نفار
[نِ] (ع مص) رمیدن (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) ترسیدن و دور گردیدن (منتهی الارب) نفور نفر نفران (المنجد) رجوع به نَفر شود || فزع کردن (از متن اللغه ||) منافرت (یادداشت مؤلف) رمندگی اسم مصدر است، گویند: فی الدابه نفار (از اقرب الموارد) اسم است از نُفور( 1) (متن اللغه ||) رفتن قوم برای کاری و همه یکبار پیش آمدن در آن (آنندراج) (از منتهی الارب) رفتن قوم برای کار یا جنگ نفور نفیر (از اقرب الموارد) (از المنجد) : سواران تاتار و مردان بأس و نفار و بؤس و کارزار از مکامن و جدار بدوانیدند (جهانگشای جوینی) دروازه بگشادند و در نفار و مکاوحت بربستند (جهانگشای جوینی) ( 1) - و هو شبه الحران فی الدابه (متن اللغه).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
