نشبه
[نُ بَ] (ع اِ) آویزش (منتهی الارب) (آنندراج (||) ص) مردی که به کاری آویزد و رها نشود (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) نُشَ بَه (المنجد) گویند: کنت نشبه فصرت عقبه؛ ای کنت اذا نشبت و علقت بانسان لقی منّی شراً فقد اعقبت الیوم و رجعت (منتهی الارب)؛ بودم من که چون درمی آویختم به کسی از من به وی بدی می رسید و امروز برگشتم از آن (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء (||) اِ) گرگ (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) اسم است گرگ را( 1) (از معجم متن اللغه) (از المنجد) (از اقرب الموارد (||) مص) نشب (منتهی الارب) (المنجد) (اقرب الموارد) رجوع به نشب شود ( 1) - اسم للذئب ای علم جنس علیه (المنجد) (اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
