نفاج

[نَفْ فا] (ع ص) متکبر || نازنده به آنچه که ندارد (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).


نفاجه

[نِ جَ]( 1) (ع اِ) پارچهء چهارگوشه که به آستین دوزند (منتهی الارب) (از آنندراج) رقعهء مربعه زیر آستین (غیاث اللغات) (از متن اللغه) و این معمول عرب است (غیاث اللغات) ( 1) - در غیاث اللغات به فتح اول [ نَ جَ ].


نفاجه

[نُفْ فا جَ] (ع اِ) تریز جامه (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


نفاح

[نُ] (ع مص) نفح نفحان (منتهی الارب) (متن اللغه) (اقرب الموارد) نفوح (متن اللغه) رجوع به نَفح شود.


نفاح

[نَفْ فا] (ع ص) بسیار نفع و منعم بر خلق (منتهی الارب) (آنندراج) کسی که نفع بسیار به مردم می رساند (ناظم الاطباء) کثیرالعطایا و بسیار سودرساننده و منعم بر خلق (از اقرب الموارد) کثیرالنفحات کثیرالعطایا (از المنجد ||) تندبوی (منتهی الارب) (آنندراج) چیز معطر و خوشبوی (ناظم الاطباء) رجوع...


نفاخ

[نُ] (ع اِ) آماس شکم (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).


نفاخ

[نُفْ فا] (ع اِ) ورم که از بیماری حادث شود (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (المنجد) (از متن اللغه).


نفاخ

[نَفْ فا] (از ع، ص)( 1) بادبز (مهذب الاسماء) دمنده نفاث (یادداشت مؤلف ||) پرباد و هر چیز که خوردن آن تولید باد و نفخ در شکم کند و شکم از آن بیاماسد (ناظم الاطباء) خوردنیهای باددار چون پیاز و ترب خام (یادداشت مؤلف) هرچه در او رطوبت غریبه باشد...


نفاخات

[نُفْ فا] (ع اِ) جِ نفاخه (ناظم الاطباء) رجوع به نُفّاخَه شود.


نفاخه

[نُفْ فا خَ] (ع اِ) غوزهء آب (منتهی الارب) (آنندراج) قبک روی آب (دهار) کوپلهء آب (المرقاه) حباب (یادداشت مؤلف) حباب که بر سطح آب ایستد (از اقرب الموارد ||) چیزکی است منتفخ و برآمده در شکم ماهی (منتهی الارب) (آنندراج) آلتی مانند مثانه و پرباد در شکم ماهی که...


نفاخه

[نَفْ فا خَ] (ع اِ) دَمِ آهنگران (یادداشت مؤلف از مهذب الاسماء).


نفاد

[نَ] (ع مص) سپری شدن (غیاث اللغات) (مجمل اللغه) (دهار) (ترجمان علامهء جرجانی ص 100 ) برسیدن (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (زمخشری) نیست شدن (مجمل اللغه) فنا شدن و رفتن (از متن اللغه) سپری شدن چیزی و تباهی آن (ناظم الاطباء) نیست و نابود گردیدن و رفتن (آنندراج) به آخر...


نفاذ

[نَفْ فا] (ع ص)( 1) درگذرنده و رسا در هر کار (منتهی الارب) (آنندراج) درگذرنده در جمیع کارهایش نفوذ (از المنجد) (از اقرب الموارد) ( 1) - النافذ، الماضی فی جمیع اموره، و هو النَفوذ و النَفّاذ (متن اللغه).


نفاذ

[نَ] (ع مص)( 1) گذشتن تیر از آنچه بدان آید (ترجمان علامهء جرجانی ص 100 ) گذشتن تیر از جائی که بدان رسد (غیاث اللغات) بیرون گذشتن تیر از آنچه برآن برآید (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) گذشتن چیزی از چیزی و رها شدن آن از آن (منتهی الارب) (آنندراج) درگذشتن...


نفاذ

[نَ]( 1) (ع اِمص) روائی جریان درگذرندگی نفوذ تأثیر : ز رای اوست نفاذی که در قضا باشد ز وهم اوست مضائی که این قدر دارد مسعودسعد از کفش بر مثال های نفاذ عز توقیع و حسن عنوان باد مسعودسعد به حل و عقد و بد و نیک عزم و...


نفاذ یافتن

[نَ تَ] (مص مرکب) جاری شدن روا شدن روان گشتن نفوذ یافتن نافذ شدن : و مثال های او در ممالک دنیا بر اطلاق نفاذ یافت (کلیله و دمنه) چون قاضی مزوّر که حکم او در یک حادثه بر وفق مراد هر دو خصم نفاذ یابد لاجرم خصومت منقطع نشود...


نفار

[نِ] (اِ) بنای چوبین دوطبقه (یادداشت مؤلف) رجوع به نپار شود.


نفار

[نِ] (ع مص) رمیدن (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) ترسیدن و دور گردیدن (منتهی الارب) نفور نفر نفران (المنجد) رجوع به نَفر شود || فزع کردن (از متن اللغه ||) منافرت (یادداشت مؤلف) رمندگی اسم مصدر است، گویند: فی الدابه نفار (از اقرب الموارد) اسم است از نُفور( 1) (متن اللغه...


نفاره

[نُ رَ] (ع اِ) فرمان (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) حکم (اقرب الموارد ||) آنچه بگیرد غالب از مغلوب، یا آنچه حاکم بگیرد از کسی (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) آنچه نافر یعنی غالب در منافره از مغلوب و منفور بگیرد و آنچه حکم بین دو تن متنافر...


نفاریر

[نَ] (ع اِ) گنجشک ها (آنندراج) عصافیر (از متن اللغه) (المنجد) (اقرب الموارد) واحد آن نفرور (از المنجد) (از اقرب الموارد) رجوع به نفرور شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید