نفاریه

[نُ یَ] (ع ص، از اتباع) عفاریه نفاریه، منکر خبیث مارد (از اقرب الموارد) چیز مهیب ترسناک (آنندراج).


نفاز

[نُفْ فا] (ع اِ) بازئی است مر عرب را که در آن با هم برجهند (منتهی الارب) (آنندراج).


نفاس

[نُفْ فا] (ع ص، اِ) جِ نفساء رجوع به نفساء شود.


نفاس

[نُ] (ع ص، اِ) جِ نفساء رجوع به نفساء شود.


نفاس

[نِ] (ع اِ) زچگی زن (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) زاجی (دهار) (السامی) زایسفانی زایسبانی (ربنجنی) حالت وضع حمل زن (از ناظم الاطباء): مدت نفاس پس از فرزند نرینه بیست و پنج روز تا سی روز و پس از مادینه تا چهل روز بود (از ذخیرهء خوارزمشاهی) - ایام نفاس؛...


نفاست

[نَ سَ] (ع اِمص) خوبی پسندیدگی (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) گرانبهائی عزیزی لطافت (ناظم الاطباء (||) مص) زچه شدن زن (غیاث اللغات) رجوع به نفاس و نفاسه شود || حسد و بخیلی کردن (غیاث اللغات) نفاسه رجوع به نفاسه و نَفَس شود.


نفاسه

[نَ سَ] (ع مص) دریغ داشتن بر کسی چیزی را و اهلی نشمردن او را جهت آن چیز (از منتهی الارب) (آنندراج ||) بخیلی کردن به چیزی (از تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (از غیاث اللغات) بخیلی کردن به چیزی از عزیزی (آنندراج) رجوع به نَفَس و نفاسیه شود || حسد...


نفاش

[نُفْ فا] (ع ص، اِ) شتران شب چرنده (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) نافشه (اقرب الموارد) شتران چرنده در شب بدون شبان (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).


نفاش

[نَفْ فا] (ع ص) نداف حلّاج پنبه زن واخنده (یادداشت مؤلف ||) متکبر نفاخ (المنجد (||) اِ) نوعی لیمو است درشت تر از لیموهای معمولی (از المنجد) (از متن اللغه) و آن را در سواحل شام ابوصفیر گویند و آن قسمی از لیموی هندی است( 1) (از متن گویند (از...


نفاص

[نُ] (ع اِ) بیمارئی است گوسپندان را که به سبب آن باربار کمیز اندازد چندان که بمیرد (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).


نفاصت

[نِ صَ] (ع اِمص) شیرینی آب (یادداشت مؤلف) : و طلسم دیگر از یسار نمکستان به سی گز تعبیه کرده است تا نفاصت آن آب به 1) - النفیص؛ الماء العذب (اقرب الموارد) ) (1)( ملاحت آن آمیخته نشود (تاریخ قم ص 87.


نفاض

[نَ] (ع اِمص) لرزش تب( 1) (منتهی الارب) (آنندراج ||) بی توشگی تنگدستی (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) نِفاض نُفاض (ناظم الاطباء) -امثال: النفاض یقطر الجلب؛ چون تنگدستی و خشکسالی رسد شتران را قطارقطار به معرض بیع برند (منتهی الارب) ( 1) - اسم مصدر است (منتهی الارب).


نفاض

[نُ] (ع اِ) آنچه به افشاندن ریخته شود از برگ و میوه و جز آن (منتهی الارب) (آنندراج) آنچه به افشاندن فروریزد برگی که فروریزد و بیشتر در مورد برگ سمر استعمال شود بدان صورت که زیر آن بساطی بگسترانند سپس آن را بتکانند تا فروریزد (از متن اللغه) نِفاض...


نفاض

[نِ] (ع اِ) نوعی از ازار طفلان (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) ج، نُفُض || جامه (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه) یقال: ما علیه نفاض؛ ای شی ء من الثیاب (منتهی الارب) (اقرب الموارد ||) گستردنی است که بر آن برگ سمر و مانند آن...


نفاضه

[نُ ضَ] (ع اِ) ریشه و ریزهء مسواک که در دهن ماند (منتهی الارب) (آنندراج ||) آنچه به افشاندن بیفتد از برگ و میوه و جز آن (منتهی الارب) (آنندراج) آنچه فروریزد از منفوض (از اقرب الموارد) برگ و میوهء افتاده (یادداشت مؤلف) رجوع به نفاضه شود.


نفاط

[نَ] (ع اِ) نَفّاط (منتهی الارب) رجوع به نَفّاط شود || فتیلهء چراغ || شمع و مشعل (ناظم الاطباء).


نفاط

[نَفْ فا] (ع اِ) جائی که از آن نفت بیرون آید (از منتهی الارب) (آنندراج) محل استخراج نفت (از اقرب الموارد) نَفاط (منتهی الارب ||) نوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند (منتهی الارب) (آنندراج) نَفاط (منتهی الارب ||) ظرفی است مسی که بدان نفط را اندازند (منتهی الارب)...


نفاطات

[نَفْ فا] (ع اِ) جِ نفاطه رجوع به نَفّاطَه شود.


نفاطه

[نَفْ فا طَ] (ع اِ) منبت نفت جای برآمدن نفت (از اقرب الموارد ||) معدن نفت || نوعی از چراغ که بدان چراغ دیگر افروزند (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) ابزاری از مس که بدان نفت و آتش پرتاب کنند (از اقرب الموارد) آلت افکندن نفط به صف...


نفاطیر

[نَ] (ع اِ) گیاه متفرق، یا گیاه نخستین بهاری (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه) واحد آن نفطوره است (از منتهی الارب).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید