نفایه

[نَ یَ / یِ] (از ع، ص) پول قلب ناسره (ناظم الاطباء) نبهره (حاشیهء برهان قاطع چ معین) رجوع به نفایه شود : گفتا ز کفر پاک شود شهرهای روم گفتم چنانکه سیم نفایه میان گازفرخی اینکه زحمت کم کنی نوعی ز تشویر است از آنک نقده های بس نفایه...


نفایه گشتن

[نَ یَ / یِ گَ تَ] (مص مرکب) خوار شدن پست شدن بی ارج و اعتبار شدن : نبودم نزد هر کس خوارمایه چرا گشتم به نزد تو نفایه (ویس و رامین).


نفایه گفتن

[نَ یَ / یِ گُ تَ] (مص مرکب) هرزه گفتن (یادداشت مؤلف) : چون سرم از مستی وز خواب گران گشت درکشم او را به جامهء شب و افشار فرخی آخر نفایه گفتی و دانی این چه سخن بود پیش خواجه به یکبار فرخی (یادداشت مؤلف).


نفأ

[نُ فَءْ] (ع اِ) پاره ای علف پراکنده رسته (صراح) پاره های علف و گیاه پراکنده رسته، یا سبزه زار مجتمع و فراهم آمده بریده و جدا از علف زار بزرگ و کلان افزون و بالیده بر آن (منتهی الارب) (آنندراج) پاره های پراکنده از علف و گیاه، و مرغزار...


نفأه

[نُ ءَ] (ع اِ) پاره ای گیاه (مهذب الاسماء) واحد نفأ رجوع به نُفَأْ شود.


نفت

[نَ] (ع مص) خشمگین گردیدن یا برآماسیدن از خشم (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) غضبناک شدن (از متن اللغه) نفتان (منتهی الارب) (متن اللغه) نفاه نفیت (متن اللغه ||) جوشیدن دیگ (منتهی الارب) (از متن اللغه) نفتان نفیت (متن اللغه) (اقرب الموارد ||) تیرک زدن( 1) دیگ جوشان...


نفت

[نَ] (اِ) در اوستا: نپته( 1) (تر نمناک)، هندی باستان: نبه( 2)، نبهته( 3) (شکافتن، ترکیدن)، هوبشمان گوید: اسم مفعول از ریشهء نبه( 4) در اوستا نبد( 5) آمده، که نظایر متعدد دارد اسم مفعول مختوم به ته( 6)، نپته( 7) است (قیاس شود با بسته( 8) = سانسکریت بدهه(...


نفت آلود

[نَ] (ن مف مرکب) به نفت آلوده نفتی.


نفتادن

[نَ فِ دَ / نَ فُ دَ / نَ دَ] (مص منفی) نیفتادن نیوفتادن ناافتادن مقابل افتادن رجوع به افتادن شود : هین کمالی دست آور تا تو هم از کمال دیگران نفتی به غممولوی.


نفتادنی

[نَ فِ دَ / نَ فُ دَ / نَ دَ] (ص لیاقت) نیفتادنی مقابل فتادنی رجوع به فتادنی و افتادنی شود.


نفتاده

[نَ فِ دَ / نَ فُ دَ / نَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نیفتاده ناافتاده نیوفتاده مقابل فتاده رجوع به فتاده و افتاده شود.


نفتالی

[نِ] (اِخ) نام یکی از دوازده پسر یعقوب (یادداشت مؤلف) : ز بلهان دو فرزند مردانه بود هنرمند نفتالی و دانه بود شمسی (یوسف و زلیخا از یادداشت بخط مؤلف).


نفتالین

[نَ] (فرانسوی، اِ)( 1) مادهء خشک بدبوی سفیدرنگی که از نفت گیرند و برای جلوگیری از بید زدن پارچه و لباس آن را بر بافته Naphtaline, - ( های پشمی چون جامه و قالی و قالیچه پاشند، همچنین برای دفع موریانه به کار برند (فرانسوی) ( 1 Naphtalene.


نفتان

[نَ فَ] (ع مص) نفت (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغه) رجوع به نَفت شود.


نفت انداختن

[نَ اَ تَ] (مص مرکب)پرتاب کردن شیشه های نفت به وسیلهء دست یا منجنیق به طرف دشمن.


نفت انداز

[نَ اَ] (نف مرکب) نفاطه (یادداشت مؤلف) آتشباز || گوله انداز؛ یعنی کسی که توپ و تفنگ را سر دهد (آنندراج).


نفت اندازی

[نَ اَ] (حامص مرکب) عمل نفت انداز آتشبازی : هندوئی نفت اندازی همی آموخت حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است (گلستان سعدی).


نفت اندود

[نَ اَ] (ن مف مرکب) نفت آلود به نفت آلوده شده : نصیب دوزخ اگر طلق بر خود انداید چنان در او جهد آتش که چوب نفت اندود سعدی.


نفت چال

[نَ] (اِخ) دهی است از دهستان لفور بخش مرکزی شهرستان شاهی، در 12 هزارگزی مغرب شیرگاه، در منطقه ای کوهستانی و جنگلی و معتدل هوای مرطوب واقع است و 900 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء ارز تأمین می شود محصولش برنج و لبنیات و ( شغل اهالی زراعت و...


نفت خیز

[نَ] (نف مرکب) مناطق نفت خیز، جاهائی که معدن نفت دارد که چاه نفت دارد که در آنجا نفت استخراج کنند.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید