ناز بزرگ منشی (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) فخر کبر (اقرب الموارد) تکبر (ناظم الاطباء): ذونفخ؛ ذو کبر و فخر (منتهی الارب ||) بلند برآمدگی روز || بلندشدگی چیزی از بادی که در آن پدید آید دمیدگی پربادشدگی آماس (ناظم الاطباء) آماس ورم تورم || باد (آنندراج)...


نفخ

[نُ فُ] (ع ص) مرد پر از جوانی (منتهی الارب) پر از جوانی (از اقرب الموارد) مرد در کمال جوانی (ناظم الاطباء) یقول: شاب نفخ و جاریه نفخ (از اقرب الموارد).


نفخاء

[نَ] (ع ص، اِ) زمین بلند (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج ||) پشتهء نرم خاک (منتهی الارب) پشته از خاک نرم (ناظم الاطباء) زمین نرم مرتفع (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) مثل النبخاء (اقرب الموارد)( 1 ||) اعلای استخوان ساق (منتهی الارب) (آنندراج) بالای استخوان ساق (ناظم الاطباء) (از...


نفخات

[نَ فَ] (ع اِ) دمیدنهای باد (غیاث اللغات) (آنندراج) جِ نفخه رجوع به نفخه شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید